تبليغاتX
معناى توحيد
معناى توحيد
بحثى آرام و زيبا در اثبات توحيد و يكتاپرستى و محو انواع مختلف شرك

بسم الله و الحمد لله و الصلاة و السلام على رسول الله محمد و على آله

و صحبه و من تبعه بإحسان إلى يوم الدين .

 

برادران و خواهران ايمانى ام

در ميان بعضى از مسلمانان ( مخصوصاً شيعيان ) عادتى ست كه نه تنها خارج از شريعت اسلام بوده ، بلكه علناً مخالفت صريح است با دستورات جناب رسول الله محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله و سلم.

اين عادت ، نماز خواندن در كنار مزار و آرامگاه امامان و يا اولياءالله مى باشد.

جناب رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم ، در احاديثى شديداً از مسجد ساختن قبور نهى فرمودند.

و مسجد به جايى كه نماز خوانده مى شود اطلاق مى شود.

و اينك در بسيارى از آرامگاهها ى بزرگان دين نه تنها نماز برپا مى شود ، بلكه اسم خاصى نيز بر اين نماز گذاشته شده است : نماز زيارت قبور أئمة !!

و حتى در بعضى كتابها ، خواندن اين نماز بسوى اتجاه قبر ( حتى اگر مخالف جهت قبله باشد ! ) مستحب قلمداد شده است !

اى مسلمانان !

به هنگام دخول مسجد ، نماز تحيت ( نماز درود مسجد ) خواندن مستحب است زيرا اين نماز براى صاحب آن مكان ( مسجد )  كه الله تعالى هست ، خوانده مى شود.

اما به هنگام اداى نماز زيارت در قبرستان يا آرامگاه ، اين نماز به نيت صاحب آن مكان ( امام يا اولياء ) ادا مى شود ، كه به دو دليل خلاف شريعت است :

 

۱- خلاف فرمان رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم (  لاَ تَتخذوْ قَبریْ عَیداً وَ لاَ تَتخذوْ قبوٌرکمْ  مَساحِدکمْ وَ لاَ بیوتکمْ قبوراً - قبور را محل نماز قرار ندهيد ) مى باشد.

۲- تعظيم و تقديسى ست به صاحب قبر كه نوعى شرك در عبادت است.

اللهم اهدنا و اهدى بنا




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام فروردین 1386 توسط أمة الله



بسم الله الرحمن الرحیم

 

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

خداوند تعالی در سوره توبه آیه ۴۰ فرموده (الاَّ تَنصَروهٌ فَقَدْ نَصَره الله اِذ اَخرحَِه الْذینَ کَفَرو ثاَنیَ الثنَینْ اِذ هماَ فیْ الْغار.اِذ یَقول لِصَاحبه لاَ تَحزَنْ انَّ الله مَعَنا فَا نزَلَ الله سَکینَة عَلیهْ).

(اگر شما پیامبر را یاری نکنید .این را بدانید که خداوند او را یاری داد.هنگامی که کافران او را از مکه بیرون کردند در حالی که آن دو نفر در غار بودند . ابوبکر به رسول الله عرض کرد یارسول الله . اگر بزیر پای خود بنگرند ما را خواهند دید رسول فرمود (ص) .انوهگین مباش که خداوند با ما است).

ودر ادامه ( خداوند آرامش را بر ابوبکر فرستاد یعنی خدای متعال هم به اطمینان رسولش افزود و هم ابوبکر را آرامش دل بخشود).

امام رازی در تفسیر کبیر خود در مورد فضائل ابوبکر صدیق رضی الله عنه در این آیه می گوید:(لقب یار غار برای ابوبکر است زیرا در این سفر ایشان را همراهی نمود.اینکه خداوند اورا صحابی رسول الله دانسته وامام مالک رحمه الله در این باب می گوید هر کس ابوبکر را صحابی رسول الله نداند به کلام خدا ایمان نیاورده زیرا خداوند او را صریحاً یار و صحابی رسول الله دانسته است).

 

ودر آیه ۱۷ تا ۲۱ سوره لیل خداوند تعالی فرموده:

(وَ سَیَحِنَّبها الاَتْقَی الْذَی مَالَه یَتَزکَّی . وَمَا الاَحدٍ عنْدَه مَنْ نَعْمَةٍ تحِْزی . اِلاَّ اِبتِغاءَ وَحِههْ الاعَلی .وَلَسوف یرَضی).

مفسیرین اتفاق دارند که این آیه برای ابوبکر صدیق رضی الله عنه نازل شده.زیرا ابوبکر صدیق همیشه مال خود را در راه خدا می دهد و نثار رسول الله صلی الله علیه وسلم میکند و بردگان را او می خرد و آزاد می کند.

ودر این آیات آمده است که خداوند اورا از آتش دوزخ دور می کند و صدق می کند حدیث رسول الله علیه السلام به روایت امام بخاری رحمه الله که فرمودند ( یا ابوبکر تو آزاد شده از آتش دوزخی ).

وهمینطور در آیه فوق آمده که او پرهیز گارترین افراد است واینکه قصد او تقرب به خداوند است و پاکشدن.

در صحیح امام بخاری و مسلم یرحمه الله علیهم آمده به روایت از عمرو بن عاص رضی الله عنه که او پرسید از رسول الله که محبوب ترین فرد نزد شما کیست؟ ایشان فرمودند عائشه گفتم از میان مردان که فرمود پدرش ابابکر . پپرسیدم دیگر که فرمود عمربن الخطاب و همینطور افراد دیگر را هم نام بردند.

همینطور امام بخاری در صحیح خود باب [فضائل اصحاب نبی ] روایت می کند از انس بن مالک رضی الله عنه که ( رسول الله به همراه ابوبکر و عمر و عثمان بالای کوه اٌحد رفتند و کوه احد را زمین لرزه دست داد رسول (ص) فرمودند آرام باش که پیامبر خدا و صدیق و دو شهیدان بر روی تو هستند).

امام بخاری روایت می کند از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما که گفت(ما یاران پیغمبر را برتری قرار می دادیم و بعضی را بر بعضی دیگر ترحِیح می دادیم .و زمانیکه رسول الله در نزد ما بود می گفتیم ابوبکر بهترین افرادامت است). و در روایت طبرانی آمده ( رسول الله با خبر می شد و گفته ما را تایید می کرد).

باز امام بخاری روایت می کند از ابن عباس رضی الله عنهما (رسول الله فرمود:پر منت ترین افراد در دوستی و همرا ی اش با من  ابوبکر است . و می فرماید اگر به غیر خدا خلیلی و دوستی می خواستم ابوبکر را می گرفتم ولی برادری با من در دین او را بس است و می فرماید در خانه کسی به مسحِد باز نشود مگر باب ابوبکر رضی الله عنه و ارضاه).

و در آخر اینکه فضائل ابوبکر بسیار بیشتر از اینها است ولی بنده مختصری از آن را از کتاب امام سیوطی شافعی رحمه الله آوردم.

والسلام علیکم.

 




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 توسط عبدالرحمن عمر



بسم الله الرحمن الرحیم

 

الحمدالله وصلاة و سلام علی سیدنا محمدو علی اله وصحبه وسلم.

 

شیخ صدوق در کتاب وسائل شیعه روایت کرده از رسول الله صلی الله علیه وسلم که ایشان فرمودند(لاَ تتَخَذو  قَبریْ قبلَهْ وَ لاَ مَسحِداً فَإنَ الله تعالی لَعَن الْیَهودْ حَیث إتَخذوْ قبورَ أنبیائهم مَساحِدْ)

یعنی ( رسول علیه السلام فرمودند قبرم را قبله گاه و محل عبادت قرار ندهید همانا خدای تعالی یهود را لعنت نموده زیرا قبور پیغمبران خود را قبله و مسحِد قرار دادند) (وسائل شیعه حِ ۲ باب ۶۵ .صفحه ۸۸۷).

 

و محدث نوری در کتاب [المستدرک الوسائل]نقل کرده از علامه حلی و او نقل نموده از رسول الله صلی الله علیه وسلم (نَهیَ الْنَبی أ نْ یَحِصص الْقَبر أو یَبنیْ عَلیهْ أو یَکتب عَلیهْ لأنه منْ زینَة الْدنیا فَلا حاحِة میّت عَلیهْ).

(رسول الله صلی الله علیه وسلم نهی نمودند از آئینه کاری قبر و نوشتن روی آن و زینت دادن آن زیرا اینها از زینتهای دنیا است و مرده را به ان نیازی نیست).( مستدرک ۱/۱۲۷ ).

 

و همینطور محدث نوری روایت نموده از سیدنا امیر المومنین علی رضی الله عنه (قال: سَمعتْ رسول الله صلی الله علیه وسلم یَقولْ : لاَ تَتخذوْ قَبریْ عَیداً وَ لاَ تَتخذوْ قبوٌرکمْ  مَساحِدکمْ وَ لاَ بیوتکمْ قبوراً).

یعنی (سیدنا علی رضی الله عنه فرمود :شنیدم از رسول الله صلّی الله علیه وسلم که فرمودند:قبرم را محل رفت و آمد قرار ندهید  و قبر هایتان را محل عبادت قرار ندهید  و خانه هایتان را محل دفن مردگان قرار ندهید).( مستدرک حِ۱ .باب ۵۵ صفحه ۱۳۲ ).

 

در کتاب بحار الانوار و بقیه کتب شیعه روایت شده از سیدنا صادق الکریم رضی الله عنه که فرمود(لاَ تَشربْ وَ أنتْ قائم وَ لاَ تَطفَ بقَبرْ).یعنی (هرگز ایستاده آب منوش و قبری را طواف مکن )(وسائل شیعه حِ۱۰ باب ۹۲ و سفینه البحار حِ۲ صفحه ۹۹ ).

زید بن علی بن حسین رضی الله عنهما روایت نموده از سیدنا علی رضی الله عنه که فرمود (نَهْیَ الْنبیْ صلی الله علیه وسلم عَنْ لحومْ الاَ ضحیْ أن تَدخَروها فَوقَ ثلاثة اَیام و نَهانا منْ زیارة الْقبورْ).

یعنی (رسول الله صلی الله علیه وسلم ما را از ذخیره کردن گوشتهای قربانی بیش از سه روز نهی نمود و همینطور از زیارت قبور).( مسند امام زید رضی الله عنه).

 

در حدیث معروفی از رسول الله صلی الله علیه وسلم که خدا فرموده است (من در نزد قبور ویران و دلهای شکسته هستم) و این می رساند که خداوند متعال به قبوری که طلا کاری و نقره کاری شده است اعتنایی نمی کند و همینطور که در بالا آمد رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند اینها از زینتهای دنیا هستند و میت را نیازی به ان نیست.

 

وهمینطور عبد الرزاق صناعی روایت نموده از ابن طاووس از علماء معروف شیعه ( عَن إبن طاووس أنْ رسول الله صلی الله علیه وسلم :نَهیَ عَن قبورالْمسلمینْ أنْ یَبنیْ عَلیها أو تَزرعْ فإنَ خَیرَ قبورکم ألْتی لاَ تَعرَف).

یعنی ( ابن طاوس روایت کرده که رسول الله صلی الله علیه و سلّم از اینکه بر قبر مسلمین بنایی ساخته شود یا بر روی ان زراعت شود نهی نموده و فرموده بهترین قبور شما قبری است که شناخته نشود).( المصنف ۳/۵۰۶ ).

 

ودر اخر قابل ذکر است که این احادیث همه از علماء شیعی روایت شده و راویانش شیعی هستند و لی باز هم دوستان شیعه بر عقاید خود نسبت به طواف قبر و ضریح ساختن روی آن پافشاری می کنند و خیلی  از مردم هستند که به دلیل محبت زیاد به صالحان و ائمه دین برای انها ضریح از طلا می سازند و قبورشان را طواف می کنند در حالی که خداوند مسلمین را به پیروی از سنت نبوی فرا خوانده و این ثابت است که رسول الله (ص) هر گز قبری را طواف ننموده و برای غیر خدا قربانی نکرده وبر ما هم ثابت است که بر سنت آن بزرگوار باشیم و باید این را دانست که محبت رسول و آل او با طواف و ضریح ساختن ثابت نمی شود بلکه بر عمل بر سنت و سیره ایشان میّسر می شود.

والسلام علیکم و رحمة الله و بر کاته.

عبدالرحمن عمر.

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم فروردین 1386 توسط عبدالرحمن عمر



رسول گرامى -صلى الله عليه وآله وسلم-، همواره تلاش کرده اند مردم را از توجه به غير الله باز دارند و بسوی خدا متوجه کنند، بنابراين عجيب نيست که خداوند خطاب به شخص رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- بفرمايد: ﴿لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ﴾. (الزمر: 65).

«ای پيامبر اگر تو هم شرک بياوری قطعاً عمل تو بر باد خواهد رفت و در آخرت از زيانکاران خواهی بود».
لذا رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- هم همواره سعی داشته اند از تمام مظاهر شرک جلوگيری بعمل آورند، و يکی از بزرگترين مظاهر شرک افراط در اظهار محبت نسبت به قبور پيامبران و اولياء، صالحان است، البته هر قبری ممکن است مورد محبت و توجه افراد ناآگاه قرار گيرد، اما علت اين است كه چون احساس محبت و ارادت نسبت به اينها بيشتر است، لذا احتمال خطرهم دربارهء آنان قوى تر می باشد. چون انگيزهء منع ساخت گنبد و بارگاه و ضريح، جلوگيرى از خرافات و خداى نكرده شرك است، لذا چنين احتمالى به دليل تقدس مقام و منزلت ايشان و محبت فوق العاده اى كه مردم نسبت به اينها دارند، خيلى بيشتر است.
اصولاً قبر افراد عادى خيلى مورد توجه مردم قرار نمى گيرد به اندازه اى كه قبر يك پيامبر و امام و امامزاده مورد توجه قرار ميگيرد، بنابراين امروز در هرجايى كه قبر يا مزارى محل رفت و آمد مردم و ارادتمندانِ متأسفانه جاهل قرار ميگيرد يا منسوب به پيامبرى است يا به امام و امامزاده اى و يا به شخص صالح و نيكو كارى.
قابل تذکر است که زيارت قبور، سنت رسول گرامی -صلى الله عليه وآله وسلم- است، ايشان فرمودند: ((كنت نهيتكم عن زيارة القبور ألا فزوروها فإنها تذكر الآخرة))[ ترمذي، ابن ماجه، أحمد].
«من شما را از زيارت قبور نهى كرده بودم اکنون می گويم قبرها را زيارت کنيد زيرا که انسان را به ياد آخرت می اندازد».
پس زيارت قبرها يک سنت نبوی است لازم است که هر انسان بويژه مؤمنان گاهی به قبرستان سر بزنند و زندگی پس از مرگشان را به ياد بياورند کنند تا اينکه از خدا و آخرت غافل نمانند.
اما زيارت قبور آدابى دارد که در سنت صحيح ثبت شده است، اول اينکه دعای زيارت قبور را بخواند، ((السلام عليكم أهل الديار من المؤمنين والمسلمين، وإنا إن شاء الله بكم لاحقون أسأل الله لنا و لكم العافية))[ مسلم.].
«سلام بر شما باد ای مؤمنان آرميده، شما از ما سبقت گرفتيد ما هم إنشاءالله بزودی به شما ملحق خواهيم شد».
از ديگر آداب زيارت قبور اين است که روی قبر ننشيند، قبر را لگدمال نکند، در قبرستان نماز نخواند، از خداوند غافل نشود، از مردگان کمک و نياز نخواهد و غيره.
با بررسى تاريخ شرك در قرآن مى بينيم كه در زمان نوح -عليه السلام-خداوند جهان را با طوفان از هرگونه كفر و شرك و خرافات پاك كرد، اما ظهور مجدد شرك بوسيلهء ارادتمندان جاهل به شخصيتهاى صالح و محبوب و محترم صورت گرفت و شيطان از نام پاك آنان سوء استفاده كرد و توجه مردم را به سوى آنان جلب نمود و در ابتدا فقط محبت و ارادت مطرح بود و نه چيزى بيش از اين، كم كم چنين وانمود كرد كه براى اينكه اين افراد صالح فراموش نشوند بهتر است برايشان مجسمه هايى بسازيم تا با ديدن اين مجسمه ها به ياد آنان بيفتيم، همين جهل مفرط بود كه كم كم راه را براى پرستش و كمك خواستن و شفيع و وسيلهِ قرار دادن آنان، هموار كرد.
اين يک واقعيت است که در طول تاريخ هرگاه شيطان خواسته به مقصود اصلى اش برسد، از نام مقدس بزرگان استفاده كرده است. عيسى -عليه السلام- و عزير -عليه السلام- كه تقصيرى نداشتند، يا عيسى پرستان و عزير پرستان كه دشمن آنها نبودند، بهانه آن ها دوستي و محبت بود. اما افراط و تفريط همواره انسان را هلاک می کند، دوستى بيش از حد, انسانهاى مؤمن و بسيار مخلص و ارادتمند را به ورطهء هلاكت می کشد و در هر عصر و زمانى كه شما ملاحظه كنيد مى بينيد بزرگترين سبب گمراهى مردم، شخصيت هاى مورد احترام آنان بوده اند.
نه از راه دشمنى بلكه به بهانهء دوستى و محبت،  مگر همين بتهايى كه مشركين مكه داشتند چه بود؟ همهء آنان عبارت از مجسمه هاى افراد صالح و نيكو كارى بودند كه تمام جامعه نسبت به آنان محبت و ارادت داشتند، لذا مشركين نمى گفتند: ما اينها را مى پرستيم بلكه آنها را وسيلهء نزديكى به خدا مى دانستند، همين منطقى كه متأسفانه امروز ما داريم. نعوذ بالله خداى قادر و توانا را به انسان عاجز و ناتوانى تشبيه مى كنيم كه هيچ قدرتى ندارد مى گوييم همچنانكه شخصى براى رسيدن به يك رئيس جمهور از افراد نزديك به او كمك مى گيرد، ما هم كه گنهكار و روسياه هستيم و پيش خدا آبرو و اعتبارى نداريم براى رسيدن به خدا بايد از دوستانش كمك بخواهيم ؛ چون اينها افراد محبوب در نزد خدا هستند و مي توانند مشكل ما را به خدا بگويند! چه منطق جاهلانه اى! مگر خدا نعوذ بالله مثل رئيس جمهور يا هر مخلوق ديگرى عاجز است!؟ خداوند عالم الغيب است هر پنهان و آشكار را مى داند، و از رگ گردن به ما نزديك تر است. خداوند میفرمايد: ﴿وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ﴾. (ق: 16).
« و ما از رگ گردن به او(انسان) نزديکتريم».
﴿ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ﴾. (غافر: 60).
«مرا بخوانيد تا خواسته ى شما را اجابت كنم».
ما در هر ركعت نماز با خدا عهد مي بنديم كه:
﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ﴾. (الفاتحة: 5).
«خدايا تنها ترا مى پرستيم و تنها از تو كمك مى خواهيم».
ما چگونه خدا را به يكتايى مى پرستيم و غير او را پرستش مى كنيم، ما چگونه فقط از او كمك ميخواهيم و از غير او كمك مى طلبيم، كه نمى توانيم مشكلات خود را خودمان با او در ميان بگذاريم، عجب جهلى دامن ما را گرفته است! چه وقت مى خواهيم بيدار شويم؟ چه وقت مي خواهيم بفهميم؟ چه وقت مي خواهيم از اين ذلت و خوارى نجات بيابيم؟ تا چه وقت مي خواهيم همچنان مانع نزول رحمت و نصرت خدا باشيم؟! خداوند كه با ما شوخى ندارد، دين خدا كه شوخى پذير نيست، بهشت و دوزخ كه افسانه نيست، مرگ و حساب و كتاب كه توهّم و خيال نيست.
اگر ما به همه ى اين ها ايمان داريم، قرآن را كتاب آسمانى و دستور زندگى مى دانيم، و خداوند را يگانه معبود و كارساز و مشكل گشا مى دانيم پس چـرا خـود را از چنگ اين خرافات نمي رهانيم؟ چرا آنگونه كه رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- و صحابه اخيار و اهل بيت اطهارش -رضي الله عنهم- خدا را مي پرستيدند، خدا را نمي پرستيم؟ دين يكى است, كتاب يكى است, آيات و نصوص و دلائل يكى است، پس چرا حاضر نمى شويم دست از اين خرافات برداريم و مانند صحابه و اهل بيت به ريسمان خدا چنگ بزنيم و دين را همچنان كه آنان فهميده اند بفهميم! پس بياييم اسلام را از اين بدنامى نجات بخشيم و لكه هاى ننگى را كه بر دامن پاك آن ماليده ايم شستشو دهيم تا دشمنان بهانه پيدا نكنند واسلام را به باد تمسخر نگيرند. شما تصور كنيد يك دانشمند غربى بيايد و فلان ضريح و بارگاه و مزار فلان امام و امامزاده را ببيند، يا صحنه هاى تكان دهنده ى عزادارى را مشاهده كند چه حالتى به او دست خواهد داد، فرض كنيد كنار يكى از ما نشسته باشد و راز و نياز ما را با فلان امام و امامزاده گوش كند چه تصورى خواهد داشت، فرض كنيد خواسته هاى ما را از فلان امام و بزرگ بشنود چه برداشتى از اسلام خواهد داشت؟ پس بياييم و اسلام را آنچنانكه هست بشناسيم و خرافات را از دامن پاك آن بزدائيم. إن شاء الله. پيروز باشيد.

زيارت از ديدگاه أئمه -عليهم السلام

 




نوشته شده در تاريخ شنبه یازدهم فروردین 1386 توسط محمَد



همه ميدانيم كه رسول الله صلي الله عليه وسلم اسوه و الگوي همه‌ي مسلمانان است. و همه‌ي ما وظيفه داريم هر كاري كه ايشان گفته و امر كرده را انجام دهيم و هركاري كه ما را از آن نهي كرده، پرهيز كنيد.

حال، بنده از كساني كه به توسل به امامان و يا اولياء خدا اعتقاد دارند، مي‌پرسم آيا فقط يك آيه در قرآن كريم موجود است كه توسل به افراد صالح كه از دنيا رفته‌اند را مدح كند و جواز دهد؟؟؟

درحاليكه خداوند بر ما فرض كرده كه 17 بار در روز اين آيه را تلاوت كنيم:
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ (الفاتحة/5)
[فقط تو را مي‌پرستيم و فقط از تو ياري مي‌جوييم]

و در جاي ديگر مي‌فرمايد:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ(البقرة/153)
[اي كسانيكه ايمان آورده‌ايد! از نماز و بردباري (دربرابر مشكلات) كمك بگيريد. بي‌شك خداوند با صابران است.]

ما 17 بار در روز مي‌گوييم «...فقط از تو ياري مي‌جوييم»!!! آيا نبايد به اين عهد خود پايبند باشيم...؟

(تذكر...: دين مبين اسلام كمك خواستن از فرد زنده و به شرطيكه در پيشگاه ما حاضر باشد را ايراد نمي‌گيرد. بلكه خداوند انسانها را به تعاون و همكاري و كمك به يكديگر امر كرده است.)

خود خداوند مي‌فرمايد «از صبر و نماز كمك بگيريد»... آيا خداوند حتي در يك آيه نمي‌توانست بگويد «اي بندگان من! اولياء و امامانتان را در هنگام مشكلات به فرياد بخوانيد تا آنها شما را در نزد من شفاعت كنند و يا شما را در مشكلات ياري دهند!!!»...؟؟؟

و اينكه... خود رسول الله صلي الله عليه وسلم كه كاملترين فرد در دين مبين اسلام است، آيا حتي يك حديث و يا روايت وجود دارد كه ايشان به كسي غير از خداوند متوسل شده باشد؟؟؟

شايد كسي بگويد ايشان چون پيامبر بودند و با خدا در ارتباط بودند نيازي نداشتند كه توسل جويند...!!!

ولي دقت كنيد..!!!! درست است كه رسول الله صلي الله عليه وسلم نيازي به توسل نداشت...! ولي بعنوان يك راه براي تقرب به خداوند و يا براي حل مشكلات، موظف بود كه اين راه را آموزش دهد!!! و خود نيز لااقل چند بار انجام دهد تا مؤمنان مطمئن شوند كه اين هم يك راه براي تقرب و طلب شفاعت از خداوند و يا مددجويي در هنگام مشكلات است...!

ولي برعكس!!! رسول الله صلي الله عليه وسلم مي‌فرمايد: «هرگاه كمك خواستيد، از خدا بخواهيد.» (بنده آدرس دقيق اين حديث را نميدانم. از دوستان مي‌خواهم اگر ميدانند آن را در قسمت نظرات قرار دهند.)

رسول الله موظف بود كه هر راهي را كه براي رستگاري انسان نياز باشد را بر طبق دستورات خداوند، آموزش دهد...! چون فلسفه‌ي نبوت همين است.

و البته خود خداوند هم اگر صلاح و نياز امت را در توسل به امامان و يا اولياء ميديد، قطعاً مي‌گفت كه چنين كنيد...!

اين است كه چيزي را كه رسول الله صلي الله عليه وسلم براي ما نه آموزش داده و نه خود انجام داده را چطور براي خود بهتر مي‌دانيم؟؟؟
.




نوشته شده در تاريخ جمعه دهم فروردین 1386 توسط عبدالله



السلام عليكم و رحمة الله و بركاته

دوستان ، اميدوارم همه سلامت و تندرست باشيد.

مهمانى به نام " حسين " در قسمت نظرات موارد و شرحى ارائه فرمودند كه مستحق بحث و نقاش بود و بنده از همه ى همراهان و ناظران خواهانم به اين موارد توجه فرمايند.

 

حسین به عبدالله

سه شنبه 7 فروردين1386 ساعت: 4:7
ابتدا, مطالبی از کتب خودتان آورده شده .و شما مارا به تحریف کردن متهم می کنی در صورتی که به خودت زحمت نمی دهی تا به کتب مراجعه کنی.این انصاف نیست بلکه نشان در ماندگی شماست.
دوما به من نشان دهید که شیعه فقهی در کجا می گوید که امامان استجابت دعا می کنند.
دوما ما هم معتقدیم که خداوند تنها استجابت دعا می کند.
در مورد وسیله قرار دادن مرده و زنده هم باید بگویم که اصلا متنی که گذاشته شد همین را به تو ثابت می کند که توسل به مرده بر اساس فقه اهل سنت جایز بوده در ضمن من نمی فهمم چه طور ممکن است در توسل جستن به یک ولی خدا تفاوت باشد هنگامی که زنده است یا مرده مگر نمی دانید که قدرت روح فراتر از مکان وزمان است و اگر قرار باشد سخنی را کسی بشنود مطمئن باش مرده اش بر زنده اش ارجح تر است.(خیلی بچه گانه بحث کرده اید)
ببینم وقتی کسی مرده باشد چه فرقی می کند در کنار قبرش اورا صدا بزنی یا از فواصل دور ومن نمی دانم چه مشکلی دارد که خداوند به روحی از بزرگان و اولیائش این قدرت را بدهد که سلام وصدای افرادی که به وسیله او به خداوند تقرب می جویند را درک کند واگر ما فقط بگوییم که خداوندا به آبروی فلانی مرا ببخش بدانید حق را ادا نکرده ایم و ما باید معتقد باشیم که اگر از یکی از اولیائ خداوند در خواست کردیم که برایمان دعا بفرماید و خداوند به احترام او معرفت خود را در دل ما قرار دهد به درگاه او تقرب جسته ایم وگرنه که یک کالبد در زیر خاک ارزشی نمی تواند داشته باش تا ما بوسیله آن به خدا تقرب بجوییم. واین موضوع در مورد امامان شیعه معنی ندارد که مرده باشن یا زنده بلکه در تمام حالات از احوال شیعیان خود آگاهند زیرا که ولی خداوند بر روی زمینند و برای هدایت انسانها در هر زمان و مکانی باید که ولی خداوندبه سوی خداوند هدایت گر باشد(لازمه هدایت تشریعی خداوند)
همانی که ما معتقدیم امامنا مهدی عج در قید حیاتند و در هر لحظه ای ما را درک می کند و بدین وسیله ما را به درگاه اللهی رهنمون وهدایت می کند.
ولی من از تو سوالی دارم اگر این حدیث از پیغمبر ص که :
من مات ولم یعرف امام زمانه مات میتتا جاهلیه
حق است .
پس امام زمان هم اکنون شما کیست؟ آیا اورا شناخته اید و می دانید که او کیست؟
از مرگ هم گریزی که نیست. پس تکلیف شما چیست؟!!!
 
 
دوستان ،
 
بنده بطور مقدماتى عرض كنم كه مهمان گرانقدر ما آقاى حسين  ( هدانا الله و اياه ) در اينجا دو مورد كاملاً متضاد بيان فرموده است :
 
اولاً ، ما را مورد سؤال قرار داده است كه " شیعه فقهی در کجا می گوید که امامان استجابت دعا می کنند.؟ دوما ما هم معتقدیم که خداوند تنها استجابت دعا می کند.  "

ثانياً ،  خودشان بيان فرموده "  واین موضوع در مورد امامان شیعه معنی ندارد که مرده باشن یا زنده بلکه در تمام حالات از احوال شیعیان خود آگاهند زیرا که ولی خداوند بر روی زمینند و برای هدایت انسانها در هر زمان و مکانی باید که ولی خداوندبه سوی خداوند هدایت گر باشد  .... ما معتقدیم امامنا مهدی عج در قید حیاتند و در هر لحظه ای ما را درک می کند و بدین وسیله ما را به درگاه اللهی رهنمون وهدایت می کند."

از دوستان همگى خواهانم با آرامى با عرض خوش آمد به اين مهمان ما ، با ايشان بحثى آرام و محبت بار داشته باشند.

اللهم اهدنا و اهدى بنا

 





نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفتم فروردین 1386 توسط أمة الله



 آعوذ بالله من الشیطان الرجیم

هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ

التوبة - ۳۳

 " او ( خداوند جهان )  اوست که رسولش را با هدايت و دين حق فرستاد و آن را بر تمام اديان آشكار و پيروز  خواهد کرد، برخلاف ميل مشرکان.

فَإِن تَوَلَّوْا فَقَدْ أَبْلَغْتُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَيْكُمْ وَيَسْتَخْلِفُ رَبِّي قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّونَهُ شَيْئًا

إِنَّ رَبِّي عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ

هود -۵۷

 

 اگر رو بگردانيد، من آنچه را که براى آن فرستاده شدم به شما ابلاغ کرده ام. پروردگار من مردم ديگرى را جايگزين شما خواهد کرد؛ شما نمى توانيد کوچکترين ضررى به او برسانيد. پروردگار من همه چيز را تحت کنترل دارد.

 

مهمانى بنام روهان در قسمت نظرات اشاره اى بر اين موضوع داشتند كه گويا از ديدگاه ايشان ، دين ضرورى نيست بلكه ناشى از تغييرات محيطى انسان است و هر انسانى بطور غريزى راه تشخيص خوب و بد را مى داند و احتياجى به دين دارى نيست!

اين عين جمله ى ايشان نيست بلكه با اجازه ى ايشان استنباطى بود كه از مجموعه سخنان ايشان داشتم .

 

ابتدا بنده اين جواب را مقدماً تقديم ايشان كردم :

 

خوب ، مهمان عزيز

فرموديد كه شما بطور غريزى مى تونيد خوب و بد را تشخيص بدهيد ، پس احتياجى به دين نيست!

حالا بفرماييد اين غريزه ى شما تا كجا ثابت و تابع اخلاق است؟

مثلاً شما در ايران اگر زندگى مى كنيد بطور غريزى اجازه نخواهيد داد كه خواهرتان با مرد غريبه اى شب يا روز بيرون رود!!

آنوقت اگر تشريف بياوريد در مكسيك يا لوس آنجلس ، بطور غريزى خواهرتان را با مرد غريبه مى بيند كه نصف شب بيرون مى رود و شما با احترام در را برايش باز مى كنيد و لبخندى هم بروى دوست پسرش خواهى زد!!

از اين مثال واقعاً متأسفم مهمان عزيز!

ولى اين تنها راه فهميدن " غريزه " و واقعيت است!

پس ما نمى توانيم تابع غريزه شويم و بگوييم كافى ست .

در ادامه ى سخن شرح اين حقيقت واجب است كه ،

هر ملت و أمتى براى خود آثار و علامت هايى از دين ، خداشناسى و فرستادگان خدا دارد.

 

با وجود تفاوت بسيارى كه بين ديانت هاى مختلف و اعتقادات ملت ها ديده مى شود ، وجه تشابهى نيز هست كه قابل ذكر است :

 

۱- اعتقاد به خالقى ( آفريننده اى ) حكيم  و دانا كه جهان را به سوى هدفى نيك آفريده است.

۲- اعتقاد به اينكه از ميان انسانها ، افرادى برگزيده شده و ارتباطى با خداوند آسمانها و زمين بر قرار داشته اند و بر آن اساس كتاب يا آئين هايى نيز براى مردمان ارائه داشته و مردم خود را به راههاى نيك دعوت مى كردند.

۳-اعتقاد به روزى كه انسانها پاداش كردار نيك را خواهند ديد و سرانجام ستم كاران نيز به سزاى اعمال ستم كارانه ى خود خواهند رسيد.

 اين ها مختصر تشابهاتى ست كه در ميان ملت ها و ديانت هاى مختلف يافت مى شود.

 

سؤال اينجاست كه خداوند عالم كه قادر به خلق و آفرينش هر موجودى از عدم مى باشد و تمام نظام هستى فرمانبردار ذات پاكش بوده و خواهد بود ، چرا مردمان را بر يك دين نگماشته است؟

چرا يكى مسلمان و ديگرى يهودى و آن يكى نصرانى و كسانى بودائى و هندو و زرتشتى و ... هستند؟!

 

براى يافتن جواب ابتدا بايستى به آئين آن ديانت ها مراجعه شود.

آيا فرستادگان خداوند كه از ميان همان مردمان انتخاب مى شدند ، مردم را به چه نصيحت و تشويق و از چه برحذر مى داشتند؟

 

شكى نيست كه تمام رسولان الهى مردمان را به گفتار نيك ، كردار نيك و پندار نيك مى خواندند.

و  بايستى آثار كردار نيك بر مؤمنان هر دينى آشكار شود.

 

در اين شكى نيست كه هر دينى بعد از رفتن پيام آور آن دين ، بدست گروهى تغيير كرده و قدسيت خود را متزلزل ساخته و حتى گاهى بطور كلى از آئين اصلى منحرف شده است.

در بررسى ديانت هاى مختلف در مى يابيم كه آنها به مرور زمان به فراموشى سپرده شده و جاى خود را به افسانه هايى غير قابل تطبيق در زندگى داده است و براحتى مى توان گفت كه ديانت هاى بسيارى امروزه حتى قادر به پيگيرى امور روز مره ى آنان نيز نيستند تا جايى كه علناً دين را از زندگى روز جدا و فقط به عبادت هاى راهبانه تبديل ساخته است.

 

نصرانيت كه خود را اشتباهاً " مسيحيت " ( زيرا ارتباطى با آئين عيسى عليه السلام ندارند ) مى خوانند ، در آئين خود قانونى براى ازدواج و حدود آن ندارند و بهمين خاطر " طلاق " را كه امرى ضرورى ديدند به آن افزودند و علنا اين امر را منكر و بد مى خوانند و اين عمل را شايسته ى دين داران نمى پندارند!

در اديانى مثل زرتشتى ، بودائى و هندوسى به مرور زمان به صورت نامى باقى ماندند و اتباع آنها به اعمال و اعتقاداتى روى آورده اند كه كوچكترين اثر مثبتى بر زندگى شان نداشته بلكه انحرافى ست از جاده ى خداپرستى.

مانند مقدس دانستن آتش و يا بعضى از حيوانات كه اثر مثبتى در حيات نداشته بلكه انحرافى ست واضح از حقيقت خدا شناسى و خداپرستى.

 

در اسلام براى هر امر و يا قانونى ، سببى ست.

 

ما حتى رسولان خدا را بيشتر از مقام و منزلتشان نمى خوانيم.

 

تمامى آنها به سخن قرآن و رسولش بر يك آئين و هدف بودند و آنهم آئين يكتاپرستى.

 

محمد صلى الله عليه و سلم و تمامى برادران او ( رسولان و انبياء عليهم السلام ) ، مردمان را جز به خدا پرستى و پيروى از آئين آسمانى الهى ، نمى خواندند.

 

عبادت عيسى عليه السلام آسيبى ست به دين عيسى كه دين توحيد ( يكتاپرستى ) بود.

 

دين اسلام كه توسط رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم بر بشريت عرضه شده ، براى عبادت محمد صلوات الله عليه يا خانواده ى او نيست.

رسول الله صلوات الله عليه كسى ست كه بارها كتاب خدا بر " بشريت " او تأكيد داشته و اينكه او همانند " ما " مى زيست و مى آشاميد و براى امرار معاش خانواده اش مجبور به خريد در بازار مى بود.

 

كفار بارها رسول الله صلى الله عليه و سلم را انتقاد مى كردند كه اگر فرستاده ى خداست ، پس چرا خدايش برايش قصرى از طلا نمى سازد و يا فرشتگان را آشكار براى ياريش نازل نمى كند!؟

 

خداوند در سخنان خود مى فرمايد :

 

 

وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا

 

أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًا

انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلَا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا

تَبَارَكَ الَّذِي إِن شَاء جَعَلَ لَكَ خَيْرًا مِّن ذَلِكَ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَيَجْعَل لَّكَ قُصُورًا 

سورة الفرقان آيات ۷-۱۰

 

_ و آنها گفتند، چگونه اين رسول غذا مى خورد و در بازارها راه مى رود اگر فقط فرشته اى با او پايين مى آمد، تا به عنوان پند دهنده اى با او خدمت کند

۸ _ يا، "اگر فقط به او گنجى داده مى شد!" يا، اگر فقط صاحب باغى بود که از آن بخورد ،متجاوزان همچنين گفتند، "شما از مرد جادو شده اى پيروى مى کنيد."

۹ _ ببين چطور آنها تو را به هر اسمى خواندند و چگونه اين باعث گمراهى شان شد تا هرگز راه بازگشت خود را نيابند.

۱۰ _ مبارک ترين آن يکتايى است که اگر بخواهد، مى تواند بسيار بهتر از در خواست هاى آنها به تو عطا کند- باغهايى با نهرهاى روان و قصرهاى فراوان

 

 و خداوند در سورة الطور مى فرمايد :

أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ

أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بَل لّا يُوقِنُونَ

أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ

أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ

 آيا آنها از هيچ خلق شدند آيا آنها خالق هستند

 آيا آنها آسمان ها و زمين را آفريدند حقيقتا ً، آنها يقين ندارند.

 آيا صاحب گنج هاى پروردگار تو هستند آيا کنترل در دست آنهاست

 آيا از نردبانى بالا مى روند که آنها را قادر به شنيدن مى کند پس بگذار شنوندگان آنها مدرک خود را نشان دهند.



 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه پنجم فروردین 1386 توسط أمة الله



الحمد لله و الصلاة و السلام على رسول الله محمد و على آله و صحبه و سلم

دوستى در قسمت نظرات بارها سؤالاتى را مطرح كرده و ما نيز مورد ملامت ايشان واقع بوديم كه جواب آن را به تأخير انداختيم.

 

اين هم سؤال ايشان:

 

نویسنده: سید مجتبی به هدایت

شنبه 26 اسفند1385 ساعت: 18:37

حالا ببین که بت پرستان معتقد به خالقیت بتها بودند.
آنها معتقد بودند که خدا از کار جهان کنار کشیدهو به بتها واگذار کرده و در ضمن معتقد بودند که روح خدا در آنها دمیده شده و آنها هم اکنون زنده اند.

والله يعلم ما تسرون وما تعلنون(وخدا هرچه را پنهان و آشكار داريد به همه آگاه است)
والذين يدعون من دون الله --- لا يخلقون شيئا---- و هم يخلقون(وآنچه كه مشركان غير از خدا (چون بتها و فراعنه)به خدايي مي خوانند چيزي خلق نكنند و خود نيز مخلوقند.
---اموات غير احياء---وما يشعرون اين يبعثون(اينها مرده و از حيات بي بهره اند و هيچ حس و شعور ندارند كه در چه هنگام مبعوث مي شوند(وكه آنهارا بر مي انگيزد))
مي بيني كه بحث بر سر بت پرستان است و پرستش بت نه توسل جستن به آنها.اگر به لفظ لا يخلقون هم توجه كني مي فهمي كه بت پرستان معتقد بودند كه بتهايشان خالقيت دارندپس خود بتها برايشان موضوعيت داشته.والي ما نه ائمه را خالق مي دانيم ونه آنه را مي پرستيم.

 

اين همان مبحث ماست.

بله ، آنان به بت هاى خود به عنوان مواد بى جانى نمى نگريستند بلكه معتقد به نفع و ضرر از سوى آنان بودند.

وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى ...

آنان معتقد بودند كه اين بت ها واسطه هايى براى :

۱- قبول دعاهايشان از سوى خداوند

۲- جلب رزق و روزى

۳- رفع بلا

۴- دادن نصرت و يارى به آنان

آرى تمام اينها اعتقادات بت پرستان مى بود و اگر آنان ( بت پرستان ) اعتقادى به نفع و ضرر آن بت هايشان نداشتند كه سببى براى عبادت نبود!!

 

اما آنچه قرآن بر آن تأكيد دارد اينست كه آنان ( بت پرستان ) بت هايشان را خالق خود و زمين و آسمان نمى دانستند

 

وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ

 

الزخرف - الآية ۹

 

و اگر از آنان بپرسى كه چه كسى آسمانها و زمين را آفريد ، يقيناً خواهند گفت : آنها را  ( الله تعالى ) خداوند عزيز و دانا آفريده است!

ولى قسمتى از اعمال و صفاتى را كه خاص به خداست را به بت هايشان نسبت مى دادند.

خوب دقت بفرماييد!

اينجا محور سخن ماست.

آنان اعتقاد بر اين داشتند كه آن بت ها نفع و ضرر دارند و همين سبب تعلق قلبى و عقلى شان به عبادت و تقرب به بت هايشان بود.

 

صفاتى كه خاص به خداوند عالم است نبايستى به كسى جز او نسبت داده شود ، مانند :

۱- استجابت دعاى بنده

 

۲- جلب رزق و روزى

۳- رفع بلا

۴- دادن نصرت و يارى به آنان

 

با دقت در مى يابيم كه اكنون نيز بسيارى از مسلمانان بعضى از صفات و اعمال خاص به خداوند عالم را به كسانى نسبت مى دهند ، مانند :

۱- امام علي را " حلال المشاكل " براى رفع بلا مى خوانند

۲- امامان را در كنار قبرهايشان و حتى دور از قبورشان خوانده و معتقدند كه آن خوبان به نداى آنان لباس استجابت خواهند پوشانيد

۳- خواندن امامان و اولياء را سبب نصرت و پيروزى براى خود مى دانند

 

با دقت در مى يابيد كه خداوند در كتاب عزيزش ، تمام اين صفات و اعمال را به ذات پاكش نسبت داده و صريحاً بيان مى دارد كه كسى جز او ( الله سبحانه و تعالى ) قادر به خلقت چيزى نيست و همه اشياء مخلوقاتى محتاج اويند.

 

خداوند صريحاً آنان را مخاطب قرار داده كه :

" أفمن يخلقُ كمن لا يخلق ُ أفلا تذكرون " سورة النحل - الآية ۱۷

آيا كسى كه مى آفريند همانند كسى ست كه نمى آفريند؟!

وَاتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلَا يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا

وَلَا يَمْلِكُونَ مَوْتًا وَلَا حَيَاةً وَلَا نُشُورًا  سورة الفرقان - الآية ۳

 

و به غير از او ( الله تعالى ) خدايانى را  بر گرفتند كه نمى آفرينند بلكه خودشان آفريده شده ( از سوى الله تعالى ) مى بوده و براى خودشان نيز دارنده ى  سود و زيانى نبودند و نه دارنده ى مرگ و نه زندگى و نه رستاخيزى ( مرده را زنده ساختن ) .

 

متوجه مى شويم كه خداوند با ذكر حال بت پرستان به ضعف حال بت هاى آنان پرداخته كه خود آفريده شده اى بيش نيستند و قادر به اعطاى نفع و ضرر نيستند و قادر به زنده ساختن مردگان نيز نيستند.

 

اگر دقت بفرماييد در اينجا خداوند از " نشورا " كه به معناى دو بار زنده ساختن است ، نيز سخن آورده است.

اين عبارت مرا به ياد بعضى از صفات و اعمالى كه متأسفانه در كتابهاى دوستان شيعه به " امام مهدى " نسبت داده شده ، انداخت و يكى از اين اعمال " زنده ساختن " مرده است.

 در روايت  دروغين زير كه به امام جعفر الصادق رضي الله عنه نسبت داده شده ، ادعاى زنده كردن ابوبكر الصديق و عمر الفاروق رضي الله عنهما توسط " امام زمان " است كه ادعايى كاملاً باطل و خلاف قرآن است .

 

زيرا بعث و رستاخيز و رسيدگى به حساب بندگان ،خاص به خداوند است و به احدى جز ذات منزه الله تعالى تعلق ندارد.

 

و تنها بازگشت مردگان به حيات در روز رستاخيز خواهد بود و حساب فقط توسط الله تعالى خواهد بود نه امام زمان كه در هر حال بنده ى خداست كه خود نيز مخلوق محتاجى ست.

 اين است روايت دروغين كه بنده اميدوارم دوستان شيعه نيز بدان توجه و با مراجعه به دروغين بودنش پى برند.

 

عن الإمام الصادق عليه السلام : يرد إلى قبر جده ص فيقول يا معاشر الخلائق هذا قبر جدي رسول الله ص فيقولون نعم يا مهدي آل محمد فيقول و من معه في القبر فيقولون صاحباه و ضجيعاه أبو بكر و عمر فيقول و هو أعلم بهما و الخلائق كلهم جميعا يسمعون من أبو بكر و عمر و كيف دفنا من بين الخلق مع جدي رسول الله ص و عسى المدفون غيرهما فيقول الناس يا مهدي آل محمد ص ما هاهنا غيرهما إنهما دفنا معه لأنهما خليفتا رسول الله ص و أبوا زوجتيه فيقول للخلق بعد ثلاث أخرجوهما من قبريهما فيخرجان غضين طريين لم يتغير خلقهما و لم يشحب لونهما بحارالأنوار ج : 53 ص : 13

فيقول هل فيكم من يعرفهما فيقولون نعرفهما بالصفة و ليس ضجيعا جدك غيرهما فيقول هل فيكم أحد يقول غير هذا أو يشك فيهما فيقولون لا فيؤخر إخراجهما ثلاثة أيام ثم ينتشر الخبر في الناس و يحضر المهدي و يكشف الجدران عن القبرين و يقول للنقباء ابحثوا عنهما و انبشوهما فيبحثون بأيديهم حتى يصلون إليهما فيخرجان غضين طريين كصورتهما فيكشف عنهما أكفانهما و يأمر برفعهما على دوحة يابسة نخرة فيصلبهما عليها فتحيا الشجرة بحارالأنوار ج : 53 ص : 14

 

 




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوم فروردین 1386 توسط أمة الله


درباره وبلاگ
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
نويسندگان
موضوعات
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
 
Blog Skin