باسلام خدمت شما دوست گرامی: دیشب برنامه ای را در ماهواره دیدم که سبب شد سوالاتی برای بنده پیش بیاید. فکر کردم چه کسی بهتر از شما میتواند به این سوالات پاسخ دهد؟!؟! به همین دلیل این نامه را برای شما فرستادم!!! امیدوارم با پاسخ هایتان مرا قانع کنید. واما سوالات:
1-آیا تنها صاحب و تنها خداوندی که شایسته ستایش و سجده باشد خدا نیست؟ اگر خداست پس چه لزومی داشت خدا از شیطان بخواهد که برای انسان سجده کند؟آیا شیطان اشتباه کرد که گفت من برای غیر الله سجده نمیکنم؟!؟!
جواب :
و عليكم السلام و الرحمة و الهداية
از لطفتان ممنون.
اولاً ، مسئله ى خلقت آدم و درخواست سجده را بايستى از خودِ قرآن بيابيم و نه از خود!
دقت فرماييد كه خداوند در اينجا يك امر خاص صادر فرموده و اطاعت از امر الهي بر همه واجب است و براى اينكه فرشتگان مخلوقاتی بدون اختیار هستند کاملاً تسليم اوامر الهي مى شوند.
واما شيطان به خاطر جنس خلقتش كه كاملاً با ملائكه متفاوت است و خود مختار است ، از اين امر سرباز مى زند.
ثانياً ، شيطان عمل خود را توجيه به شكلى كرده كه شما يا نشنيده يا به شما اطلاع داده نشده است و آنهم اينكه:
من بهتر از او ( آدم ) هستم!
مرا از آتش آفريدى و او را از طين ( مخلوط آب و خاك ) !
پس شیطان از سر خداپرستی اش سجده به آدم را رد نکرده بلکه از سر خودپرستی از سجده سرباز زده!
2-اگر من وسیله ای بسازم که دقت کافی را در آن بکار نبرده باشم و کارایی خوبی نداشته باشد و پس از مدت کوتایی از کار بیافتد مقصر من هستم یا خود وسیله؟ آیا غیر از این است که خدا ما را آفریده و ساخته ی دست او هستیم؟! پس اگر مخلوق مشکلی داشته باشد در حقیقت مقصر خالق است نه مخلوق!!!
جواب :
خالق از این مخلوق که ما هستیم نیز به خوبی و آشکار سخن گفته تا تمامی نقاط ضعف و قوت خود را بشناسیم.
و به خوبی راهها را برایمان أشکار ساخته تا بدنبال راه حل حیران نشویم.
و سرانجام راه توبه و بازگشت بسوی کردار نیک نیز برایمان باز نگهداشته تا مأیوس نمیریم!
3-سوال دیگر اینکه منظور خدا از اینکه ما را آفریده و بهشت و جهنم را برای ما قرار داده چیست؟ مگر خدا بی نیاز نیست؟! پس چه لزومی دارد که ما را بیآفریند و از ما بخواهد که فلان کار را بکنیم و فلان کار را نکنیم ؟! مگر خدا قادر نیست پس چرا کاری نمیکند که همه خوب باشند؟!! اگر نمخواهد که افکار ما شیطانی باشد پس چرا به شیطان عمر جاوید بخشید؟! اگر هدف او سرگرم کردن خود نیست پس هدفش چیست؟!!؟!
جواب :
الله تعالی هدف خلقت را در کتابش آشکار ساخته است:
وما خلقت الجن والانس الا ليعبدون . سورة الذاريات آيه ۵۶
و جن و انس را جز براى عبادتم نيافريدم.
وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاء وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لاعِبِينَ
لَوْ أَرَدْنَا أَن نَّتَّخِذَ لَهْوًا لّاتَّخَذْنَاهُ مِن لَّدُنَّا إِن كُنَّا فَاعِلِينَ .
و ما آسمان و زمين و آنچه مابين آن دوتاست ( ما هم شامل شديم ) را براى بازى نيافريديم و اگر خواستار لهو بوديم از نزد خود بر مى گرفتيم ، اگر ما می خواستيم انجام دهيم.
سورة الأنبياء آيات ۱۶-۱۷
متوجه شديد كه خالق سبحان ، افكار شما و ملحدان را قبل از اينكه در شبكه ى ماهواره اى به نمايش نهند را خوانده است و جواب داده است!
4-خداوند در آیه 7 سوره بقره می فرماید:((خداوند بر دلهای آنان {کافران} و بر شنوایی ایشان مهر{مۆهر} نهاده و بر دیدگانشان پرده ای است و آنان را عذابی بزرگ است)) سوال: اگر خدا بر دلها و شنوایی کافران مهر نهاده و بر دیدگانشان پرده قرار داده است پس دیگر تقصیر آنها چیست که باید عذابی سخت ببینند؟!؟!؟!؟
جواب : بياييد اين سؤال را تحويل شما دهيم كه اگر فردی همین الآن آمد و جیبتان را زد و بعد هم حسابی کتکتان زد تا جايى كه قدرت حركت را از شما سلب كرده و بيهوش افتاده تا بالاخره خود را در بيمارستان بيابيد ( البته خدا نكند ! )
به نظر شما حق داريد از آن فرد دزد ناقلا شكايت كنيد و درخواست مجازاتش كنيد؟
خوب ، ممكن است آقا دزده از خودش دفاع كند كه من حواسم نبود و دستم بى اختيار آن كارها را كرد !
براى شما این نوعى جك بى مزه است !
درست است؟
منظور بنده از اين مثال ساده اينست كه منظور از مهر بر دلها و
ديدگان كفار ، بي ارادگي آنان نيست بلكه اينست كه آنان آنقدر به آرزوها و ايده هاى خود دل بسته اند كه راضي نيستند جز آنها را قبول كنند هر چند اگر باطل بودن خود را نیز درک کنند!
و این همان حالت آقا دزد قصه ماست که میل و شهوت یافتن مال بدون رنج بر دلش مسلط شده با وجود اینکه بر زشتی عمل خویش آگاه می باشد!
لطفا کامل به تک تک سوالات من جواب بدهید. ممنون میشوم اگر مرا از این دغدغه و جنگ روانی نجات دهید.
بسم الله الرحمن الرحيم
بسيارى از مسلمين در جلسات به اصطلاح مذهبى حضور يافته و با اذكار و سخنان ياد شده توسط سخنرانان احساس وجد و شادى و يا نوعى احساس معنوى و روحى مى كنند .
اين احساس تنها خاص به مسلمين نيست.
حتى نصارا و يهود و هندو و حتى شيطان پرستان نیز این احساس را تجربه کرده و می کنند!
احساس وجد در وقت نوعی ذکر ، باعث می شود که اتباع آن جلسه احساس حق بودن کنند!
زیرا احساس ماورای فیزیکی باعث قوت و شدت محبت آنان به عقیده ی خود می شود.
این احساس در مشرکین سابق نیز بود و برای همین برای نصرت و یاری خدایان خود جان را نیز بر کف دست نهاده و مبارزه می کردند.
اسلام با قرآن دین فطرت سلیم و عقل سلیم است و تمامی راههای شیطانی را برای اتباع خود آشکار می سازد تا قربانی شیطان و وسوسه هایش نشوند.
در قرآن به خوبی آیاتی روشن نازل شده که شیطانهای انس و جن وسوسه می کنند.
و خیلی آشکار آمده که شیطان هم وحی می کند و این وحی بسوی اولیاء و دوستان شیطان بسیار شیرین و وجد آورنده است!
سوره الأنعام - الآیه : ۱۲۱
پس احساس وجد نشانه ی حق بودن نیست!
میزان حق بودن فهم قرآن و شریعت اسلام است .
و برای فهم سلیم قرآن احتیاج به درایت و فهم لغت قرآن است و ایمان به اینکه آیات قرآن ثابت و دست نخورده به ما رسیده است و تاریخ بهترین شاهد بر این یقین است که :
تنها پیامبری که با تشکیل حکومت و استمراریت حکومت های ممتد اسلامی ضامن حفظ قرآن بودند ، خاتم النبيين محمد صلى الله عليه و سلم بود.
و تمامی قرآنها در تمامی دنیا و حتی یافته های سابق نشانه ی همین حقیقت است که همه کاملا مانند هم هستند.
پیامبران سابق نتوانستند حکومت تشکیل دهند و حتی خود توسط دشمنان رانده شدند و کتابهایشان از بین رفت و اندک مانده های آن کتابها قرنها بعد بصورت متفرق به زبانهایی ترجمه شده بود که کلمات را به میل مترجمان تحریف و وارونه ساختند.
کسی نمی تواند در این کره ی خاکی مدعی شود که تورات و انجیل کامل حفظ شد و منتشر شد و همه ی اتباع کنونی این دو کتاب ، نوشته های تاریخی را به کسانی نسبت می دهند که قرنها بعد از وفاتشان دارای کتاب نبودند!
پس کتاب عیس و موسی علیهما السلام چه شد؟
عیسی علیه السلام در وقت بعثتش تحریف تورات را اعلام کرد و آن کتاب را کنار زد. ( در انجیل نیز مذکور است )
و عیسی علیه السلام بعد از وفات خدایی اش ، ( ... إني متوفيك ... الآية ) امتش حیران شدند زیرا عده ای با ادعای مصلوب شدن عیسی او را خلاف تصور توحیدی معرفی کردند و سخنانش گم شد.
قرنها بعد افرادی مدعی شدند که نوشته هایی یافته شده که شک و تردید در آن نوشته ها هنوز ادامه دارد.
اما قرآن این سخنان مجموع منزل از سوی خداوند از اولین روز نزول ، نگارش و حفظ شد و آنچنان با سرعت منتشر شد که نابودی اش محال بود و این حکمت و اراده ی خداوند بود.
حتی دشمنان مسلمین توانایی حذف یا اضافه ی حرفی به این کتاب نداشته اند!
و این حقیقت ادامه دارد ....
بسم الله الرحمن الرحیم
افضل الصلوات علی سیدنا محمد و علی الخلفآء الراشدین المهدیین
ابتدا قصد دارم که حدیث غدیر و این حدیث (من کنت مولا فهذا علی مولاه) را از نظر صحت بر رسی کنم و آرای علمای کرام اهل سنت را در بابش بیاورم و بعد ان شاء الله در مورد اصل موضوع غدیر هم توضیح می دهم طبق آنحِه علمای مسلمین گفته اند بحول الله و قوته.
حدیث (من کنت مولاه فهذا علی مولاه) برخلاف قول شیعی که ادعا دارند متفق علیه است هیچ یک از صاحبان کتب صحیح آن را ذکر نکرده اند و همچنان كه ائمة حديث ذكر كرده اند در صحت آن اختلاف است.
و فقط حاکم و ترمذی آن را نقل نموده اند و صرف نقل ترمذی و حاکم دلیل بر صحیح بودن آن نیست.امام ابن تیمیه رحمه الله می فرماید (حدیث من کنت مولاه را در كتب صحيح وجود ندارد، اما علما آن را روايت كرده و در صحت آن اختلاف كرده اند از بخاري و ابراهيم حربي و گروهی از محدثین نقل شده که به این حدیث ایراد وارد کرده و آن را ضعیف دانسته اند).
ابنحزم مي گويد: (و اما حدیث «من كنت مولاه فعلي مولاه» از طريق ثقات اصلاً ثابت نشده است)الفصل 4/224
از این میان امام المحدث ناصرالدین الآلبانی آن را صحیح دانسته و احمد نیز آن را صحیح می داند و این آراء را برای این می آوریم که علما در این حدیث اختلاف دارند و این ردی است بر قول شیعه که می گوید این حدیث متفق علیه است.
در ضمن صحیح دانستن این حدیث از طرف امام احمد و آلبانی باز هم ثابت کننده ادعای شیعی نیست زیرا برداشتی که ایشان از حدیث دارد با برداشتی که اهل سنت از آن دارند فرق می کند و امام احمد و آلبانی این حدیث را فقط از فضائل علی رضی الله تعالی عنه می دانند نه دلیلی بر امامت و خلافت به نص از طرف الله تعالی برای علی.
قابل ذکر است که عده ای از شیعیان کلماتی را هم به دنباله این حدیث اضافه نموده اند ک( می گوید خداوندا دشمن بدار دشمنان علی را و خار کن دشمنان او را) و در اینحِا امام ابن تیمیه می گوید( این از اکاذیب بزرگی است که بر این حدیث بسته اند )و تمام علمای اهل سنت بر کذب آن متفقند.
و می گوید( حِگونه است که پیامبر دعا فرمودند که دشمنان علی خار و مغلوب شوند در حالی که به عقیده شیعه معاویه دشمن او بود و با محاربه کرد و می بینیم که علی مغلوب شد و معاویه پیروز؟).
اما معانی کلمه مولا شیعه ادعا دارد کلمه مولا به معنای خلیفه و حِانشین است ابن اثير در النهاية مي گويد: (ذكر كلمة مولا در حديث تكراری است، و این کلمه معانی زیادی دارد كه عبارتند از: رب، مالك، سيد، منعم، برده آزاد شده، یاریگر، محب، تابع، همسايه، پسر عمو، هم پيمان، داماد، برده، آزاد كنندة برده و منعم عليه).مصادر اين اسماء مختلف است: «وَلايت» با فتحه، در نسب و نصرت و برده آزاد شده به کار می رود. «وِلایت» با كسره، در امارت و آزاد كردن برده به کار می رود. و «مُوالات» و عبارت از موالات یک قوم می باشد. حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» بر اکثر این معانی حمل می شود.
و امام شافعی رحمه الله علیه می فرماید:مقصود از آن ولاي اسلام می باشد؛ مانند این فرموده ى الهی که می فرماید: ﴿ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَأَنَّ الْكَافِرِينَ لا مَوْلَى لَهُمْ﴾.
(محمد: 11).
(بدان سبب است كه خداوند مولاي مؤمنان است و كافران را مولايي نيست).
ابونعيم مي گويد: اگر کسی به احادیث استدلال كند و بگويد رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- گفته است: «من كنت مولاه فعلي مولاه»، به وی گفته می شود: این از تو پذیرفته می شود و ما همین را می گوییم، و این فضیلتی آشکار برای علي بن ابيطالب -رضي الله عنه- است و معناي آن اين است هر كه پيامبر -صلى الله عليه وسلم- مولاي اوست، علي و مومنان دوستدار [مولي] او هستند. و دليل آن فرمودة خداوند است كه مي فرمايد: ﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ﴾. (التوبة: 71). (مردان و زنان مومن دوستدار همديگر هستند).
شيخ الاسلام ابنتيميه پس از بیان ضعیف دانستن این حدیث از طرف علما ميگويد: ما در جواب آنان می گوییم: اگر پیامبر آن را نگفته باشد که هیچ، و اگر آن را گفته باشد، قطعاً قصد او خلافت پس از او نبوده است، چون لفظ حدیث هیچ دلالتی بر آن ندارد، و چنین امر عظیمی باید به طور روشن و واضح بیان شود، در حدیث دلالت روشنی وجود ندارد که قصد از آن خلافت باشد؛ چون مولا مثل ولی است؛ خداوند میفرماید: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا﴾. (المائدة: 55). «ولی شما، خدا و رسول و مومنان هستند».
شیعه ادعا دارد که بالغ بر هزار نفر صحابی و زائرین خانه خدا در غدیر بودند و صایای پیامبر را شنیدند در حالی که تاریخ شهادت می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم تمام وصایای مهم خویش را در صحرای عرفه بیان نمودند و در غدیر افرادی بغیر از اهل مدینه نبودند.
و همینطور ادعا دارند که شیخین به علی رضی الله عنه در غدیر امامتش را تبریک گفتند (بخ بخ لك يا علي أصبحت مولانا ومولى كل مؤمن ومؤمنة)و به این روایت استناد می کنند اما آرای علمای حدیث در باب این روایت ابن الجوزي می گوید( این حدیث از روایتهای واهی می باشد و در آن ضعفاء هستند).
امام نسائی می گوید (این حدیث قوی نیست) و همینطور در سنن دار قطنی آمده(راویان صادق در آن بسیار کمند)و همینطور از محدثین معاصر علامه آلبانی آن را ضعیف می داند.
از دیگر مسائلی که شیعه به آن استناد می کنند تا حرف خود را بکرسی بنشانند این است که پیامبر در ابتدای حرف خود یعنی قبل از اینکه بگوید (من کنت مولاه) می گوید و سوال می کند و گوشزد می کند (ألست ولي المؤمنين قالوا بلى يا رسول الله قال من كنت مولاه..)یعنی (من به شما از خودتان بر شما اولی ترم) می گویند آری یارسول الله و به این دلیل علی امام است و اولی است بر مومنین مانند پیامبر و اما رای علمای حدیث و سنت در این باب:
خطیب و امام طبری هر دو عقیده دارند که این روایت ضعیف است و ضعفش هم این دو نفر روای هستند یکی(مطر الوراق و دیگری شهر بن حوشب) و ابن حِوزی می گوید این حدیث صحیح نیست و نیازی هم نیست به آن بحث شود و می گوید همانطور که شیعه اعتقاد دارد بعد از این کلام رسول الله این ایه نازل شد (الیوم أکملت لکم دینکم) یعنی علی اکمال دین است و در حالی که این ایه در روز عرفه نازل شد بلا شک و این در صحیحین موحِود است و شکی در آن نیست.(البدایه و النهایه والعلل التماهیه).
مدعی در نوشته خود آورده از کتب سیوطی و کتب تاریخ مثل طبری و غیره اما غافل از اینکه نویسندگان این کتاب تمام احادیثی که شندیده اند روایت نموده اند هم صحیح و هم کذب و مسولئت آن را به روای واگذار نموده اند و ذمه خود را بری نموده اند ولی
شهره
آفاق است که شیعه دنبال روایت مکذوبه و ضعیف است تا اهل سنت را بفریبد .
بر کسی پوشیده نیست و در کتب اهل سنت هم روایت شده که رسول الله صلی الله علیه وسلم علی را به یمن فرستاده بود و با لشکریانش لکن علی بر آنها سخت گرفت در اموال زکات و غنائم که از آنها استفاده نکنند و به لشکریانش گوشزد نمود و خود به راه افتاد تا در آخرین سفر پیامبر در رکابش باشد ولی وقتی یاران علی هم به او ملحق شدند علی رضی الله عنه مشاهده نمود که آنها بر خلاف دستورش عمل نموده اند و بین ایشان و لشکرش دعوا شد و پیامبر صلی الله علیه وسلم به دلیل اینکه مردم از علی کینه نگیرند این حدیث را در شان علی رضی الله تعالی عنه بیان نمودند.
و الا در تاریخ و روایات داریم که (اسامه و علی رضی الله عنهما با هم دعوایشان شد و علی به اسامه فرمود من مولای تو ام و او گفت خیر مولای من رسول الله است که پیامبر فرمود هر کس من مولای اویم علی مولای اوست) و می بینیم که کسی نه اسامه و نه خود علی از این حر ف رسول الله خلافت و امامن به نص را نفهمیدند و نتیحِه نگرفتند.
وآخر دعوانا الحمد الله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله و صحبه احِمعین.
از نوشته های خودم در سایت mosalman.net
به نام خدا و با سلام خدمت دوستان:
دوست عزيز شيعه:
قبلا اين مساله در تاپيك غصه و واقعه غدير خم بررسي شده است.اما براي آنكه اين بحث را در اينجا مطرح كرديد،از آن تاپيك يك قسمت را برايتان كپي مي كنم.
براي آنكه ثابت كنم اين اعداد و ارقامي كه شيعيان ادعا مي كنند،خزعبلات است علاوه بر تكرار مطالب قبلي در صفحه اول،يك عكس هم تقديم مي كنم.البته اگر بي كيفيت است به بزرگواري خودتان ببخشيد چون با موبايل گرفته شده است.به هر حال اين نقشه عربستان است.
http://www.mosalman.net/vb/attachmen...1&d=1200331881
خواهشمنم بينديشيد كه چرا پيامبر اصلي از اصول دين را در طول 23 سال دعوتش نگويد و هفتاد روز مانده به آخر حيات شريف،آنوقت بگويد؟تازه آن هم زماني كه درصد كمي از مسلمانان همراهش هستند؟حال آنكه قبل از حركت به سمت مدينه در همان حجه الوداع تقريبا همه مسلمانان حاضر بودند.خدا نمي گذارد كه حقيقت مخفي بماند.نگاه كردن به يك نقشه جغرافيايي كل مساله را روشن مي كند
صلاح الدين
مرحوم رضا زنگنه متولد شهرستان اصفهان در خانواده ای کاملا مذهبی چشم به جهان گشود پدر ايشان يکی از روحانيون معروف اصفهان ، و يکی از متعصبان به مذهب تشيع بود . مرحوم تا قبل از گرويدن به مذهب اهل سنت نيز مانند ديگر ساکنين اصفهان يکی از متعصبين به مذهب خويش بود بهتر است چگونگی گرويدن ايشان به مذهب اهل سنت را که آن را يک نوع هدايت می ناميد از زبان خود مرحوم بخوانيم . ايشان در اين راستا می گفت : ...
ادامه مطلب
الحمدلله وحده و الصلاة و السلام على من لا نبي بعده و على آله و صحبه .
دوستان مؤمن ، السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
شايد در جواب به سؤالاتتان كوتاهى كرده باشيم و شايد هم به خوبى متوجه ى منظور شما نشده باشيم ولى بدانيد نظراتتان را با ارزش مى دانيم البته روى سخن به آن دوستانى ست كه با احترام و محبت با ما به سخن مى نشينند نه آن افراد مريضى كه تربيت نادرست خانوادگی شان را به تماشا می نهند !
به هر حال ، شما را به اين مكان خوب دعوت مى كنيم :
نويسنده ى محترم خود سالها از عمرش را در عقيده ى تشيع گذرانده و اکنون نیز در میان اهل و خانواده ی خود بسر می برد ، حفظه الله و رعاه.
اين شخص به خوبى منظور شما را درك كرده و بهتر از ما به سؤالاتتان پاسخ گفته است.
سؤالاتى كه شايد هنوز به مخيله تان رخنه نكرده ولى او جوابش را يافته زيرا سالها خود در جستجو و طلب يافتن جواب سؤالات بى شمار خود گذرانده است!
شما را به خواندن نوشته های ارزشمند این بزرگوار دعوت می کنیم.
آزادى بعد از شكنجه و تعذيب روحي و جسمي

به نقل از سني نيوز
ماموستا ایوب گنجی که صبح جمعه 19 بهمن آزاد شده، دچار هذیان گویی و فراموشی شده است صبح جمعه ساعت 5 صبح نماز گزاران مسجد نبی (انتهای خیابان کشاورز سنندج ) هنگام رفتن به مسجد متوجه شدند یک ماشین ایوب گنجی را پیاده نموده و با سرعت محل را ترک می نماید. نماز گزاران تن بی رمق او را به داخل مسجد می برند و بلا فاصله با اورژانس تماس می گیرند. گفته می شود که وضع جسمی وروانی او بسیار وخیم است. وی دچار فراموشی شده به طوری که حتی همسر و فرزند خود را نمی شناسد. او دچار هزیان گویی هایی از قبیل" سرم، برق، آنها آمدند، نزنید، نه نه نه نه و....." شده است وی به شدت کاهش وزن پیدا نموده و آثار ضرب و جرح بر صورت و بدن وی هویداست گقتنی است که وی روز 7/11 86 توسط نیروهای ناشناس ربوده شد و تابه امروز هیچ نهاد یا ارگانی مسئولیت این جریان را به عهده نگرفته است همچنین شورای مرکزی سنت (شمس) طی یک اظهار غیررسمی اعلام نموده اند که: ما تنها و تنها حکومت به نام "اسلامی" ایران و فرقه حجتیه را مسئول این عمل نااسلامی و ناانسانی می دانیم و آن را به شدت محکوم می کنیم
( عکسهاى شيخ مجاهد در ادامه ى مطلب ببينيد )
ادامه مطلب
به نام خدا
مناظره امام جعفر صادق با مردی از روافض
از این مناظره دو نسخه می باشد نسخه اول که به زبان ترکی و در خزانه شهید علی باشا در استانبول است که شماره آن (۲۷۶۴)
است که محتوای شماری از رساله ها درباره عقیده و حدیث است این رساله رساله یازدهمی از آن است .نسخه دوم نسخه ی الظاهریه نام دارد که مجموعه های آن در مجموع ۱۱۱ می باشد و این رساله نوزدهمی از آن است .
نقل از : سنی نیوز
ادامه مطلب
تكذيب دروغ و بهتان پراکنی های حسینی قزوینی علیه حوزه ی علمیه اهل سنت زاهدان
سنی انلاین اعلام کرد:اگر آقای قزوینی از حوزه علمیه اهلسنت زاهدان رسماً عذرخواهی نکند از وی به مقامات قضائی شکایت خواهد شد.
لطفاً ادامه ى مطلب را بخوانيد ...
ادامه مطلب
همان طور که در تفسیر (التفسیر الوسیط فی القرآن الکریم) آمده است
و قوله- تعالى-: إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَنْ يَشاءُ وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ بيان لنفاذ
قدرة اللّه- تعالى-، و مشيئته.
أى: إن اللّه- تعالى- يسمع من يشاء أن يسمعه، و يجعله مدركا للحق، و مستجيبا له
أما أنت- أيها الرسول الكريم- فليس في استطاعتك أن تسمع ((((هؤلاء الكافرين
المصرين على كفرهم و باطلهم))))، و الذين هم أشبه ما يكونون بالموتى في فقدان
الحس، و في عدم السماع لما تدعوهم إليه.
دوست ما و مهمان روزانه ی ما " ب " بر این اعتقاد است که منظور خداوند از مردگان تشبيهى ست در فقدان حس و عدم توانايى شنوايى!
بسيار عاليست!
اى كاش اين مهمان ارجمند خودشان هم متوجه ى اين حقيقت مى شدند كه مردگان موصوف به " فقدان الحس، عدم السماع " شده اند.
حتی با روش فهم این مهمان بر این امر متفق می شویم که مردگان قادر به ادراک عالم مادی ما نیستند و ارتباطشان با دنیا بریده است.
بسم الله الرحمن الرحيم
زيباترين نامها و صفات از آنِ يكتاى بىهمتاست !
الله سبحانه و تعالى شريكى نداشته و نخواهد داشت.
او از ميان بشر افرادى را براى رساندن اين پیغام انتخاب فرمود:
کسی را بجز الله ، خداوند جهان و جهانيان نخوانيد.
الله سبحانه و تعالى خالق ماست ، ما را به خوبى مى شناسد و نيازمنديهايمان را قبل از ادراكمان مى داند!
من و شما با درك احساس درد و بيمارى به شناخت درد و بيمارى مى رسيم و دانشمندان نيز بعد از ديدن دردها و بيماريها به دنبال درمان مى شتابند.
اما آفريدگار هستی ، خود عالم و آگاه به تمامی دردهاست حتی قبل از ادراک و وجود آنها!
و برای همین است که تمامی فرشتگان و انبیاء عليهم السلام بمانند ما و شما بندگان نیازمند اویند.
چرا یکتای بی نیاز را رها کرده اید!؟
آیا اینکه خداوند از میان بشر انسانهایی را به عنوان الگو به ما معرفی فرموده است سببى شده تا خالق را رها كرده و به سوى مخلوق روانه شويم!؟
الله تعالى بوجود آورنده ى تمام هستى و خالق ملائكه و تمامى مخلوقات است .
الله تعالى در آفرينش آسمانها و زمين به احدى نيازمند نبوده است.
اين ما هستيم كه نيازمند آفريده شديم تا هميشه بسويش روانه باشيم!
پیامبران الهی معلمان ما هستند تا راه را از بیراهه تشخیص داده و به دره های هلاک نرویم.
رسول الله محمد صلی الله علیه و سلم ازسوی خداوند مأمور ابلاغ رسالت قرآن بود.
او راه صحیح عبادت و نیایش را آموخت و به ما آموزاند.
نماز که ساده ترین نمایش عبادت خداوند است با سوره ی حمد شروع می شود .
پس بیایید عبادت صحیح را از همین سوره بیاموزیم:
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيمِ
الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
الرَّحْمـنِ الرَّحِيمِ
مَـالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ
صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ
آمين
السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
دوستان بيننده
متوجه شدیم بسیاری از دوستان با خواندن نوشته های گذشته ، نظرات خود را در قسمت نظرات همان مطلب مى نويسند .
از اظهار نظرات مفيدتان صميمانه متشكريم و خواهشى داريم و آن هم اينست:
نظرات خود را در قسمت نظرات آخرين مطلب / پست بفرستید تا همه ی دوستان بیننده نظرات شما را بخوانند.
از الله تعالى خواهان هدايت دلهايمان بسوى صالحترين گفتار و اعمال هستيم.
![]()
بسم الله الرحمن الرحیم
خدا يكى ست.
اين همان پیام آسمان است که بر افراد برگزیده نازل می آمده تا مردمان را بسوی یکتا معبود عالم دعوت کنند.
انسان همیشه متوجه ی قدرت ما فوق خودش بوده است و برای همین برای خود خدایان می ساخته است.
گاه با نگاه به آسمان و دیدن برق و رعد به وحشت افتاده و بر این احساس بوده که آسمان خدایی دارد ...
و گاه با دیدن موجهای خشمگین دریا ، بسوی این احساس روانه می شده که دریا خدایی دارد...
و با دیدن هر قدرت آسمانی و یا زمینی بسوی ستایش خدایی روانه می شده است.
تا اینکه خدایان مختلف ساخته شدند.
انسانها توسط فرستادگان برگزیده ی خدایی درک کردند که پروردگار عالم خود خالق و پدیدآورنده ی هستی ست.
اما آنچه به مرور روزگار بر انسانها مسلط شد این اندیشه بود که :
پروردگار جهان به همراه خدایان کوچکتر امور جهان را اداره می کند!
خدای دریا ، خداى زمين ، خداى آسمان ، خداى جنگل ...
آنان به خوبی می دانستند که آن خدایان کوچک توسط پروردگار آفریده شدند و فقط توسط او به منصب های مختلف خود مشغول هستند!
برای همین حتی مشرکین این زمان از هندو گرفته تا نصاری که خود را متمدن می خوانند ، به خوبى پروردگار جهان را می شناسند و فقط معتقدند که خدایان مختلف فقط به بعضی کارهای خاص رسیدگی دارند!
حال بیایید مشرکین عالم را رها کرده و بسوی دردهای خودمان ( مسلمین ) بپردازیم!![]()
مسلمین همه یک دل و یک صدا الله گویان به خوبی می دانند که الله خالق و آفریدگار عالم است و خیلی زیبا معنای لا إله إلا الله را مى دانند ... معبودي جز الله نيست .
اما ...
بسيارى از امور جهان را با مدد خواهى از غير الله جايز مى دانند!
افراد صالح و اولياء الله را با توجه به مقام و منزلتشان به آنجا مى رسانند كه قادر به تصرف در امور جهان و خلق بوده و هستند!
براى فهم اين اشتباه لازم به مقدمه چینی نیست و همه می دانیم كه افرادى مانند امام علی و فرزندانشان رضی الله عنهم ، عزیز خدا و رسول و مؤمنین هستند.
اما این قضیه بایستی مفهوم شود که مقام و منزلت خداوند نزد خدا به معنای این نیست که خداوند به بندگان زمینی اش قدرت تصرف در جهان و دیگر بندگان دهد!
اگر حسین بن علی رضی الله عنه قادر به تصرف در اموری بیشتر از دیگر مردمان بود مسلماً دمار از روزگار خائنان کوفه در می آورد و هرگز اجازه نمی داد که اوضاع و احوالشان به جایی برسد که اکنون اشکهای مسلمین برایشان جاری شود.
امام علی رضی الله عنه در راه مسجد مورد حمله واقع شد و فرق مبارکشان شکافت .
او اگر فوق بشر بود قبل از اینکه فرقش بشکافد فرق ابن ملجم را می شکافت!
حال ببینید احوال مسلمین گمراهی که شب و روزشان " یا علی مدد " است!
کدام مدد !؟
او کجاست که مدد برای هزاران گم گشته راه بفرستد!؟
می گویند: پیش خداست.
بله می دانیم.
بگویید از کجا صدای " یا علی مددها " به او می رسد؟
می گویند: خدای قادر و توانا به او می رساند.
بله می دانیم که خدا قادر و تواناست.
بگویید بعد از شنیدن " یا علی مدد " ها چه می کند؟
می گویند: خدا به او قدرت داده تا با قدرتی که خدا به او بخشیده ، به صاحبان " يا علي مدد " ها كمك كند!
مى گوییم: خداوند عالم که خود صداها را از میان کوه و دره ها و سینه ها می شنود و خود قدرتمندترین است و هرگز نیز خستگی به او راه نمی یابد حاجتی به وزیر و شریک و مددکار ندارد.
الله تعالی برای خود فرشتگانی پر قدرت آفریده که به امر او نه می خوابند و نه خسته می شوند و به امر او باد و باران و کوهها و زمین و آسمان به حرکت خواهند آمد و دیگر حاجتی به این نیست که به یک بنده ی زمینی که مهلتش در جهان خاتمه یافته ( مرده است ) امر کند که او به زمین و آسمان و انسان و حیوان فرمان دهد و مطیع شود.
اگر خستگی را برای خالق جهان قابل قبول ندانست دیگر این نوع شریکان خدایی نیز نفی
می شوند.
الله تعالی در کتابش به خوبی از بهشت و نعمت های آخرت برایمان مثالها آورده است تا مرگ را خاتمه ی انسان نشناسیم.
و این است که شهدا نزد خداوند عالم زنده به عالم خاص خودند و در شادی می گذرانند.
الهی !
ما را به مهمانی نزد خودت بشارت فرما و ما را از سعادتمندان قرار فرما.
آمین
بسم الله الرحمن الرحیم.
مردم دو مسووليت بزرگ دارند:
1- نهي از منكر بر همه واجب است. مردم وقتي متوجه مي شوند كه روضهها دروغ است نبايد در آن مجلس بنشينند كه حضور در آن مجلس حرام است و بايد با آن مجالس مبارزه كنند.
2- مشکل ديگر تمايلي است كه صاحب مجالس و مستمعين به گرم بودن مجلس دارند و به اصطلاح مجلس بايد بگيرد، بايد كربلا شود. روضهخوان بيچاره ميبيند كه اگر همه روضهها راست و درست باشد آن طور كه شايد و بايد مجلسش نميگيرد و مردم هم براي مجالس دعوتش نميكنند، ناچار يك مطالبي اضافه ميكند.
مردم بايد اين انتظار را از خودشان دور كنند و با رفتارشان آن روضهخواني را كه ميميراند و مجلس را كربلا ميكند تشويق نكنند. كربلا ميكند يعني چه؟
مردم بايد روضه راست بشنوند تا معارفشان، سطح فكرشان بالا بيايد به طوري كه روحشان در يك كلمه اهتزاز پيدا كند، يعني روحشان با روح حسين بنعلي هماهنگ شود و در نتيجه اشكي ولو ذرهاي، و به قدر بال مگس هم از چشمشان بيرون آمد واقعا مقام بزرگي است، اما اشكي كه از راه قصابي كردن از چشم بيرون بيايد اگر يك دريا هم باشد ارزش ندارد.
برگرفته از کتاب "حماسه حسینی " اثر "استاد شهید مرتضی مطهری".
برداشته از : http://omaly111.blogfa.com
|
فاجعه انسانی غزه به روایت تصویر |
|
|




http://www.iribnews.ir/Default.aspx?Page=PhotoGalleryView&Category=708
یکی ازم پرسید آرزوت چیه؟
کمی فکرکردم ...
ادامه مطلب




