تبليغاتX
درج تبليغات X

معناى توحيد
بحثى آرام و زيبا در اثبات توحيد و يكتاپرستى و محو انواع مختلف شرك
 

بسم  الله الرحمن الرحیم

افضل الصلوات علی سیدنا محمد وعلی آله واصحابه

پاسخ به اقای (علی) که در قسمت نظرات به احادیثی استناد کرده بودند.

اولین حدیثی که آورده بودند به این شکل(ان عليا مني و أنا منه و هو ولي کل مومن من بعدي: علي از من است و من از او،واو بعد از من ولي هر مومن خواهد بود. ترمذي 5/591 رقم 3712 دارالکتب العلمية)

(پاسخ کل حدیث به این شکل است تمامش آمده به این صورت :‏ ‏حدثنا ‏ ‏عبد الرزاق ‏ ‏وعفان ‏ ‏المعنى وهذا حديث ‏ ‏عبد الرزاق ‏ ‏قالا ثنا ‏ ‏جعفر بن سليمان ‏ ‏قال حدثني ‏ ‏يزيد الرشك ‏ ‏عن ‏ ‏مطرف بن عبد الله ‏ ‏عن ‏ ‏عمران بن حصين ‏ ‏قال ‏‏بعث رسول الله  ‏سرية وأمر عليهم ‏ ‏علي بن أبي طالب ‏ ‏رضي الله تعالى عنه ‏ ‏فأحدث شيئا في سفره فتعاهد ‏ ‏قال ‏ ‏عفان ‏ ‏فتعاقد ‏ ‏أربعة من ‏ ‏أصحاب محمد ‏ ‏أن يذكروا أمره لرسول الله ‏ ‏ ‏ ‏قال ‏ ‏عمران ‏ ‏وكنا إذا قدمنا من سفر بدأنا برسول الله ‏ ‏فسلمنا عليه قال فدخلوا عليه فقام رجل منهم فقال يا رسول الله إن ‏ ‏عليا ‏ ‏فعل كذا وكذا فأعرض عنه ثم قام الثاني فقال يا رسول الله إن ‏ ‏عليا ‏ ‏فعل كذا وكذا فأعرض عنه ثم قام الثالث فقال يا رسول الله إن ‏ ‏عليا ‏ ‏فعل كذا وكذا فأعرض عنه ثم قام الرابع فقال يا رسول الله إن ‏ ‏عليا ‏ ‏فعل كذا وكذا قال فأقبل رسول الله  ‏على الرابع وقد تغير وجهه فقال ‏دعوا ‏عليا ‏دعوا ‏عليا ‏إن ‏عليا ‏ ‏مني وأنا منه وهو ولي كل مؤمن بعدي).

یعنی(پیامبر صلی الله علیه وسلم  اصحاب را به سریة فرستاد و  علی رضی الله عنه را بر ایشان امیر کرد واتفاقاتی در آن سریة افتاد و بعضی از افراد لشکر ۴ تن ازایشان با هم عهد کردند که وقتی بر گشتند شکایت علی را پیش رسول الله بکنند به ای دلیل که اختلافاتی بین ایشان رخ داده بود .عمران می گوید وقتی از سفر آمد نزدیم رسول الله رفتیم و سلام کردیم وداخل شدیم و مردی از میان آنها بر خاست و گفت یا رسول الله علی فلان کار و فلان کار را کرد سپس دومین نفر هم همین را گفت و سپس سومین نفر و حِهارمین نفر همه شکایت کردند از علی در این هنگام صورت رسول الله رنگش تغییر نمود و حِند مر تبه فرمود دعو علیاً علی را واگذارید علی را واگذارید سپس فرمود علی از من است و ولی تمام مومنین)

(خوب مشخص است که این گفته پیامبر ربطی به خلافت و امامت ندارد بلکه در مورد بغض و کینه نسبت به علی است وبر دوستی حمل می شود ومهربانی با علی همانطور که رسول الله فرموده(السلطان ولي من لا ولي له) ورسول الله نفرمود علی ولی امر مومنین است بلکه دراین قسمت نشان دهنده دوستی محبت وعدم کینه با علی است ونه خلافت و ولایت)

حدیث بعدی که آوردند (حديث دار در روز انذار :پيامبر اعظم(ص) با اشاره به امام علي فرمودند:« ان هذا اخي و وصيي و خليفتي من بعدي، فاسمعوا له و اطيعوا اين برادر من، وصي من و جانشين من بعد از من است، پس به او گوش فرا دهيد و از او اطاعت نمائيد).

(پاسخش را به عربی می آورم زیرا بسیار خوانا و واضح است :هذا الحديث باطل متناً وسنداً:
قال الألباني « موضوع» (سلسلة الأحاديث الضعيفة4932).
أما من ناحية السند: فمدار رواياته على ثلاثة، محمد بن اسحاق وعبد الغفار بن القاسم وعبد الله بن عبد القدوس.
أما محمد بن اسحاق: راوي الحديث فهو مختلف في صحته.
 وأما عبد الغفار بن القاسم: قال عنه الذهبي « أبو مريم الأنصاري رافضي، ليس بثقة، قال علي بن المديني: كان يضع الحديث، ويقال: كان من رؤوس الشيعة، وروى عباس بن يحيى: ليس بشيء، وقال البخاري: ليس بالقوي عندهم، وقال أحمد بن حنبل: كان أبو عبيدة إذا حدّثنا عن أبي مريم يضج الناس يقولون: لا نريده، وقال أحمد: كان أبو مريم يحدّث ببلايا في عثمان (ميزان الاعتدال 2/640).
وقال عنه ابن حبّان « كان ممن يروي المثالب في عثمان بن عفان وشرب الخمر حتى يسكر ومع ذلك يقلّب الأخبار ولا يجوز الاحتجاج به، تركه أحمد بن حنبل ويحيى بن معين» (كتاب المجروحين لابن حبان ص143).
وقـال النسـائي « متروك الحـديث» (الضعفاء والمتروكين للنسائي ص210).
وقال عنه ابن كثير « متروك كذاب شيعي اتهمه علي بن المديني وغيره بوضع الحديث وضعّفه الأئمة رحمهم الله» (تفسير ابن كثير3/364).
وأما عبد الله بن عبد القدوس: قال عنه الذهبي « كوفي رافضي نزل الري، روى عن الأعمش وغيره، قال بن عدي: عامة ما يرويه في فضائل أهل البيت، قال يحيى: ليس بشيء رافضي خبيث، وقال النسائي وغيره: ليس بثقة، وقال الدارقطني: ضعيـف، وقـال أبومعمر: عبد اللـه بن عبد القـدوس وكان خشبيـاً» (ميزان الاعتدال2/457).

 

حدیث دیگری که شیعه استناد می کند این می باشد (بخ بخ یا علی )پاسخ (فيه علي بن زيد بن جدعان. قال عنه الجوزجاني « واهي الحديث ضعيف» (الشجرة في أحوال الرجال ص194) وقاله الحافظ في التقريب (4734).
قال ابن الجوزي في العلل المتناهية في الأحاديث الواهية (1/226) » هذا حديث لا يجوز الاحتجاج به، ومن فوقه إلى أبي هريرة ضعفاء«. وفيه:
شهر بن حوشب: متكلم فيه. قال النسائي » ليس بالقوي« (الضعفاء والمتروكون294) وقال البزار » تكلم فيه جماعة من أهل العلم« (كشف الأستار490) وقال الدارقطني » ليس بالقوي« (سنن الدارقطني1/103).
ضمرة بن ربيعة الفلسطيني: صدوق يهم قليلا (تقريب التهذيب 2986).
وقد قال الألباني بضعف هذه الرواية والمرفوع من الحديث صحيح» (مشكاة المصابيح6049).

مشخص شد که شیعه به احادیث واهی وباطل و ضعیف استناد می کند وبقیه احادیثتان هم از همین نوع می باشد که به دلیل کمی وقت به همین سه پرداختم و انشاء الله بزودی بقیه را برسی خواهیم کرد.

والله المستعان.



+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 16:40  توسط عبدالرحمن عمر | 
السلام عليكم دوستان خوب و مهمانان محترم

تشكر صميمانه دارم كه همراهمان هستيد و اين عنوان براى اين انتخاب كردم كه جدل و بحث ماها همه بر سر كتابها و احاديث منسوب به رسول الله است كه آيا قرآن به تنهايى مى تواند كافى باشد ؟!

آنوقت تكليف اينهمه كتابهاى حديث چه می شود؟!

و آیا کتاب مشخصی می تواند بهترین باشد؟

دوستان

نه بنده و نه کسی راه مطالعه را نمی تواند ببندد ولی بایستی این حقیقت را بیاد داشته باشیم:

آیا سخنانی که به رسول الله منسوب است ، وحى خوانده مى شود يا نه؟

و اگر وحی بوده از چه طریقی به او رسیده است؟

آیا از جبرئیل ، امين و فرشته ی وحی یا بدون او!؟

این یک واقعیت است که خداوند صریحاً در قرآن بيان داشته كه فرشته ى وحى را بسوى بنده ى زمينى اش محمد صلى الله عليه و سلم فرستاد تا قرآن را به او برساند و رسول الله هم قرآن را از طريق فرشته ى وحى دريافت داشت.

در كجاى قرآن نوشته بدون رسول وحى يا روحى به امر خدا ، آيات يا سخنان خداوند به محمد رسول الله انتقال مى يافته است؟

اينست كه يقيناً قرآن سخن وحى است و جز اين به رسول الله وحى نشده است مگر حکمت و فهم امور که بوسیله اش رسول الله قادر به اداره ی جامعه ی اسلامی بود.

و این حکمت بعدها در میان خلفای راشدین و صحابه و توسط آنان به عالمیان نشان داده شد.

اما متأسفانه غلو مسلمين باعث شد امورى توسط اهل كتاب ( يهود و مسيحيان ) و زرتشتيان  به اعتقادات مسلمين رخنه كند .

حال بين فرق و مذاهب  مختلف مسلمين سخن از اين نيست كه نماز ظهر ۴ ركعت بود يا غير؟ سخن بر اين نيست كه هر ركعتى ۲ سجده دارد يا غير؟ يك ركوع دارد يا غير؟!

بلكه سخن از اينست كه آخرين منجى بشر كى مى آيد!؟

سخن از اينست كه آخرین منجى و هدايت كننده ى بشر كجاست؟!

اين سخنها ربطى به قرآن ندارد!

زيرا اساس اسلام كامل و بيان شده است و حاجتى به كسى ندارد كه آنرا كامل سازد!

و قرآن بيان داشته كه آخرين فرستاده رسول الله و بنده اش محمد بود.

و منجى ديگری نيست!

و اتباع  اديان باطل و محرف  مى بايست به آخرين فرستاده ى خدا ايمان آورند كه نياوردند و اينست كه ادعاى آمدن منجى ديگری دارند که معمولاً همان اشخاص مقدس خودشان است!

زرتشتيان منتظر منجى خود زرتشت هستند!

مسيحيان منتظر عيسى مسيح هستند!

و يهود منتظر بازگشت موسی هستند!

حال ببینیم اعتقاد بازگشت عیسی یا ظهور منجی دیگر در میان امت اسلام چه پیامدی بدنبال خواهد داشت:

۱- محمد رسول الله و خاتم الرسل و النبیین ، آخرين فرستاده ى خداوند نیست!

۲- رسالت کامل نشد!

۳- قرآن خوب اعلام نشد و شخصی باید آنرا خوب اعلام نماید و تفسیرش کند!

۴- مردم بایستی همیشه منتظر باشند و هر کسی خود را شایسته ی تغییر نخواهد دید!

۵- با ظهور شخصی که مواصفاتش ذکر شده همه بایستی با او همراه شوند!

۶- ایمان و بیعت با غیر او (  آخرین منجی) خلاف امر خداست!

۷- آن فرد منجی بمانند بقیه نیست و " جانشین رسول الله " می باشد و امرش مانند امر خداست!

می دانم دوستان با بعضی از این سخنان موافق نخواهند بود ولی عمدتاً ذكر كردم تا بدانيم تنها منجى و نجات دهنده و هدايت كننده ى ما " قرآن " است و همه ى ما بايستى منتظر تغيير حال خود باشيم كه خداوند فرموده است:

 

.... ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم .... سورة الرعد - الآية ۱۱

براستى كه خداوند حال و احوال قومى را تغيير نمى دهد تا خودشان  حال و احوالشان را تغيير دهند ...

و اين حقيقت تا قيام قيامت جاويد است و خداوند بشارت داده كه بندگان نیکوکار و خوب خداوند شایسته هستند که بر زمین باقی بمانند و حکم کنند.

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ

سورة الأنبیاء - الآية  ۱۰۵

و ما جز به اين خبر واقف نشديم و هر سخنى در كنار سخن پروردگار سر تسلیم فرود خواهد آورد.

 

ما نبایستی منتظر شخصی باشیم که مواصفات خاصی داشته باشد و فریب او خورده و عقلهای خود را تعطیل سازیم!

اگر شخصی در آفتاب ظاهر شد  و گفت من از نوادگان فاطمه دختر رسول الله هستم و ناگهان صدایی از آسمان آمد که : ای مردم این شخص مهدی ست به او بگروید و از او سرپیچی نکنید !

همه ی عقلهای خدادادی تعطیل شده و تنها راه نجات را ، در پیروی او می شناسند!!

در حالیکه امور خارق العاده علامت و نشانه ی خدایی بودنش نیست!

چه بسا صوفیان و بودایی ها و هندوها هم به کارهایی دست می زنند که شیطانها یاوریشان کرده و چشمها را به خود خیره می سازند همانگونه كه ساحران فرعون ، چشمها را خیره و دلها را به وحشت انداختند!

پس اى ياران !

دل به افسانه ها نسپارید و با یقین و استواری به کلام الله بپیوندید و راه عمل به فرمانهای پروردگار را آسان نماییم که راه نجات است.

این افسانه ها سالهاست که امت اسلام را به گوشه نشینان منتظر ، تبدیل ساخته دیگر بس است!

بیدار شوید !

اللهم اهدني و اهدِ بي

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:5  توسط أمة الله | 

بسم الله الرحمن الرحيم

أَفَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا

سورة محمد - الآية ۲۴

 چرا قرآن را با دقت مطالعه نمى کنند آيا بر افکارشان قفل زدند؟

هرگاه به یک اهل تشیع که قبرستانهای امامان  معبدش شده ، برخورد مى كنى و به او مى گویی: قرآن کافی ست .

به تو پرخاش کنان می گوید:

این شعار عمر است که گفت: حسبنا کتاب الله!!

پس حرف او را برایم تکرار مکن!

و هرگاه به یک اهل تصوف سنی که قبر اولیاء و شيخ هايش معبدش شده ،برخورد کردی و گفتی: قرآن تو را کافی ست.

می گوید: می دانم قرآن خوب است و خیلی هم خوبست ولى راه را بدون شيخ نتوان يافت و تو را شيخى لازم است !

و همه بر يك ساز مى نوازند و آنهم اينكه : قرآن براى فهميدن نيست بلكه براى خواندنى ست كه از خواندنش چشمها کم سو و زبان خسته و کمر از فرط نشستن در معابد خسته شود ولی حاصل عقل و وجدان بدور ماندن از حقیقت است!

سالها بر این بلا سپری کرده اید دیگر بس است یاران!

مگر خدا راستگوترین نیست ؟

پس چرا باورش نکردید وقتی به شما گفت:

ما قرآن را براى يادگيرى آسان کرديم. آيا کسى از شما مى خواهد ياد بگيرد

سوره القمر - آیه ۲۲- ۳۲ و ...

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:4  توسط أمة الله | 

السلام عليكم

چرا طلاق زنان بر رسول الله تحریم شد در حالیکه

این حق بر مردان أمت تا روز قيامت آزاد ماند؟

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 11:39  توسط أمة الله | 

بسم الله الرحمن الرحیم

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ الَّلاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ...

 

اى پيامبر، ما براى تو حلال کرديم همسران وشریکان زندگی ات را که مهريه شان را داده اى، يا آنچه که از قبل دارى، که خدا به تو عطا کرد. همچنين دختران عموهايت، دختر عمه هايت، دختر داى هايت، دختر خاله هايت که با تو مهاجرت کرده اند براى ازدواج با تو حلال هستند. همچنين، اگر زن مؤمنى خود را به پیامبر ببخشاید و  بخواهد همسر پيامبر شود اگر پيامبر بخواهد مى تواند با آن زن ازدواج کند. اين گونه فقط برای تو  خالص و پاک  قرار دادیم  و نه براى مؤمنان ديگر. ما قبلا ً حق آنها ( مؤمنين ) را نسبت به همسرانشان يا آنچه از قبل دارند مقرر کرده ايم. اين بخاطر آن است که تو را از هر شرمندگى حفظ کند. خداست عفو کننده، مهربان ترين

 

تُرْجِي مَن تَشَاء مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَن تَشَاء وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَن تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا

تو مى توانى با ملايمت از هر کدام از آنها دورى کنى و مى توانى هر کدام از آنها را به خود نزديکتر کنى. اگر با هر کدام از آنها که دورى کرده بودى آشتى کنى، مرتکب خطايى نمى شوى. در اينصورت، آنها خشنود خواهند شد و غمى نخواهند داشت و به آنچه منصفانه به همگى آنها مى دهى راضى خواهند بود. خدا مى داند که در قلب هايتان چه مى گذرد. خداست داناى مطلق، با گذشت

لا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاء مِن بَعْدُ وَلا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلاَّ مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَّقِيبًا

غير از اين عده هيچ زن ديگرى براى ازدواج با تو حلال نيست و تو نمى توانى زن جديدى را جايگزين آنها کنى، هر چقدر هم که زيبايى شان را تحسين کنى. تو بايد با همان کسانى که برايت حلال شده اند راضى باشى. خدا مراقب همه چيز است.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلاَّ أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنكُمْ وَاللَّهُ لا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا

اى کسانى که ايمان داريد، به خانه هاى پيامبر وارد نشويد مگر آنکه براى خوردن غذا به شما اجازه داده شود و نبايد به هر ترتيبى خود را اينچنين دعوت کنيد. اگر دعوت شديد، مى توانيد وارد شويد. هنگامى که غذا خورديد، برويد؛ او را با صحبت هاى طولانى مشغول نکنيد. اينکار قبلا ً پيامبر را آزار مى داد و او خجالت مى کشيد که به شما بگويد. اما خدا از حقيقت شرم ندارد. اگر لازم شد چيزى از زنان او بخواهيد، از پشت حايلى از آنها سئوال کنيد. اين قلب هاى شما و قلب هاى آنها را خالص تر مى کند. باعث ناراحتى رسول خدا نشويد. بعد از او با زنانش ازدواج نکنيد، زيرا اين از نظر خدا گناهى بزرگ خواهد بود. سورة الأحزاب آيات 53- 50

 

در آیات فوق بیانی روشن است که  همسران رسول الله ( شریکان زندگی شان ) از سوی خداوند  انتخاب شده و " حلال شده " بودند و مهر تأييد بر  ایشان با نوعی گزینش خاص و  الهی ذكر شده است.و آنچه خداوند به بنده ى خاص  خود می بخشد همیشه " خالص و پاک شده " است و در آن غش و ناپاکی نیست.سپس خداوند به رسولش آداب معاشرت و نیکی با زنانش را آموزانده تا آن زنان خوشنود شوند.

و سرانجام خداوند آن زنان را باز برگزیده شده معرفی کرده است و اجازه ی عوض یا تبدیل آنان را از رسولش کاملا برداشته تا آن زنان طاهره و برگزیده بر مقام شایسته ی خود باقی باشند.آنگاه خداوند آداب خاصی را در ارتباط با این زنان برگزیده به مسلمین می آموزاند که مقام خاص زنان رسول الله را آشکارتر نموده است و اینکه هدف اصلی طهارت دلهای آنان است که بالاترین نوع طهارت و پاکی ست.و آنهم بدور بودن از هر نگاه نامحرم و قرار داشتن در " حجاب " یا پرده و حائل . و "حجاب " كه ستر و پوشش تمامي جسم أعم از دست و صورت است فقط در رابطه با زنان رسول الله نازل شده است و برای زنان امت امر پوشش بر حد " ادنی " یا کمترین است که همان  پوشش جسم و سر است که تمامی بدن بجز دست و صورت را در بر می گیرد.البته اقتدا به آن زنان برگزیده بسیار نیکوست که رسیدن به طهارت دل و دیده می باشد که والاترین مرتبه ی پاکی ست. ( إن شاءالله موضوع و نوشته ی  خاصي به حجاب و ستر زنان از ديدگاه قرآن ، اختصاص خواهم داد. )

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا

اى پيامبر، به همسران خود   و دختران خود و همسران مؤمنان بگو که لباس هاى خود را بلند کنند تا تمام جسمشان را بپوشاند. اين كمترین حدیست  كه بوسيله اش (بعنوان زنان پرهيزگار) شناخته خواهند شد و مورد اهانت قرار نخواهند گرفت. خداست عفو کننده، مهربان ترين. سورة الأحزاب – الآية 59

در آیه ی فوق (امر بر ستر و پوشش زنان ) بسیار روشن است که ابتدا  همسران و شریکان زندگی رسول الله و سپس دختران ایشان پیشگام و برجسته ترین زنان و الگوی زنان امت معرفی شده  زیرا امر پوشش از اشخاص الگو و نمونه شروع شده تا بقیه ی زنان جامعه را در بگیرد.

يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلا مَّعْرُوفًا

اى همسران پيامبر،  شما مانند زنان ديگر نيستيد حال که تقواپیشه کردید  (شما مسئوليت بزرگترى بر عهده داريد.) پس ، با نرمى و لطافت صحبت نکنيد، تا مبادا کسانى که در قلبشان مرض است تصور غلط بکنند؛ بايد فقط پرهيزکارانه و نیک صحبت کنيد

وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا

در خانه هاى خود بمانید ( در زوجیت رسولش و خانه اش باقي بمانيد و دیگر ازدواج نکنید= زیرا با ازدواج زن به خانه ی مردی می رود  ) و در معاشرت با مردم زياده روى نکنيد، همانطورکه قبلا ً در دوران جاهليت انجام مى شد. نماز را بجا آوريد و انفاق واجب (زکات) را بدهيد و از خدا و رسولش اطاعت کنيد. خدا مى خواهد تمام ناپاکى ها را از شما بردارد، اى کسانى که در اين خانه ( خانه ى رسول الله )  زندگى مى کنيد ،  خواست خدا اینست که  شما را کاملا ً خالص و پاک گرداند. سورة الأحزاب 34- 32

در آیات فوق به خوبی روشن است که همسران رسول الله بمانند بقیه ی زنان نیستند بر همین اساس خطاب بسوی آنان بصورت خاص آمده است تا نشانه ی بهترین و پاکترین زنان باشند. و علم خداوند ازلی و ابدی ست و او می داند که آنان شایسته ی این خطاب هستند همانطور که فرستادگانش شایسته ی خطابهای سنگین و خاص بودند تا الگو و سرمشق زنان باشند. و اینگونه خطاب خاص از قبل بسوی زن عمران مادر مریم و مریم  مادر عیسی و مادر موسی نیز نازل شد که نشانه ی لطف خداوند به این زنان برگزیده است و اینکه خالق آسمانها و زمین به زنان برگزیده  عنایت خاصش را نشان داده است تا مایه ی قوت دلهای زنان هر زمانی شود که پروردگار مهربان محبت و لطفش را تنها شامل مردان و منحصر به آنان نکرده است.

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا

اى پيامبر، به همسران خود و دختران خود و همسران مؤمنان بگو که لباس هاى خود را بلند کنند تا تمام بدنشان را در بر بگیرد و بپوشاند زیرا اين كمترين حديست كه بوسيله اش (بعنوان زنان پرهيزگار) شناخته خواهند شد و مورد اهانت قرار نخواهند گرفت. خداست عفو کننده، مهربان ترين. سورة الأحزاب – الآية 59

در آیه ی فوق باز دقت فرمایید که خداوند به عدم اذیت به زنان رسول الله و سپس دختران ایشان و سپس زنان مسلمین اهمیت بسیار نشان داده و امر پوشش را حمایتی برای آنان معرفی نموده است .اینست که زنان امت بر اساس التزام به این امر بایستی محترم شناخته شوند و کسی جز بی ایمان ترین مردمان آنان را مورد اهانت قرار نمی دهد.

همانطور که متأسفانه در عالم مادي غربي شاهديم كه زنان مسلمان را به جرم ستر و حيا و پوشش مورد آزار و اذیت قرار می دهند و الله المستعان!

حال به  آیاتی از سوره ی تحریم دقت فرماید: 

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

 ای پیامبر  چرا می خواهی در طلب خوشنودی زنانت ، آنچه را که الله برایت حلال کرده را حرام  کنی؟سورة التحريم  - الآية 1

وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَن بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ

پيامبر مطلبى رامحرمانه  به بعضى از زنانش گفت، سپس يکى از آنها خبرش را داد ( به دیگری )  و خدا او ( پیامبر ) را از آن آگاه ساخت. سپس او قسمتى از آن موضوع را به زنش گفت و قسمتى را ناديده گرفت. آن زن از او پرسيد، "چه کسى اين را به تو خبر داد" او گفت، "من از جانب آن داناى مطلق، و آگاه ترين مطلع شدم." سورة التحريم – الآية 3

در آیات فوق از ارتباط و محبت رسول الله با همسرانشان سخن آمده که ایشان خواهان خوشنودی زنانش بوده و بخاطر همین  بر خود حلالی را حرام نمود. هر چند این امر بسیار خاص بوده ولی اهمیت ذکر این امر خاص براینست که : هرگز جز الله تعالی کسی مجوز حلال و حرام کردن نباشد حتی اگر فرستاده ی خداوند باشد. 

عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِّنكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا

اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش زنان ديگرى را جايگزين شما خواهد کرد؛ که بهتر از شماها  زنان مسلمه ، با ايمان ، فرمانبردار، توبه کننده، پرستش کننده، پارسا، هستند ، چه قبلا ً ازدواج کردند، و يا باکره باشند. سورة التحريم – الآية 5

در آیه ی فوق بیانی مهم است و آن اینکه زنان رسول الله دارای صفات خاصی بوده اند که همگی ذکر شده است و در کنار آن صفات به آنان بیان شده است که خداوند قادر است بهتر از آنان را  ( در صورت طلاق دادنشان توسط رسول الله ) نیز جایگزین کرده و به رسولش بخشد. اشاره ی " خیرا منکن " صفت برتر تفضیلی همیشه در كنار  صفت " خوبی " می آید و بدین معناست که آنان با اینکه خوب هستند اما شایسته است بهتر باشند تا کسی جایگزین آنان نشود. و قرآن شاهد است که الله تعالی کسانی را جایگزین آنان نکرد زیرا اجازه ی ازدواج با زنان دیگر یا تبدیل زنان کنونی را به رسولش نداده و این شهادتی ست قرآنی بر اینکه آنان به صفت افضل و بهتر رسیدند و الا قول خداوند راست و یقینی ست  و اگر آنان بهتر نمی شدند می بایست آنان طلاق داده شده و زنان دیگر جایگزین می شدند.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدَادٌ لا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ

اى کسانى که ايمان داريد، خود و خانواده خود را از آتش دوزخى که سوخت آن مردم و سنگهاست حفظ کنيد. نگهبانان آن فرشتگان سختگير و نيرومندى هستند که هرگز از خدا نافرمانى نمى کنند؛ و آنچه را که به آنها فرمان داده شود اجرا مى نمايند. سورة التحريم – الآية6

در ادامه ی آیه نشان می دهد که عمل رسول الله که الگوی تمامی مردان امت است حفاظت خود و اهل و زنان خود است و هميشه بايستى اهل  را مورد ارشاد و نصيحت قرار دهند.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَى رَبُّكُمْ أَن يُكَفِّرَ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

اى کسانى که ايمان آورديد، به درگاه خدا توبه کنيد توبه اى قاطعانه. سپس پروردگارتان گناهانتان را مى بخشد و شما را به باغهايى با نهرهاى روان داخل مى کند. در آن روز، خدا پيامبر و کسانى را که با او ايمان آوردند نا اميد نخواهد کرد. نورشان در جلوى آنها و در سمت راست شان مى تابد. آنها خواهند گفت، "پروردگار ما، نور ما را برايمان کامل کن و ما را ببخش؛ تويى قادر مطلق." سورة التحريم – الآية 8

در آیه ي فوق سخن از بخشایش خداوند بعد از توبه و  همراهي و معيت با رسول خدا آمده است و اينست كه متجانس بودن و همراهى ايشان به معناى پیروزی در آخرت است. و شکی نیست که زنان رسول الله از نزدیکترین همراهان و مؤمنان هستندكه به همراه رسول الله بودند.

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ 

اى پيامبر، عليه کافران و منافقان مبارزه کن و با آنها سختگير باش. مکان آنها جهنم است و چه عاقبت بدى. سورة التحريم – الآية 9

در آیه ى فوق امرى شديد بسوى رسول الله است كه با كفار و منافقين خشن و سختگیر باشد و با آنان بجنگد. و اینست که احدی نمی تواند تهمت نفاق یا کفر به همسران رسول الله و یاران رسول الله  وارد آورد زیرا رسول الله نه تنها با آنان سختگیر و خشن نشد و نجنگید بلکه به آنان نزدیک تر هم شد و مسلماً رسول الله هرگز خلاف امر خدایش انجام نمی داده است.

حال به اواخر سوره ی تحریم بنگریم: 

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَةَ نُوحٍ وَامْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ  .سورة التحريم – الآية 10

خدا از کسانى که کافر شدند زن نوح و زن لوط را مثال مى زند كه  تحت  ذمت  دو نفر از بندگان پرهيزکار ما  بودند، ولى به آنها  ( رسالت و شريعت آن دو فرستاده ) خيانت کردند و، در نتيجه، آنها نتوانستند به هيچ وجه در مقابل خدا کمک کنند. به هردوى آنها گفته شد، "داخل آتش دوزخ شويد با کسانى که سزاوار آن شدند."

در آیه ی فوق هرگز دو زن لوط و نوح را " زوجه " که به "معنای شریک  و همتا "  می باشد ، معرفي نکرده است.

و البته در شريعتهاى سابق  ازدواج بين زن كافر با مرد مؤمن تحريم نشده بوده است.

ولى در اسلام اين شريعت تحريم شد و حكمش در سوره ى ممتحنه نازل شده است كه به اين سوره ى مباركه مراجعه فرماييد.

و در نهايت سوره تحريم :

وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا لِّلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ

و خدا از کسانى که ايمان آوردند زن فرعون را مثال مى زند. او گفت، "پروردگار من، در بهشت خانه اى نزد خودت براى من بساز و من را از دست فرعون و کارهايش نجات بده؛ من را از مردم ستمکار برهان."سورة التحريم – الآية 11

در اینجا نیز آیه ی قرآن زن فرعون را " زوجه ی فرعون " معرفی نکرده است زیرا آن زن مؤمنه " شريك و همتاى " فرعون مرد كافر و مستكبر نبود و تنها به وصف " امرأة فرعون " كه ارتباط دنيايى زن و شوهرى بوده است اكتفا شده است.

وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ

همچنين مريم، از خاندان عمران. که نجابت خود را حفظ کرد، سپس ما از روح خود در او دميديم. او به کلمات پروردگارش و کتاب هاى آسمانى اش ايمان آورد؛ او فرمانبردار بود. سورة التحريم – الآية 12 

به اواخر سوره ی تحریم دقت فرمایید که خداوند با ختامی زیبا و تحسین آمیز از بهترین زنان سخن آورده است تا سرمشق ایمانی و قوت قلبی برای همسران رسولش باشد که آنان نیز خاتمه ای خوب خواهند داشت و الله اجر آنان را ضایع نخواهد کرد.

اینک به این آیات توجه فرمایید: 

وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ

بياد آور که تو (محمد) از نزد اهلت در صبح زود خارج شدى  تا جایگاه مؤمنان را براى جنگ تعيين كنى. خدا شنواست، داناى مطلق. سورة آل عمران – الآية 121

در آیه ى فوق از خروج رسول الله صبح زود از كنار اهلش سخن آمده است كه مسلم است خروج از كنار اهل معنايى جز زنانش نمى دهد و اگر از قبل رسول الله در کنار مسلمین بودند پس ضرورتی به ذکر خروج صبحگاهی نبود زیرا از قبل در کنارشان بود!اینست که ایشان از خانه ی یکی از زنانش خارج می شود تا به امور مجاهدین رسیدگی نماید که تعیین کردن جایگاههای جنگی آنان بود.

در آیات قرآنی هرگاه از بهشت سخن آمده از همراهی زنان مسلمين با شوهرانشان هم سخن آمده است كه اين زنان منظور " حورالعين " نيست زيرا حورالعين اساساً در بهشت هستند و لازم نيست دوباره وارد بهشت شوند! اينست كه دخول مردان و همسرانشان به بهشت در حقيقت همسران دنيايي آنان بوده است.اينست كه " أزواج " يك صفت همجنس و همرديف بودن در مقام مى دهد.

ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنتُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ تُحْبَرُونَ

همراه با همسرانتان، وارد بهشت شويد و شادمان باشيد. سورة الزخرف – الآية 70

وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا...

و خدا براى شما از خودتان همسرانى قرار داد و از همسرانتان براى شما فرزندان و نوادگان بوجود آورد و برايتان روزى هاى خوب فراهم کرد. آيا بايد به باطل ايمان بياورند و به نعمت هاى خدا ناسپاس باشند .سورة النحل – الآية 72

وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ إِن لَّمْ يَكُن لَّهُنَّ وَلَدٌ..

نصف آنچه زنان شما باقى گذارند به شما مى رسد، چنانچه فرزندى نداشته باشند . سورة النساء – الآية 12

در آیه ى فوق سخن از ارث بردن از همسر است كه شرط ارث بردن از همسر در مرحله ى اول بر ايمان بودن همسر است زيرا همسر كافر اساساً ازدواجش باطل است.

إِنَّ اللَّهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا

خدا و فرشتگانش بر پيامبر  درود فرستاده  و او را همراهي مى كنند . اى کسانى که ايمان داريد، بر او درود فرستيد و از او پشتيبانى نماييد و به او احترام بگذاريد، آنطور که بايد به او احترام گذاشت. الأحزاب – الآية 56

إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا

مطمئنا ً، کسانى که با آزار و سرکشی  با خدا و رسولش مخالفت کنند، خدا آنها را در اين دنيا و در آخرت به لعنت گرفتار مى کند؛ او برايشان عذابى شرم آور مهيا کرده است. الأحزاب – الآية 57

در اينجا سخن از اذيت و آزار به خدا و رسول است و بلافاصله در آيه ى بعدى سخن از اذيت به مردان مؤمن و زنان مؤمن و تهمت و ناسزاگويى به آنان است.

وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِينًا

کسانى که مردان مؤمن و زنان مؤمن را که هيچ گناهى نکردند اذيت و آزاز دهند، نه تنها دروغ گفته اند، بلکه گناهى بزرگ مرتکب شده اند.الأحزاب – الآية 58

باز به اين آيه ى بعدى دقت شود:

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا

اى پيامبر، به همسران خود و دختران خود و همسران مؤمنان بگو که لباس هاى خود را بلند کنند تا تمام بدنشان را در بر گیرد. اين كمترين حديست كه بوسيله اش (بعنوان زنان پرهيزگار) شناخته خواهند شد و مورد اهانت قرار نخواهند گرفت. خداست عفو کننده، مهربان ترين. الأحزاب – الآية 59

لَئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلاَّ قَلِيلا

مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلا

تا زمانى که منافقان و کسانى که در قلب هايشان مرض است و دروغگويان شرور شهر (از آزار تو) دست بر ندارند، مطمئنا ً تو را بر آنها مسلط خواهيم کرد، سپس آنها مجبور خواهند شد تا در مدتى کوتاه آنجا را ترک کنند.

آنها هر کجا که بروند به
لعنت دچار شده اند؛ (اگر از حمله دست بر ندارند،) ممکن است گرفته و کشته شوند.
الأحزاب – الآيات 60-61

در آيات فوق ارتباطى بين اذيت و آزار به همسران رسول الله و دخترانشان و زنان مؤمنين و تنبيه بر منافقان و دروغ گویان نشان داده شده است و سرانجام لعنت سزاوار آن دروغگویان و منافقان شده است که دست از بدگویی و دروغ به زنان طاهر برنداشته اند.

بیایید دوباره ببینیم در آیات دیگری که زنان رسول الله به " اهل " معرفی شده اند.

وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى

بايد به خانواده خود سفارش کنى تا نماز را بجا آورند و صبورانه در انجام آن ثابت قدم باشند. ما از تو روزى نمى خواهيم؛ ما هستيم که به تو روزى مى دهيم. پيروزى نهايى متعلق به پرهيزگاران است. سورة طه – الآية 132

آيه ى بعدى از همسر زكريا نبي سخن آورده است كه او را " امرأة " نخوانده بلكه با وصف " زوجه " .

فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ

ما دعايش را قبول  كرديم و يحيى را به او عطا کرديم؛ ما همسرش را براى او نیکو نموديم. اين بخاطر آن بود که آنها عادت داشتند که در اعمال پرهيزکارانه بشتابند و در موقع خوشى و همچنين ترس از ما در خواست مى کردند. از نظر ما آنها پارسا بودند. الأنبياء- الآية 90

در آيه هاى قرآن زوج به معناى همتا و شريك و مايه ى آرامش معرفى شده است :

هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا

او شما را از يک  نفس آفريد. از پى آن، او به هر مردى همسرى مى دهد که با او آرامش يابد. الأعراف – الآية 189

و در اين آيه دعاى رهبران مؤمنين ( امامان )  آمده كه درخواست خير براى همسران و شريكان مؤمن و فرزندانشان است:

 

رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا

...پروردگارا از همسران و فرزندانمان مايه روشنى چشم ما قرار ده، و ما را براى پرهيزگاران پيشوا گردان . الفرقان – الأیه 74

رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدتَّهُم وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

بارالها مومنان را در باغهاى جاويدان بهشت كه به آنها وعده فرموده ‏اى وارد كن، همچنين نیکوکارانی از پدران و همسران و فرزندانشان كه تو توانا و حكيمى.

غافر – الآية 8

 

 اللهم اهدني و اهدِ بي

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 21:16  توسط أمة الله | 

بسم الله الرحمن الرحيم

چرا خداوند در کتابش زن فرعون و زن لوط و زن نوح را اینگونه

معرفی کرده است؟

((امرأة فرعون ، امرأة لوط و امرأة نوح )). 

ولى در ذكر زنان رسول الله  آنان را

((نساءالنبي ، اهل و اهل البيت يا أزواجه ))

معرفى كرده است؟

منتظر نظر شما هستم تا در اين مورد مطلبم را إن شاءالله برايتان بنويسم.

 

جواب از عبدالله :

بسم الله الرحمن الرحیم
به نظر من جواب سوال بسيار زيباي شما در سوره نور ايه 26 بيان شده باشد.
آنجا كه خداوند مي فرمايند:(زنان خبيثه براي مردان خبيث ومردان خبيث براي زنان خبيثه و زنان پاك و طيبه براي مردان طيب و مردان طيب براي زنان طيبه)پس وقتي رسول الله را پاك وطيب ميدانيم بايد همسران ايشان را نيز پاك وطيب بدانيم .اما چون همسران نوح ولوط زنان خوبي نبودند و همسر آسيه(زن فرعون)مرد بدي بود.قرآن آنها را فقط به صورت زن و شوهر معرفي كرده چون هيچ سنخيتي باهم نداشتند.
ولي در كلماتي مانند(نساء النبي )نكته بسيار خوبي ميباشد وان اينكه زنان پيامبر نيز مثل خود ايشان پاك و طيب و مطهر بودند. وهمچنين در ادامه همين ايه مي فرمايد ايشان مبرا هستند از هر انچه كه ميگويند(آنچه دشمنان ميگويند)و برايشان مغفرت و رزقي كريم هست .پس زنان پيامبر از تمام تهمت هايي كه از صدر اسلام منافقين و ديگران به ازواج مطهرات رسول الله ميزنند مبرا هستند.البته اين فقط نظر من بود.
والسلام علي من اتبع الهدي.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 23:40  توسط أمة الله | 
بسم الله الرحمن الرحيم

النبي اولى بالمؤمنين من انفسهم وازواجه امهاتهم واولوا الارحام بعضهم اولى ببعض في كتاب الله من المؤمنين والمهاجرين الا ان تفعلوا الى اوليائكم معروفا كان ذلك في الكتاب مسطورا

پيامبر به مؤمنان نزديکترو برتر است تا آنها به يکديگر و زنان او مانند مادران آنها هستند. خويشاوندان بايد بر طبق کتاب آسمانى خدا از يکديگر مواظبت کنند. بنابراين، مؤمنان بايد به خويشاوندان خود که نزد آنها مهاجرت مى کنند رسيدگى نمايند، در صورتى که اول به خانواده خود رسيدگى کرده باشند. اين ها احکام اين کتاب آسمانى است.

سورة 33 - آية 6

يا ايها الذين امنوا لا تدخلوا بيوت النبي الا ان يؤذن لكم الى طعام غير ناظرين اناه ولكن اذا دعيتم فادخلوا فاذا طعمتم فانتشروا ولا مستانسين لحديث ان ذلكم كان يؤذي النبي فيستحيي منكم والله لا يستحيي من الحق واذا سالتموهن متاعا فاسالوهن من وراء حجاب ذلكم اطهر لقلوبكم وقلوبهن وما كان لكم ان تؤذوا رسول الله ولا ان تنكحوا ازواجه من بعده ابدا ان ذلكم كان عند الله عظيما

اى کسانى که ايمان داريد، به خانه هاى پيامبر وارد نشويد مگر آنکه براى خوردن غذا به شما اجازه داده شود و نبايد به هر ترتيبى خود را اينچنين دعوت کنيد. اگر دعوت شديد، مى توانيد وارد شويد. هنگامى که غذا خورديد، برويد؛ او را با صحبت هاى طولانى مشغول نکنيد. اينکار قبلا ً پيامبر را آزار مى داد و او خجالت مى کشيد که به شما بگويد. اما خدا از حقيقت شرم ندارد. اگر لازم شد چيزى از زنان او بخواهيد، از پشت حجاب (حايلى ) از آنها سئوال کنيد. اين قلب هاى شما و قلب هاى آنها را خالص تر مى کند. باعث ناراحتى رسول خدا نشويد. بعد از او با زنانش ازدواج نکنيد، زيرا اين از نظر خدا گناهى بزرگ خواهد بود

سورة 33 - آية 53

واذ اسر النبي الى بعض ازواجه حديثا فلما نبات به واظهره الله عليه عرف بعضه واعرض عن بعض فلما نباها به قالت من انباك هذا قال نباني العليم الخبير

 پيامبر در مورد مطلب بخصوصى به بعضى از زنانش اطمينان کرده بود، سپس يکى از آنها آن را پخش کرد و خدا او را از آن آگاه ساخت. سپس او قسمتى از آن موضوع را به زنش گفت و قسمتى را ناديده گرفت. آن زن از او پرسيد، "چه کسى اين را به تو خبر داد" او گفت، "من از جانب آن داناى مطلق، و آگاه ترين مطلع شدم."

سورة 66 - آية 3

مؤمنان و تقواپیشه گان !

به آیات فوق دقت فرمایید.

چرا ابتدا خداوند از نزدیکی و اولویت رسول الله سخن آورده و بلافاصله ما را بیاد زوجه های ایشان ( همسران رسول الله ) آورده است؟

چه ارتباطی بین برتر بودن رسول الله و مادرخواندن زنانش وجود دارد؟

چرا زنان رسول الله را مادر مؤمنان معرفي فرموده است؟

آيا مادريت مترادف تحريم ازدواج با آنان است؟

دقت شود!

تحریم ازدواج در آیه ای دیگر بیان شده است و آیات قرآن به خوبی نشان می دهد که اعلام مادریت زنان رسول الله به قصد تحریم ازدواج نبوده است.

و تحریم ازدواج نیز به معنای " محرمیت " نیست زیرا در آیات دیگر امر بر این شده که زنان رسول الله بایستی در " حجاب و پوشش " باشند و این بود که بعد از نازل شدن " امر حجاب " دیگر کسی از مردان امت صورت آن پاکان را ندید.

پس تمامی این آیات شاهد است که " مادریت همسران رسول الله " بر این اصل است که همانطور که رسول الله " پدر ایمانی " مسلمین است و بر آنان برتریت دارد  پس " همسران رسول الله " نیز " مادر ایمانی " آنان هستند و احترامشان واجب است.

و باز با دقت در آیاتی که رسول الله را مورد خطاب قرار داده متوجه " وجه تشابه " بین آیاتی که زنان ایشان را مورد خطاب قرار داده می شویم:

۱- الله تعالی بسیار به تربیت رسولش و آموزاندن اخلاق حمیده به ایشان اهمیت داده است تا الگوی مسلمین و معلم آنان باشد.

بر همین منوال آیاتی در رابطه با اخلاق حمیده و امر به پاکی و دوری از رجس و پلیدی به سوی زنان رسول الله نازل آمده است .

۲- الله تعالی حتی امور خاص بین رسول الله و زنانش را ذکر فرموده است تا اهمیت این خاندان پاک برای مسلمین روشنتر شود .

۳- الله تعالی در آیاتی بسوی رسولش خطابهای شدیدی نیز آورده است که نه به معنای اینست که ایشان بسوى ستمکارى متمايل بوده بلکه به این معناست که نزدیکترین بندگان خداوند همیشه مورد خطاب و مسئولیتهای سنگینتر هستند.

مانند این آیه به رسول الله :

... و لئن اشرکت لیحبطن عملک ... و اگر شرک ورزی تباهکار شوی!

و مانند این آیه به زنان رسول الله :

قل ان کنتن تردن الحیاة الدنيا .... بگو ای زنان اگر خواستار زیور دنیایی هستید ....

يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلا مَّعْرُوفًا . الأحزاب- ۳۲ آية

اى زنان رسول الله شما بمانند ديگر زنان نیستید ... با نرمى و لطافت صحبت نکنيد ...

۴- و سرانجام رسول الله ، در کتابش مورد مدح و ستایشها قرار گرفت .

و همانطور زنان ایشان :

وقرن في بيوتكن ولا تبرجن تبرج الجاهلية الاولى واقمن الصلاة واتين الزكاة واطعن الله ورسوله انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ويطهركم تطهيرا

وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا

...خدا مى خواهد تمام ناپاکى ها را از شما بردارد، اى کسانى که ساکن این خانه ( خانه رسول الله ) هستید و شما را کاملا ً خالص گرداند.

 آنچه از آيات خدا در خانه هايتان خوانده مى شود و حکمتى را که در آن نهفته است بخاطر بسپاريد. خدا بلند مرتبه است، آگاه.

 سورة الأحزاب - آيات ۳۳- ۳۴

الله تعالى به آنان امر فرموده است تا به خوبى آيات قرآنى كه در خانه هايشان تلاوت مى شود را بخاطر بسپارند و همچنین به خوبی از دانش و حکمت رسول الله بهره برند زیرا آنان مسئولیتی در پیش خواهند داشت که آموزاندن و نقل آن آیات و حکمت است.

و در جمع و تدوین قرآن ،  بهمراه اصحاب رسول الله ، زنان رسول الله از بهترین منبع حفظ قرآن بودند و بسیاری از آیات و سوره ها توسط أمهات المؤمنين حفظ شده و در ميان حافظان قرآن ايشان نيز نقشى مهم در نقل قرآن داشتند.

اينست كه انكار مقام آن طاهره ها در حقيقت مترادف با انكار قرآن است كه ما را بسوى احترام به ايشان امر كرده است.

و احدی از مسلمین شکی ندارد که مسلمین در جمع و تدوین قرآن به قرآن موجود در خانه ی أم المؤمنين حفصه استناد كردند ، به همراه أم المؤمنين عايشه كه از هوش بسيار خوبى برخوردار بوده اند و حافظ قرآن و سنت رسول الله بوده اند.

مغرضان و دشمنان اسلام با دستاويزى به اخبار دروغين به أم المؤمنين عايشه نسبت دشمنى و جنگ بر علیه امام علی داده و ساز اهانت ها بسوی این طاهره بسر می دهند .

حال آنکه یکی از روایتهای مورد اعتبارشان اینست که رسول الله به علی می گوید:

إنه سيكون بينك وبين عائشة أمر " -أي أمر ظاهره الخلاف-، قال علي متعجباً ومصدّقاً: " أنا يا رسول الله؟! "، فقال النبي : " نعم "، قال علي: " أنا أشقاهم يا رسول الله "، فقال : " لا، ولكن إذا كان ذلك فارددها إلى مأمنها ". روى الحديث الإمام ابن حجر والإمام الهيثمي.

بین تو و عایشه امری پیش می آید پس تو او را به امانت گاهش ( خانه اش ) بازگردان.

و علی می گوید: پس من بدترین هستم! ( یعنی خود را ملامت شده می خواند! )

 

و رسول الله می گوید: نه ولی تو او را به امانت بازگردان.

در این خبر هرگز نه ملامتی ست به علی و نه عایشه و الا یکی را ظالم و یا دیگری را خارجی معرفی می کرد!

و امام علی نیز هرگز مقام مادرش را نادیده نگرفت و تمامی تاریخ آن بزرگوار را بکاوی جز احترام به مادرش نخواهی دید.

و تمام احاديثى كه از مقام و منزلت خويشان رسول الله سخن آورده از قول أم المؤمنين عايشه نصيب بيشتر داشته است كه نشانه ى احترام متقابل است و نه دشمنى.

و شكى نيست كه فتنه هايى كه در عهد امامت امام على رخ داد خارج از اراده و ميل امام و مؤمنين بوده است و قتل عثمان شهيد و فرار قاتلان او به عراق اولين فتيله ى مشكلات امام على بود.

در همه ى احوال اخبار و روايتها را نمى توان با چشمان بسته قبول کرد و هر خبری که خلاف آن در قرآن است بلاشک دروغ و تهمتی بیش نیست.

 

مانند اخبار و روایاتی که  بر ساز دشمنی بین یاران و نزدیکان رسول الله  می نوازد!

زیرا اگر احدی از آنان را مقصر شماریم مسلماً هرگز نمی توانیم به زنان رسول الله تهمت کفر و یا پلیدی داد زیرا در این صورت مخالفت صریح قرآن است.