تبليغاتX
معناى توحيد
معناى توحيد
بحثى آرام و زيبا در اثبات توحيد و يكتاپرستى و محو انواع مختلف شرك

بسم الله الرحمن الرحيم

قرآن منزل در دو مرحله بدست بشر و مسلمين رسيده است: مرحلهٴ اول عبارتست از مرحلهٴ «ابـلاغ »، و مرحلهٴ دوم عبارتست از مرحلهٴ «تـدوين». مرحلهٴ ابلاغ در دورهٴ رسول اکرم صورت گرفته و در زمان ايشان به پايان رسيده است. و مرحلهٴ تدوين بصورتى اساسى و نهايى در دورهٴ سه خليفهٴ راشدهٴ اول جامهٴ عمل پــوشيده است. اما مسئلهٴ کلیــدی و مشتـرک که در اين «دو مرحلهٴ حساس» در رابطه با حفظ و ســلامت آخـرين کتاب تـوحيدى وجـود دارد، عبــارتست از «اصل امانتدارى»، اصلى که «پايهٴ ابلاغ و تدوين قرآن» قرار گرفته است. و انکار اصل امانتدارى در اين دو مرحله و سلب «صفت امين» از ابلاغ کننده و تدوين کنندگان قرآن، براى ماندن در دايــرهٴ اسلام و ادعای مسلمانى، موضع بسيار خطرناکى بوده و به مثابهٴ «تشکيک» در تــدوين نهايى قرآن و عــدم ايمان و يقين به کامل بودن و محفوظ ماندن آنست. در رابطه با امانتدارى رسول اکرم، ... ( لطفاً ادامه مطلب بخوانید )



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 توسط أمة الله



السلام علیکم روزت بخیر!

گویا فهمید حرفی برای گفتن دارم این بود که جواب سلامم داد : و علیکم السلام و الرحمة و الهداية !

گفتم: من متوجه شدم كه سني نيستم!

نگاه تندش قبل از  سخنش متوجه ام شد و بعد گفت: تشيع نبودنت را قبول کردم برای اینکه خودت فهمیدی عبارت تشیع از بیخ غلط بوده و اصل " بر دین اسلام بودن " است و  تشیع به افراد ، جز انبیاء مورد تأييد خداوند نيست .

و اينست كه الله تعالى در باره ى نبي الله ابراهيم و نوح عليهما السلام فرموده : ... وان من شيعته لابراهيم

 در ميان پيروان او ( نوح ) ، ابراهيم بود

سورة 37 - آية 83

زيرا ابراهيم بر آيين نبي الله نوح بود كه از انبياء اولوالعزم بود .

اما منظورت از اينكه سنى نيستى چیست!؟

گفتم: ببین عبارت " سنی " بمعنای اینست : بنیانگذار.

هرگاه ما از بنیانگذار یک کشور یا شرکتی سخن به میان آوریم این عبارت " بنیانگذار " بر هر بشری صحیح است ولی هرگاه می خواهیم عبارت سنی ( بنیانگدار  ) را بر اساس  دینى ذکر کنیم مسئله بایستی با دقت همراه شود.

باز خیره شد و گویا می گفت: و بعدش!؟

گفتم : اين سؤالم جواب بده ، بنیانگذار شریعت اسلام کیست؟

گفت: معلومه رسول الله صلی الله علیه و سلم!

گفتم : پس با این فهم دیگر کسی سنی نیست و هر کس خود را اهل سنت نامیده باید بخوبی بداند که او سنی " بنیانگذار " نبوده بلکه یک تابع " ادامه دهنده " است.

گفت: بله درست است!

گفتم: حالا من از تو می پرسم آیا رسول الله از خود بنیاد شریعت اسلام را گذاشت یا اینکه تابع وحی بود؟

گفت: معلوم است که او تابع وحی بود و از خود سازنده ی شریعت نبوده و الا قبل از بعثتش به ساختن شریعت شناخته شده بود!

گفتم : آفرین!

این همان چیزی ست که بدان رسیدم و آن اینکه در حقیقت بنیانگذار شریعت ، الله تعالى ست.

و اينست كه حتى عبارت " سني " يا بنيانگذار بر رسول الله هم اطلاق نمى شود زيرا او تابع اوامر الهى ست و اينست كه الله تعالى به او فرمود:

ومن احسن دينا ممن اسلم وجهه لله وهو محسن واتبع ملة ابراهيم حنيفا واتخذ الله ابراهيم خليلا

 چه کسى در دين خود بهتر هدايت شده است از آن کسى که کاملا ً تسليم خدا است، زندگى پرهيزگارانه اى را مى گذراند، بر طبق آيين ابراهيم: يکتاپرستى خدا ابراهيم را بعنوان دوستى محبوب برگزيده است.

سورة 4 - آية 125

قل صدق الله فاتبعوا ملة ابراهيم حنيفا وما كان من المشركين

 بگو، "خدا حقيقت را اعلام کرده است: بايد از دين ابراهيم پيروى کنيد_ يکتا پرستى. او هرگز مشرک نبود.

سورة 3 - آية 95

ومن يرغب عن ملة ابراهيم الا من سفه نفسه ولقد اصطفيناه في الدنيا وانه في الاخرة لمن الصالحين

 چه کسى دين ابراهيم را رها مى کند، جز کسى که نفس خويش را فريب مى دهد ما در اين دنيا او را برگزيده ايم و در آخرت او با پرهيزگاران خواهد بود

سورة 2 - آية 130

قل لا اقول لكم عندي خزائن الله ولا اعلم الغيب ولا اقول لكم اني ملك ان اتبع الا ما يوحى الي قل هل يستوي الاعمى والبصير افلا تتفكرون

بگو، "من به شما نمى گويم که صاحب گنج هاى خدا هستم. من نه آينده را مى دانم. و نه به شما مى گويم که فرشته ام. من فقط از آنچه بر من وحى شده پيروى مى کنم." بگو، "آيا کور با بينا يکسان است آيا نمى انديشيد

سورة 6 - آية 50

 

واذا تتلى عليهم اياتنا بينات قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقران غير هذا او بدله قل ما يكون لي ان ابدله من تلقاء نفسي ان اتبع الا ما يوحى الي اني اخاف ان عصيت ربي عذاب يوم عظيم

 هنگاميکه آيات ما براى آنها خوانده بازگو مى شود، کسانيکه انتظار ملاقات ما را ندارند، مى گويند، "قرآنى غير از اين بياور، يا آن را تغيير بده!" بگو، "من هرگز نمى توانم از جانب خودم آن را تغيير دهم. من فقط از آنچه که بر من وحى شده پيروى مى کنم. اگر من از پروردگارم سرپيجي نافرمانى کنم، از مجازات روزى هيبت انگيز مى ترسم."

سورة 10 - آية 15

ثم اوحينا اليك ان اتبع ملة ابراهيم حنيفا وما كان من المشركين

سپس ما به تو (محمد) وحى کرديم که از دين ابراهيم پيروى کن، يکتاپرستى؛ او هرگز مشرک نبود.

سورة 16 - آية 123

قل ما كنت بدعا من الرسل وما ادري ما يفعل بي ولا بكم ان اتبع الا ما يوحى الي وما انا الا نذير مبين

 بگو، "من هيچ فرقى با رسولان ديگر ندارم. من هيچ نمى دانم که چه اتفاقى براى من يا براى شما خواهد افتاد. من فقط از آنچه بر من وحى شده است پيروى مى کنم. من بيش از هشدار دهنده اى آشکار نيستم.

سورة 46 - آية 9

و الله تعالى در قرآن از " سنت الله " سخن آورده است يعنى از اينكه الله تعالى خود سازنده ى شريعت است و سخني از سنت رسول الله نياورده است.

ما كان على النبي من حرج فيما فرض الله له سنة الله في الذين خلوا من قبل وكان امر الله قدرا مقدورا

  پيامبر خطايى مرتکب نمى شود اگر هر کارى که خدا حلال کرده انجام دهد. چنين است سنت خدا از زمان نسل هاى اوليه. فرمان خدا وظيفه اى است مقدس

سورة 33 - آية 38

سنة الله في الذين خلوا من قبل ولن تجد لسنة الله تبديلا

 اين سنت هميشگى خداست و تو خواهى فهميد که سنت خدا (روش خدا )  تغيير ناپذير است.

سورة 33 - آية 62

و اينست كه شريعت و دين فقط توسط الله تعالى بوجود آمده است و انبياء و رسولان الهى همه جز تبعيت و دعوت مردمان به تبعيت از شريعت الهى نداشتند.

و اعمال و رفتار رسولان الهى خود آينه ى عمل به شريعت و دين الهى بوده است نه اينكه خود سنتى جدا بوجود آورند.

گفت: مگر ما چه می گوییم!؟

ما هم می گوییم رسول الله صلی الله علیه و سلم تابع وحی بوده است .

گفتم: بله و هدفم انکار این حقیقت نیست اما فقط تأكيدى ست كه ما بر اساس تبعيت رسول الله به قرآن ، تابع قرآن و وحى هستيم.

و عبارت ها و اصطلاحات بايستى بر اين مفهوم شناخته شود.

و اينست كه مدتها به دوستان مى گویم : عبارت " تسنن " بسیار خطاست زیرا

" تسنن " یعنی " سنت سازی " !

همانطور كه " تشيع " يعنى " فرقه سازى " !

و مسلماً احدى از اهل سنت و اهل تشيع  خودش را " سنت ساز " و بنيانگذار " نمی شناسد .

اینست که نبایستی به شخصی گفته شود "  اهل تسنن " است!

و اینست که بنده نه " سني " هستم و نه  " اهل تسنن " !

بلكه بر ملت ابراهيمي هستم كه خدايم فرموده :

وجاهدوا في الله حق جهاده هو اجتباكم وما جعل عليكم في الدين من حرج ملة ابيكم ابراهيم هو سماكم المسلمين من قبل وفي هذا ليكون الرسول شهيدا عليكم وتكونوا شهداء على الناس فاقيموا الصلاة واتوا الزكاة واعتصموا بالله هو مولاكم فنعم المولى ونعم النصير

سورة 22 - آية 78

در راه خدا چنان کوشش کنيد که بايد در راهش کوشش کرد. او شما را انتخاب کرده است و در اجراى اعمال دين تان هيچ سختى برايتان قرار نداده است_ دين پدرتان ابراهيم. اوست که در اصل شما را "تسليم شده" ناميد. پس، رسول بايد در ميان شما شاهدى باشد و شما در ميان مردم شاهد باشيد. بنابراين، دعاى ارتباطى (نماز) را بجا آوريد و انفاق واجب (زکات) را بدهيد و به خدا توسل جوييد؛ او مولاى شماست، بهترين مولا و بهترين پشتيبان.




نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 توسط أمة الله



به  وسیله عمل به احکام  قران به خداوند تقرب بجوئید

..



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 توسط أمة الله



أعوذ بالله من الشيطان الرجيم

واستبقا الباب وقدت قميصه من دبر والفيا سيدها لدى الباب قالت ما جزاء من اراد باهلك سوءا الا ان يسجن او عذاب اليم .

سوره يوسف - آيه ۲۵

هر دوى آنها بطرف در سبقت گرفتند و در طى اين جريان، آن زن لباس او را از پشت پاره کرد. آنها شوهر او را جلوى در يافتند. آن زن گفت، "تنبيه کسى که قصد تجاوز به ( اهلت ) زنت را داشت چيست، بجز زندان، يا مجازاتى دردناک".

خوبست از بچه شیعه های خودمانی بپرسیم :

در این آیه ، " اهل " كيست؟

پسرعمو؟!

دختر عمو؟!

نوه؟!

دختر؟!

داماد؟!

خیلی واضح است که زن عزیز مصر دارد یوسف را متهم به دست درازی به خودش می کند.

پس این واژه ى قرآني " أهل " خيلى واضح است كه منظور زن است.

و فعلاً  خورجين ملاهايى كه در بالاى مجالس حسينيه نشسته و مردم را به گریه و تو سرخود زدن دعوت می کنند ، خالى شده است!

آخر به هر جا بروند از اين سوره نمى توانند فرار كنند !

هرچند قدغن شده که جوانان این سوره را نخوانند مخصوصاً زنان!

ولى به هر حال در هر جاى قرآن بگردند معنای متفاوتی از " أهل " نخواهند ديد.

و اينست كه خداوند براى ارائه ى حقيقت زنان نوح و لوط و فرزند نوح ، سخن از " اخراج " آنان از " اهليت " آورده است و سبب آن.

و استثناء، قانون عام نيست و اين است كه مى توان در امر استثناء بدنبال سبب استثناء رفت.

و سبب اخراج فرزند نوح از اهليت نوح ، كفر او بود.

و سبب اخراج زنان نوح و لوط از اهليت شوهرانشان ، آلودگی آنان به كفر بود.

و این خود درسی ست که نجات و فلاح بر اساس خویشاوندی نیست و الا ابولهب عموی رسول الله بود و چه نزدیکی از این بیشتر !

تشیع صفوی در طول تاریخش امور و حقیقت را وارونه می سازد و اینست که زنان رسول الله را از اهلیت شوهرشان اخراج شده می خواند و آيات مباركه ى سوره ى احزاب كه با نظم و خطابى مستقيم زنان رسول الله را " أهل البيت " مى خواند را ، آياتى بى ربط مى شناسد و گویا الله هنگامی که داشته زنان رسولش را مورد خطاب قرار می داده یکباره بیاد علی و خانواده اش افتاده ؟!!

و همچنین مدعی هستند این آیه به زنان رسول الله نمی خورد و آنها هم ادعا نکردند که خودشان همان " اهل البیت " هستند!

و اینجاست که برایشان تذکری ضروری ست و آنهم اینکه : آن زنان طاهره حتی تصورش هم نمی کردند که عده ای اینقدر جاهل پیدا شوند که زنان را از اهلیت شوهرانشان دور بشناسند!؟

تشیع صفوی جاهلانه  اهانتهایی نیز بسوی زنان طاهره روانه می سازند که یکی " کفر " و دیگری " طلاق " آنانست!!

 و قرآن مشت محکمی ست بر عقلهای بیکار!

اسلام آخرين شريعت است و در اين شريعت ازدواج با زن كافر تحريم شده است و سوره ى ممتحنه شاهد است:

اى کسانى که ايمان داريد، هنگامى که زنان مؤمن، (دشمن را ترک نمايند و) از شما تقاضاى پناهندگى کنند، بايد آنها را امتحان کنيد. خدا کاملا ً از ايمان آنها آگاه است. زمانى که متوجه شديد که آنها مؤمن هستند، نبايد آنها را به کافران باز گردانيد. نه ازدواج شان با آنها ديگر قانونى است و نه کافران اجازه دارند که با آنها ازدواج کنند. مهريه اى را که کافران پرداخت کرده اند پس بدهيد. شما اشتباهى مرتکب نمى شويد که با آنها ازدواج کنید، به شرطى که مهريه آنها را بدهيد. زنان کافر را  نگاه نداريد ( طلاقشان دهید ). مى توانيد مهريه اى را که پرداخت کرده بوديد از آنها بخواهيد و آنها مى توانند آنچه را پرداخت کردند بخواهند. اين حکم خداست؛ او در ميان شما حکم مى کند. خداست داناى مطلق، حکيم ترين.

سورة ممتحنة - آية ۱۰

و بعد از نزول اين حكم الهى ، ابوبكر رضي الله عنه ، زن كافرى داشت كه طلاقش داد.

پس ادعای کفر زنان رسول الله را کسی نمی تواند کند زیرا در این صورت حتما طلاق داده می شدند و احدى نمى تواند آن طاهره ها را طلاق داده شده معرفى كند و تمامى مسلمين بر اينكه آنان بر " زوجيت " شان با رسول الله بودند ، شكى ندارند.

حال  ببينيم تشيع صفوى ما را به كجا مى كشاند!

شنيدم مى گفتند : بله زنان هم از اهل هستند ولی خویشان و نزدیکان هم هستند.

بله و اضافه بر آن مؤمنان هم " اهل " ايمانى هم هستند و اينست كه خداوند از قول ابراهيم آورده است:

"پروردگار من، آنها بسيارى از مردم را گمراه کرده اند. و اما کسانى که از من پيروى کنند از من ( همراهم ) هستند. و کسانى که از من سرپيچى کنند، تو عفو کننده هستى، مهربان ترين. سوره ابراهيم - آيه ۳۶

و اهليت ايماني در همه ى احوال نشانه ى تغيير قانون الهى نيست كه زن و فرزند از اهل اخراج شوند بلكه نشانه ى اينست كه ايمان ، بايستى منشأ محبت ورزى باشد نه نزديكى و خويشاوندى.

و در همه ى احوال ، شريعت اسلام ما را به نيكى به خويشاوندان مى خواند و درك حقوق آنان ، تا جايى كه اخلاق يك مسلمان در صله ى ارحام و خويشاوندى دارى مشخص مى شود و اين اثباتى ست كه اسلام خود زنده كننده ى اهليت و خويشاوندى ست .

اميدوارم مهمانان محترم كه هر روز به خانه ى " معناى توحيد " سر مى زنند از بعضى كنايه هايم دلخور نشوند كه منظورم اهانت به مهمانان نيست و هدفم فقط اينست كه " طوطى وار " حرف ملاهاى شيعه و سنى را براى هم نخوانيم!

 

الله تعالى به ما هم عقل داده و الحمدلله همه باسواديم پس حاجتی به بستن چشم و گوش سالم خود نداریم!




نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 توسط أمة الله



الحمد لله الذي أنعم علي بنعمة الإسلام و العقل لأتدبر كتابه الذي أرسل لهداية خلقه .

شكر و سپاس پروردگارم را همیشه بجای آورم که دو نعمت بزرگ بمن ارزانی فرمود که همانا : اسلام است و عقلی که بوسیله اش کتابش را که برای هدایت بندگانش فرستاده را تدبر و مورد فهم نمایم.

خواستم امروز سخن از دیدار پروردگارم در بهشت که حقیقتی شیرین است را بياورم كه ديدم باز مهمانى نوشته :

((هيچ دليلى نیست كه آيه‌ی تطهير در میان آيات مربوط به همسران پيامبر نازل شده باشد و شان نزولشان یکی باشد. حتى يك روايت در اين زمينه نیست .

 گفتم که این موضوع در قرآن تنها در مورد آیه تطهیر نیست مثلا آيه‏ی «اليوم يئس الذين كفرو» در ميان آيه‏ی مربوط به خوردنى‏هاى حرام آمده است و هر کس با ادبیات عرب و نص قرآن آشنا باشد به این موارد برمی‏خورد .

پس پذیرفتید که منظور از اهل بیت تنها زنان خانه نیست . نقل قول از حقجو ))

 

الحمدلله كه خدایم مرا از بلاى تشيع رها کرد!

اين واجب را هرگز رها نخواهم کرد که در همه جا و با هر وسیله ی علمی و اسلامی ، به همه ى مردمان بگویم :

۱- قرآن سخن خالق آسمانها و زمین است و فوق کلام و سخن بشر است!

۲- هر سخنی حتی اگر منسوب به پیامبر باشد ، در ميزان قرآن و در صورت توافقش با سخنان خالق مورد قبول يا مردود واقع مى شود.

۳- در صورتى كه سخنان الله تعالى با هر سخنى موافق نيايد ، برتريت با سخنان الله تعالى مى باشد و هر سخنى خلاف قرآن باطل و مزخرف است!

۴- مهمانان تشیع آیین ، برای اثبات اعتقادات خلاف قرآنی خود بارها این سخنان را برایمان طوطی وار می آورند که :

آیه یا سخن خداوند بهم متصل و مربوط نیست زیرا شأن نزولش فرق دارد!!

و با لحظه اى تدبر و دقت متوجه خواهيد شد كه اين افسانه ى " شأن نزول " جز حيله اى كهنه نيست!

يعنى اصل سخن اينست كه : ما اهل تشيع با قرآن  كارى نداريم ، كافيست به روايت نظر كنيم كه ما را بسويى مى فرستد كه خلاف مفهوم قرآن باشد !

يعنى نتيجه ى نهايى اين مى شود كه :

تشيع سخنان الله تعالى را در منزلتى كمتر مى بيند و روايات يا سخن مردمان را فوق قرآن قرار داده است و اينست كه با واژه ي " شأن نزول آيات " خود را فريب مى دهد!

 

و من تا آخرين لحظه ى حياتم بر اين اعتقاد ثابت خواهم ماند که:

 

كلام الله تعالى فوق كلام بشر است و اين قرآن است كه توسط الله تعالى ضمانت حفظش از هر نوع تحريفى اعلام شده است نه روايات و افسانه هاى " شأن نزول " !!

ان هذا القران يهدي للتي هي اقوم ويبشر المؤمنين الذين يعملون الصالحات ان لهم اجرا كبيرا .سورة الإسراء - آيه ۹

اين قرآن به بهترين راه هدايت مى کند و به مؤمنانى که زندگى پرهيزکارانه اى را در پيش مى گيرند مژده مى دهد، که آنها سزاوار پاداشى بزرگ شده اند.

انا نحن نزلنا الذكر وانا له لحافظون .سورة الحجر آيه ۹

مسلماً ما اين ذكر ( قرآن ) را نازل کرده ايم و مسلماً، ما آن را حفظ خواهيم کرد

و حتى شأن نزولى را هم كه در روايات مى بينيم براى تشيع مفهوم نشده است زيرا آنان روايات را به ميل خود مى فهمند و اينست كه الله تعالى زيبا بيان فرموده است :

افلا يتدبرون القران ولو كان من عند غير الله لوجدوا فيه اختلافا كثيرا

سورة النساء - آيه ۸۲

چرا قرآن را با دقت مطالعه نمى کنند اگر از جانب غير خدا بود، در آن ضد و نقيض هاى بسيارى پيدا کرده بودند

آرى !

اينست كه روايات و افسانه هاى " شأن نزول " در فهم و الفاظش اختلافات بسيار است زيرا " من عند غير الله " از نزد غيرالله آمده است و ، تنها سخنان الله تعالى ست كه وحدت آفرين است و سخنان خلق جز اختلاف و تشتيت و انحراف افكار و عقيده ، نتيجه اى به ارمغان نمى آورد!

اللهم اهدني و اهدِ بي




نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 توسط أمة الله



بسم الله الرحمن الرحيم

اين روزها همسايه ى اينترنتى ما "حجت " روزانه به خانه ى " معناى توحيد " ما سر مى زند و سخت شيفته ى بحث و نقاش است .

رفتم ببينم ايشان چه مى خواهد بگوید و دیدم نوشته :

( لطفاً ادامه مطلب را ببينيد)



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 توسط أمة الله



بسم الله الرحمن الرحيم

و لقد يسرنا القرآن للذكر فهل من مدكر .

و براستى كه اين قرآن را براى آموختن و اندرز ، آسان قرار دادیم که آیا اندرز پذیری هست؟

 

متأسفانه قرآن بمانند يك كتاب جادويى نزد بعضى ها وجود دارد كه :

۱- مواظب باش بدون دست نماز دستت به آن نخورد !

۲- مواظب باش جاى بالاى اتاق قرار بده!

۳- در وقت سفر عزيزان بايستى بالاى سرشان بگردانی تا آنان را حفظ کند و بسلامت باز آیند!

۴ هر وقت حاجتی داشتی  از اول طلوع آفتان بنشین و شروع به خواندن سوره ی " یس " کن تا وقت غروب باید ۴۰ بار بخوانی تا مرادت برأورده شود !

۵ - می گویند هر کس سوره ی " یوسف " بخواند ، زيبا مى شود!

۶- ...

۷ - ...

و اينست كه قرآن حتى وقتى خوانده مى شود ، ثمره اش خسته شدن و نفهميدن است!

۴۰ بار يك سوره را خواندن براى اينكه شوهر خوبى براى دخترش پیدا شود !

مسلماً باعث فهم اين سوره نمى شود بلكه باعث مى شود يك آدم ساعتها در مكان خود بى حركت باشد تا علف زير زانويش سبز شود و بعد براى بلند شدن احتياج به اين پیدا کند که شخصی پاهایش را ماساژ دهد و ... !!!

آخر اين نوع مسلمان كى مى فهمد كه اين كتاب براى چه نازل شده است!؟

این نوع مسلمان کی خواهد فهمید که برآورده شدن حاجت و طلب آن از خدا که این نوع عذاب نمی خواهد و اگر الله تعالی برآوردن حاجت را بر خواندن یک سوره قرار داده بود که یکبارش هم کافی بود!؟

مگر الله تعالی قصد بازی یا اذیت به بنده اش دارد!؟

نه دوستان !

الله تعالی چنین نگفته و این شیطانهای انس و جن هستند که گمراهی را برای بیخبران زینت داده اند.

همیشه شیطان در لباس بی دینی مردمان را فریب نمی دهد.

بسیاری از مشتریان و حاضران مجالس شیاطین ، به اصطلاح ديندارانى هستند كه از دين جز نامش را نمى دانند!

و اینست که  مردمان بدبخت براى حضرت ابوالفضل سفره مى اندازند تا حاجتشان برآورده شود!

يا براى أم البنين ، تا صاحب اولاد شوند!

يا براى تشنه ی كربلاء ...

يا براى حلال المشاكل مولاى متقيان !

و يا براى حضرت پیر ... شیخ عبدالقادر گیلانی !

یا برای اولیای شهر خودمان !

البته این افسانه ها با وجود اختلافهایش ، متشابهند!

تشابه آنان در اينست كه به خداوند عالم بدبين هستند.

يا خيال مى كنند خداوند براى برآورده ساختن حاجتشان ، آنان را به مشقت مى اندازد و يا خيال مى كنند خداوند براى برآورده ساختن حاجتشان برايشان " امامان و اولياء و پیران " را واسطه قرار داده است !

بياييد با خداوند آشتى كنيم و به او شريكى قرار ندهيم و فقط او را بخوانيم تا نمازهايمان مورد قبول او واقع شود و به ذات پاکش دروغ نگفته باشیم که هر روز بارها به او گفته و می گوییم :

إياك نعبد و إياك نستعين

خدايا فقط تو را مى پرستیم

و فقط از تو مدد می طلبیم

 




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 توسط أمة الله



الهي و ربي

اى بهترين و مهربانترين و نزديكترين !

اى كه نامهاى زيبايت زينت بخش دلها و زبان عارفان حقت شده است...

ترا يا الله يا رحمن مى خوانم تا باقيمانده ى عمرم جز در كسب رضايت سپری نشود!

الهي

بنده ات را مدد فرما تا در لحظه ى فراق دنيا و اهلش ، شيرينى نزديك شدن ديدارت ، تلخى كندن جان را از من بزدايد!

الهي

بنده ات را در وقت ديدار فرشته ى مأمور به گرفتن جانم  مدد فرما تا آسان و آرام بسویت روانه شوم.

الهي

نگذار باقیمانده ی عمرم در تباهی سپری شود که لحظه ها تنگتر می شود و کاروان بسرعت روانه ی دیار غربت می شود.

غربتی که در آن دوست و آشنا ، غريب مى شود ...

و حبيب و غمخوار آشنا ،جز به خود مشغول نخواهد بود ...

الهي

تنهايى غربتم را با لطف و رحمتت به آشنايى رضايت تبديل فرما تا شوق ديدارت مونس تنهايى و وحشتم در قبرم باشد.

الهي

آن لحظه كه دوستان و آشنايان پیکر بی جانم را به زادگاه اصلی ام خاک برمی گردانند ...

جانم را بسوی خودت مهمان فرما تا غم جدایی پیکر بی جان مرا نیازارد.

الهي

لحظه ها سپری می شود و مرا جز تو مددی نیست ...

الهي

مرا با نامهایت آشناتر فرما تا آرامبخش لحظه های کوتاه باقیمانده ام باشد.

الهي

آمين 




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 توسط أمة الله



دوستان

 نوشته ى زير ، ديدگاه اجتهادی سازمان موحدین آزادیخواه ایران را نشان می دهد که در جواب یک سؤال كننده به نام موج خاموش ، ارائه شده است.

لطفاً ادامه مطلب را ببينيد:



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیستم اسفند 1386 توسط أمة الله



مؤمنان اسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

اين بهترين و زيباترين و پاکترین آغاز است که با سلام الله شروع کنیم .

می دانم عنوان مطلبم خشم برانگیز است!

خواهید پرسید: تو که خودت دم از دفاع از اهل سنت داشتی چرا آنان را هم آزار می دهی!؟

مگر اهل سنت ، کم آزار و اذیت دیده اند که تو هم به آنان می تازی!؟

دوستان مؤمن !

الله تعالى در كتاب جاويد قرآن ما را به عدل و احسان مى خواند تا عادلانه حكم و قضاوت كنيم حتى اگر خلاف هوی و میلمان باشد حتی اگر بر علیه آباء و اجداد و خودمان باشد!

و دوست و مهمان ما " حجت " سخن زيبايى برايمان نوشت :

"   نویسنده: حجّت

یکشنبه 19 اسفند1386 ساعت: 19:8
سلام علیکم .
جناب أمة الله ، مطالبی دیده ام که برایم سوال بر انگیز است ، از شما می خواهم که فقط نظر خود را بگویید ، چون ما می بینیم اخباری در مورد تحریف قرآن در فریقین وجود دارد و برخی ها که در صدد فساد دین خدا هستند یا برخی اخباری های تندرو بر اینها صحه می گذارند . بنابراین چرا برادران اهل سنّت می خواهند این وصله را فقط به تن شیعه بچسبانند . مسلّماً دین خدا چشم به دهن بی خردان ندارد .
باید بگویم هدف من جدال و بحث نیست و فقط جویای نظر شما می باشم .
که انّ الله یهدی من یشاء بنوره .

لطفاً در خود وبلاگتان اگر ممکن است جواب دهید . متشکّرم . "

و اين سخن ايشان مرا بياد يك مثل متداول انداخت كه :

" بله ! ديگ به دیگ می گه رویت سیاه ! "

 

و حقیقت دارد که بسیاری کتابهای بی اساس و مزخرف و باطل نیز به نام اهل سنت منتشر است که بایستی سوزانده شود نه اینکه در جامعات و دانشگاهها مورد تدریس شده و عمر عزیزان دانشجو را تلف نماید!

و واقعاً متأسفم كه در ايران اسلامى شدت جهل به توان ۲ بلکه چند برابر است !

زیرا اهل تشیع می روند حتی روایت های مردود و جعلی را برایمان آورده و ما را متهم می کنند ، روايتهايي كه علماى معاصر اهل سنت خيلى خوب ، تزوير و بطلانش را اثبات كرده اند.

اما اكنون جايش است كه با هم يكدست شويم و نامهاى فرقه اى و مذهبى را كنار نهيم و براى دفاع از شريعت جاويد اسلام ، تمامى روايتهاى ناموزون با قرآن را يكباره به ديوارهاى كهنه زنيم تا بهمراهش ويران و نابود شود!

وقت آن رسيده كه حامل يك نام و لقب شويم : " مسلمين " و تنها پرچم " اسلام " را بر سر برافرازیم.

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیستم اسفند 1386 توسط أمة الله



بسم الله الرحمن الرحيم

دوستان مؤمن، السلام عليكم و رحمة الله و بركاته

اين مطلب را فقط به نظرات شما و سؤال و جوابهايتان اختصاص مى دهم.

شكى نيست به عنوان يك خيرخواه و طالب حق ، آماده ى قبول هر انتقاد و سؤالى خواهم بود كه بدون اهانت بوده و رعايت اخلاق انسانى و اسلامى در آن ديده شود.

خادم الهمدى برايمان مطالبى نوشت كه با رنگ سیاه کپی شده است.

سلام
البته من هم جای شما بودم اصلا جوابهای یک مخالفی مانند : خادم المهدی ، را اصلا نمی خواندم.
جالبه... مطالب تکراری در عناوین مختلف.... خلاصه خوب به یکدیگر نان قرض می دهید.....

یا علی

جواب از أمة الله:  و عليكم السلام

راستی باز هم یه سوال :
شما که اینقدر دم از قرآن می زنید و اینکه باید تنها به قرآن تمسک جست و لاغیر ختی احادیث نبوی ..... باشه... سلمنا .... ما قبول کردیم.

لطفا آیه ای از قرآن را برایم معرفی کنید که در آن گفته باشد نماز صبح 2 رکعت است ؟ نماز های ظهر و عصر و ... باشد طلبتان....

اگر نشان دادید بنده همین حالا سنی می شوم ....

یا علی

جواب از أمة الله :

جزئيات نماز در قرآن بسيار زيبا بيان شده است :

1- اينكه واجب است

2- اوقات معينى دارد

3- اركانى دارد مانند قيام ، ركوع ، سجده

4 - اينكه امتهاى سابق نيز با نماز آشنايى داشتند و امر فرشتگان به مريم مادر عيسى عليهما السلام و بقيه ى انبياء و رسولان الهي در اقامه ى نماز و ..خود شاهد است.

و شاهد تاريخى و اجتماعى اين واجب شرعى اينست كه:

 در حضور رسول الله صلى الله عليه و سلم بصورت جمع و فرادى انجام گرفته شده است.

حال اینکه نماز 2 رکغت یا 4 رکعت یا 3 رکعت است از طریق تواتر بین مسلمین است.

و تواتر یک اصل علمی ست.

با دقت خواهید فهمید که اموری که مورد قبول و اجماع است حاجت به اثبات ندارد .

 
راستی در مورد جواب شما در تاپیک قبلی :
برادر عزیزم : صرف بیان مطالب آنهم بدون منبع اصلا درست نیست.

از شما که ادعای قرآن و قرآنی بودن را دارید در تعجبم..... اولا اینکه شما به علی علیه السلام و فرزندانشان توهین کردید.. ( گفتید : علی و برو بچه هایش ) آیا این است اخلاق اسلامی و قرآنی ؟؟!!!! دیگر دوستان سنی من از شما بسیار مدب تر هستند.
جواب از أمة الله : عبارت "علي و بروبچه هایش " ، اهانت نيست بلكه صرفاً نشانه ى اين واقعيت است كه علي رضي الله عنه هم بمانند بقيه ى بشر زن داشته و فرزندانى.

ثانیا : در تفاسیر دارید که آیه ( الیوم اکملت لکم دینکم ... ) در جریان حجه الوداع آمده است ( حال چه در روز عرفه ، چه در روز غدیر خم ) و بعد از آن آیه ( سئل سائل بعذاب واقع ) نازل شد ؟؟ ( در شان حارث بن نعمان )

حال برای من شرح دهید که آیا این آیات در یک سوره هستند و یا سوره های آنان یعد از یکدیگرند ؟؟؟؟!!!!

در مورد سوره یوسف ، اگر شما دقت می کردید هدف بنده از بیان آن این بود که در یکزمان روی سخن از شخصی به شخص دیگر تغییر یافته است . و مانند آن را در سوره احزاب می یابید که در یکزمان روزی سخن از زنان پیامبر به مومنین میرود و دوباره روی سخن به زنان پیامبر بر می گردد.

لطفا کمی ملایمتر و مودب تر ، مطالب را دنبال کنید.
توهین هر یک از طرفین به یکدیگر ، نشان دهنده ضعف است و نه قدرت کلام ....

یا علی
 
جواب از أمة الله :


آيات قرآن ، سخنان الله تعالى مى باشد و موزون و متصل بهم هستند.

با ذره اى دقت خواهيد فهميد كه آيه ي 33 سوره ى احزاب از ابتداى آيه تا نهايتش بسيار روشن است و مخاطبش زنان رسول الله صلى الله عليه و سلم هستند.

سخنان خداوند را نمى توان بريده از نصف آيه خواند و بعد به كسانى نسبت داد كه ارتباطى با آيات ندارند!

از نظر بنده قرآن خود مفسر و بيان كننده است و اينكه احاديث يا اخبارى در كنار آيات قرآنى نقل شود ، نمى تواند قرآن را از معنايش منحرف سازد!

زيرا در صورت تصادم يا خلاف بودن روايت يا خبر يا حديث،  با قرآن كريم، مسلماً حق با قرآن است كه كلام الله مى باشد نه با روايت كه كلام الناس است!!

آيه اى كه بنام آيه ى تطهير نزد تشيع معروف است ، در حقيقت نصف آيه است نه تمام آيه!

و بر هر عاقلى مخفى نمى ماند كه سخن بواسطه ى كامل شدن جمله مشخص مى شود نه بريده ساختن جمله!

و آيه ى قرآنى،  در حقيقت يك جمله ى كامل است كه بدان وصف آيه اطلاق شده است.

و تشيع حتى مفهوم آيه را تحريف كرده و نيمه ى آيه را آيه مى نامد و الله المستعان.

و اين آيه نمى تواند جدا و بريده خوانده شود و اين عمل تحريف كلام الله است .

و هر روايتى كه به منظور منحرف ساختن معناى آيه ، نقل شود جز كلام باطل و مزخرف نيست .

و بنده آن روايات و احاديث را نيز بازيابى كردم و با وجود اين مفهوم آيه را منحرف نمى ساخت بلكه حداكثر مفهوم آن روايات و احاديث منسوب به رسول الله اين بود كه براى دختر و داماد و نوه هاى خود دعا كردند و اين خيلى واضح است كه دعا در همه ى احوال طلب خير و رحمت است و اين يك عمل محبت آميز در يكى از خانه هايش بوده است و نه در مسجد و ملأ عام .

و براى تأكيد از دوستان مؤمن مى خواهم سخنان الله تعالى را با ايمان و احترام بخوانند و از او طلب دورى و شفا از هر نوع مرض كنند كه شياطين جز به انحراف بنى آدم راضى نخواهد شد.

اطلاعات عمومی :
در مورد نزول تدريجى قرآن كريم، صرف‏نظر از اين كه از نظر تاريخى، بديهى و قطعى است كه آيات قرآن در زمينه‏ها و مناسبت‏هاى مختلف نازل‏گشته‏اند، آياتى از قرآن كريم نيز تدريجى بودن نزول را بيان مى‏كنند:

وقرآناً فَرقْناه لِتقرأَهُ علَى الناسِ على مُكثٍ ونزّلْناهُ تنزيلاً اسراء / 107

و قرآنى (با عظمت را) بخش بخش (بر تو) نازل كرديم، تا آن را به آرامى بر مردم بخوانى و آن را بتدريج نازل كرديم.

وقالَ الذين كفرُوا لولانُزّل عليهِ القرآنُ جملةً واحدةً... فرقان/32

و كسانى كه كافر شدند گفتند: <چرا قرآن يك‏جا بر او نازل نشده است؟»

از اين آيات روشن مى‏گردد كه قرآن يك‏مرتبه نازل نشده و همين امر باعث اعتراض كافران گشته است.

قرآن نزول‏هاى گوناگونى داشته باشد؛ چرا كه در بسيارى از روايات شيعه و سنّى چنين امرى مورد تأكيد قرار گرفته است.
جلال الدين سيوطى گويد:

در نحوه انزال قرآن از لوح محفوظ سه قول وجود دارد:

نظريّه اول: - كه از همه صحيح‏تر و مشهورتر است - قرآن به صورت يكپارچه در شب قدر به آسمان دنيا نازل شده و سپس به تدريج در مدت 20 يا 23 يا 25 سال (به حسب اختلافى كه در مدت اقامت پيامبر در مكه بعد از بعثت وجود دارد) نازل گشته است.

به نقل از ابن عباس، گفته شده كه قرآن يكباره نازل شده و در بيت‏العزّه در آسمان دنيا قرار گرفته و سپس جبرئيل آن را در جواب سخن مردم و اعمال آنها بر پيامبر نازل فرموده است.

نظريّه دوم: قرآن در شب بيستم، يا بيست و سوم، يا بيست و پنجم از هر ماه رمضان به آسمان دنيا نازل شده‏است؛ به طورى كه در هر شب قدر خداوند مقدار آياتى را كه نزول آن را در طول سال مقدّر فرموده بوده نازل مى‏كرده است و بعد همين آيات به تدريج در طول سال نازل مى‏شده‏اند.

نظريّه سوم: مراد از نزول قرآن در ماه رمضان، ابتداى نزول آن بوده است كه به تدريج پس از آن به صورت متفرق، آيات قرآن نازل شده است.
الاتقان فى علوم القرآن، ج‏1، ص‏131-129.

اينك با مقايسه ميان دو گروه از آيات، يعنى آيات مربوط به نزول كلى قرآن درماه‏رمضان، و آيات مربوط به نزول تدريجى آن، معلوم مى‏گردد كه هيچ‏گونه‏تنافى‏و تضادى ميان آنها وجود نداشته بلكه هر گروه ناظر به نوعى از نزول‏قرآن مى‏باشند.

به اقتضاى مسائل روزمرّه اقتصادى و اجتماعى و يا حوادثى نظير جنگ و صلح، حكم هر حادثه‏اى در نزول تدريجى قرآن كريم بيان مى‏گرديده و ديگر نزول دفعى معنا نداشته است و وقتى حقيقت قرآن و كتاب مبين مطرح بوده نزول دفعى قرآن جلوه نموده است.
 
جواب از أمة الله :
بله نزول آيات قرآنى تدريجى بوده اما بى ربط و بدون اتصال بهم نبوده است.
و اين اهانت و نقص است كه كلام الله را بى ربط بهم مى شناسيد !
پس اگر کلام الله را بی ربط بهم می شناسید بفرمایید چه کسی این ارتباط کنونی را بوجود آورده است!؟
و مصلحت ارتباط کنونی آیات بهم چیست؟
أیا کلام الله را الله تعالی خودش نطم داده یا بقول یکی از ملاهای اینترنتی بنام سید محمد یزدانی " صحابه موقع تدوین آیاتی را کنار هم گذاشتند !  در حالیکه ربطی بهم نداشتند!" !!
 
مؤمنان
 
کتاب الله تعالی برای هدایت نازل آمده است و بهمین دلیل به لغت قومی نازل شده که قرار بود پرچمدار دعوت توحیدی باشند.
در سوره ی احزاب که آیات قرآنی با تدرجی زیبا ابتدا زنان رسول الله را بصورت غیرمستقیم خطاب داده : "ای پیامبر به زنانت بگو .... " و سپس مستقیماً : " اي زنان پيامبر ... " بیان کننده این واقعیت است که خطاب ، خاص به آنان است و در اول تا آخر خطاب ، اثرى از على و فاطمه و حسن و حسين نيست و حتى جايى براى آنان نيست جز اينكه آنان بمانند من و شما آن آيات را تلاوت كنند و به همان نصيحتهاى زيباى قرآنى عمل كنند زيرا نصيحت هاى الله تعالى هرچند مخاطبانش پیامبران و فرزندان و زنانشان بوده ، همه نشانه و اشاره هايي ست به طهارت و نيكى ها.
 
 
 



نوشته شده در تاريخ یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 توسط أمة الله



بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ وَإِن لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ

اي پيغمبر، آنچه از طرف خداوندت به تو نازل شده بمردم بگو. اگر اينكار را نكني رسالتت را انجام نداده‌اي. خدا تو را از شر مردم حفظ ميكند. خدا افراد بي‌ ايمان را هدايت نميكند.

رسالت يك رسول در ابلاغ پيام پروردگارش خلاصه شده و جز اين هيچ وظيفه ديگري بر عهده ندارد. اين يك اصل بسيار بسيار بزرگ و گرانقدر است كه عدم توجه به آن ، اسلام عزيز را تكه تكه و فرقه فرقه نموده و نه تنها امروز بلكه ...

 

( لطفاً ادامه مطلب را بخوانيد )



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 توسط أمة الله



الهي

 ما را مدد فرما تا اسلام را آنگونه كه به فرستاده ات ابلاغ فرمودی ، بفهميم!

الهي

ما را مدد فرما تا بمانند ياران فرستاده ات ، خوشى هاى دنيا و اهل و مقام را فداى نصرت دينت سازيم.

الهي

صفتهاى پلید شیطانی که باعث رکود عزم و اراده می شود را از ما دور فرما.

الهی ،

مسلمین مظلوم فلسطين و عراق و افغانستان و شيشان و ایران را جز تو مددى نيست ، آنان را مدد فرما!

الهي 

حال و احوالمان بر تو نهان نيست و مى دانى كه امت ، پراکنده و جدا بسوی دشمنانشان چشم مدد دوخته اند!

و خود می دانی که دشمنان ، پراکندگی مان را پسندیده و لذت و پایکوبی هایشان را در بلاد مسلمین به نمایش می نهند!

الهی

ما را بسوی خودت ، همدل و جمع فرما تا تیر بر چشمان دشمنان باشیم و شبهای تار ظلم و ستمهایشان را دریده و نور صبح آزادی به مدد و یاری ات بدمد.

الهی

دردها در دل انباشته شده و زبان و قلم از بیان آن عاجز و درمانده شد ....

الهی

عزم و اراده ی مؤمنان را بر رهبريت اين امت پراکنده ، شدید و سخت تر نما تا پرچم

 لا إله الا الله را برافراشته و كاروان مجاهدان راهت،  روانه ى جهاد عليه دشمنانت شوند.

الهي

بر مجاهدان راهت يقين نصر ، الهام فرما تا اندك عددشان با قوت عزيمت و اراده بر عليه انبوه دشمنانشان غالب شود.

الهي 

شهيدان راهت را رحمت و مغفرت و قبول فرما و جان شيرين از دست رفته شان را با شيرينى قبول و رضوان در بهشتهای پهناور خودت جايگزین فرما.

الهی

ما را بسوی جهاد و شهادت و طلب رضوان هدایت فرما.

الهی

بر فرستاده ات محمد صلی الله علیه و سلم درودها فرست و همجواری اش را در بهشت نصیبمان فرما.

 

اللهم آمین

 

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 توسط أمة الله



مناظره

 

پروفسور احمد  بن سعد حمدان الغامدی

 

 

با دكتر محمد حسينى قزوينى

شيعه اثناعشرى

 

استاد آموزش عالی

دانشکدة عقیده -  دانشگاه أم القری

 

 

چاپ اول 1428/1386هـ

 

ذخیره شده با برنامه
word
لینک اول


لینک دوم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ذخیره شده با برنامه
pdf
لینک غیر مستقیم




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم اسفند 1386 توسط أمة الله



مؤلف:

دكتر حسين موسوي

اهل بيت

از خود دفاع مي كنند

تلاشي مخلصانه در راستاي تصحيح بعضي

مفاهيم و تحكيم وحدت بين امت اسلامي

 

مترجم

جواد منتظري

    جهت مطالعه به این ادرس بروید




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم اسفند 1386 توسط أمة الله



السلام عليكم دوستان مؤمن حق جو

آيا مى دانيد تشيع صفوى آنقدر بر افكار و اعتقادات مردم سلطه افكنده كه عموم مردم شيعه ى ايران فرقى بين روايت و حديث و حتى تعريف آنها را نمى دانند!؟

آنان تنها به قول رسول الله صلى الله عليه و سلم " حديث " اطلاق نمى كنند بلكه هر قيل و قالى كه به نوه ها و شيعيان نزديك امامان نسبت داده شده را هم   " حديث " مى نامند!!

و اينست كه عجيب نيست كه خروار خروار خبرهاى بى صاحب و بى اصل و نشان را به رسول الله و امامان نسبت داده كه همانها مصدر اعتقادات مردم شده است!؟

قرآن را بيگانه وار در بهترین جلدها زینت داده و منتظر هر ناعالمی هستند تا برایشان آیات و سخنان خداوند را قطع و وصل شده با معنی های عجیب و غریب به ناطقان قرآن ( امامان !! ) نسبت دهند !!

بیایید کمی هم به سخن این حق جو نشینیم که دردها را می شکافد و درمان را بازیابی می کند ، وفقه الله لما يحبه و يرضاه

شيعه واقعي

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه ششم اسفند 1386 توسط أمة الله



الحمد لله والصلاة و السلام على رسول الله محمد بن عبدالله الهاشمي القرشي و على أصحابه خيرة عبادالله بعد الأنبياء و المرسلين و على من تبعه بإحسانٍ إلى يوم الدين.

 

اللهم صلى و سلم و بارك على محمد كما صليت و باركت على إبراهيم

اللهم صلى و سلم و بارك على آل محمد كما صليت و باركت على آل إبراهيم

إنك حميدٌ مجيد.

 

اهانت به ذات محبوب رسول الله صلى الله عليه و سلم ، نه تنها آزارى به ايشان وارد نخواهد آورد كه آتش عشق و محبت مسلمين را بسوى ايشان شعله ور كرده و دلهاى مشتاقان و پیروان ایشان را بیشتر نا آرام خواهد کرد!

دلهاى ما مسلمين بارها و بارها توسط دشمنان نا آرام شده و اين ناآرامى جز خار چشم کفار نخواهد شد!

زیرا یقین داریم که الله تعالی خود فرستاده اش را یاری داده و خواهد داد و این ابتلائی ست تا ما أمت خواب آلود را بیدار سازد و نسأل الله العفو و العافية.

پیام سازمان موحدین آزادیخواه ایران گویای این حقیقت است که :

....این اهانت ها به ذات محبوب رسول الله ،  ماهیت تروریستی و ارهابی غرب را رسواتر نموده است ...

پیام موحدین آزادیخواه ایران درباره کاریکاتورهای جنگی

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه پنجم اسفند 1386 توسط أمة الله



بسم الله الرحمن الرحیم

این آیات ازدواج است نه آیات مُتعه گری و فاحشه بازی

قبل ازهرچیز باید گفت که: آیات ازدواج تنها آیاتی نیست که مورد سوء استفاده قرار گرفته و از آنها سوء استفاده میشود، بلکه اکثر آیات قرآن و حتی کل اسلامیت، گرفتار این بلا بوده، و در حقیقت چیزی از دینداری توحیدی و ارزشهای توحیدی، نه در میدان خانواده، نه در میدان حکومت، نه در میدان اقتصاد، نه در میدان اجتماع، و نه در میدان اخلاق، قابل لمس نبوده و حتی گوشه ای از آنها مشاهده نمیشود، و در سایۀ نظام استبدادی و فرهنگ و اخلاق شرک آمیز و ماده گرا غیر از این وضع توقع نمی رود. اما آنچه از همه سخیف تر است، سوء استفادۀ استبدادیان خرافه گرایی است که حقیقتا به چیزی ایمان ندارند، اما با وجــود این، اســلام و آیات قــرآنی را به استخدام خود در می آوردند و آن را جهت مقــاصد استبــدادی و فرقه ای بکار می گیرند. این در حالیست که الحق استبدادیان ولایت مطلقه و خرافه گرایان تشیع صفوی، این قرآن حی و حاضر را قبـول ندارند و تــدوین کنندگان آن را لعنت و تکفیر میکنند و علیه آنهــا شمشیر کشیده واعــلام جنــگ کرده اند. وجهت وضوح هر چه بیشتر گسترۀ سوء استفادۀ این منکران قرآن محفوظ و این منافقان تقیه چی و اهل تشیع صفوی، شما را به مطالعۀ این متن عجیب وغریب، زیرعنوان: «قرآن و اهـل بیت» دعوت میکنیم، و از تفاسیر آنها وکتابهایی مثل بحار الانوار(بحار الخرافات) یا اصول کافی (درخرافات) و تفاسیر تشیع صفوی صرف نظر میکنیم، تا مشخص شود که سوء استفاده از آیات ازدواج، تنها قطره ای از دریای خیانت به قرآن و اسلامیت و سوء استفاده از آنست. این متن عجیب و غریب، اندازۀ سوء استفاده آنها از آیات قرآن و عمق گمراهی آنها را آَشکار میسازد. و جالب اینکه حتی مصداق اهل بیت را هم تحریف کرده اند، زیرا اهل بیت پیامبر در قرآن یعنی همسران پیامبر، همسرانی که لعنتچی های صفوی آنها را سب و لعن میکنند و در حق آنها مرتکب تهمت و افتراء میشوند. اما این خیانتکاران لعنتچی به جای آنها تعدادی از فرزندان و نوادگان علی و فاطمه را بعنـوان فــرزندان پیامبـر و نیـز اهــل بیت! معــرفی می کنند؟! ، و این تحـریف سـازی و همــراه با اتخــاذ مــواضع خصمانه و در پیش گرفتن روش تقیه ونفاق بازی، شغل و پیشۀ آنهاست.

نکتۀ دیگــر اینکـه: در تمام جهان اسلام و در میان ۹۰ در صد مسلمین، فحشای متعه (صیغه) حرام و ممنوع است و چیزی از این نوع فحشاء وجود ندارد. در ایران و در میان پیروان تشیع صفوی نیز، حقیقتا تنها افراد پست و بی آبرو و آنهایی که دنبال فاحشه گری هستند، تن به متعه بازی و صیغه گری میدهند، و گر نه این کدام انسان شریفی است که بخواهد دنبال دختران و زنان مردم بیفتد و در پی صیغه گری و متعه بازی با آنها باشد. یا این چه زن و دختری است که در مقابل یک مقــدار پول، چند ســاعت، یا یک شب و روز، یا یک مــاه! خود را بفروشد و تن و جسم خــود را در اختیار هوسبازان صیغه چی قرار دهد!!، به تاکید چنین اعمالی جز از اهل فحشاء و مردمان پست و بی شخصیت رخ نمیدهد. و حتی در بلاد غربی نیز این تنها مردمان پست و هرزه اند که تن فروشی میکنند و یا دنبال تن فروشان میروند. اینست که انسانهای شریف و محتــرم و مسلمان، تنها از طریق ازدواج و با حفاظت از شرافت و کــرامت خود، نیازهای جنسی خــود را تامین میکنند، نه اینکه کسانی رسما بخواهند زن بازی کنند و زنانی هم علنا تن فروشی نمایند و میدان هوس بازی را بنام اسلام بگشایند، وعنصر مستبد وجنایتکاری مثل آخوند پور محمدی هم بنام وزیر کشور! بیاید اعلام نماید که: ای مردم! بروید متعه بازی و صیغه گری وهوسرانی کنید، چرا که خدا شهوت را برای شهوترانی در وجود شما قرار داده است!!، چنین سخنان ابلهانه و هوس بازانه ای تنها شایستۀ وزیر نظام ولایت مطلقه است، همان وزیری که مبارزه با بیحجابی و تحمیل حجاب سیاه صفوی در نظام ولایت مطلقه توسط او به اجراء در می آید، و برای تحمیل چنین حجاب بد و منفوری، هر تجاوزی را در حق مردم روا میدارند، و هر کسی هم اعتراض نماید اورا سرکوب و خفه میکنند.

حال ببینیم نص آیات ۲۴ و ۲۵ سورۀ نساء که مورد سوء استفاده واقع شده اند، و در واقع راهنما و روشنگر ازدواج اسلامی و نافی متعه بازی و صیغه گری هستند، چه میگویند و حقیقت از چه قرار است. قرآن منزل در این دو آیه اینچنین اعلام موضع میکند: «...... وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ  فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُــنَّ فَآَتُــوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً  وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا (۲۴) وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ......  ۲۵»: «بعد از محارم خونی و زنان شوهردار، ازدواج با زنان دیگر برای شما حلال و آزاد شده است، و شما میتوانید به کمک اموال خود، زنان پاک و با انضباط را جهت ازدواج پیدا نمایید، اما بعد از اینکه با آنها آمیزش کردید، باید صداق آنها را بپردازید، و این برشما فرض و واجب میباشد، البته اگر بنابر رضایت خودتان در رابطه با این فریضه با هم ساختید، گناهی مرتکب نشده اید، به تاکید الله بسیار عالم و بسیار حکیم است. همچنین هر کس از شما که به سبب عدم استطاعت و ناتوانی مالی توان ازدواج با زنان آزاد را نداشت، پس با کنیزکان خودتان از دختران مؤمنه ازدواج نماید». این اول و آخر حکم و دستور قرآن است: بدین صورت که: از آیۀ ۲۳ تا اوایل آیۀ ۲۴ همین سوره، سخن قرآن روی حرمت و ممنوعیت ازدواج بین محارم و زنان شوهردار است، که به دلیل وضوح و عدم اختلاف حاد در آن زیاد محتاج بحث و بررسی نیست. قسمت دوم آیات، که از اوایل آیۀ ۲۴ شروع میشود، میدان حلالیت و آزادی ازدواج بین مسلمین است، که موضــوع بحث ماست، و همینجاست که مورد سوء استفـــاده واقع شده است. و در قسمت سوم آیات، که از آیۀ ۲۳ شروع می شود، مصــارف ازدواج مسلمین و راههای ممکـن سازی ازدواج اسلامی بیان میشود.

بعد از اینکه قرآن مبین، موارد تحریم ازدواج میان مسلمین را شمارش میکند، بلا فاصله میفرماید: اما بعد از این موارد، میدان ازدواج باز و آزاد میشود. لیکن در میدان آزادی ازدواج نیز مسلمین را رها نمی کند و برای چگونگی و نحوۀ ازدواج آنها شروطی وضع میکند. و در صدر این شروط، توان مالی و صرف اموال از طرف مردان قرار داده شده است، و دلیل اهمیت صرف این اموال نیز قبل از هر چیزی در قضیۀ محرومیت زنان در صدر اسلام نهفته است، محرومیتی که هنوز هم ادامه دارد. و دومین قضیۀ اهمیت دار در صرف این اموال، ممانعت از بازی به سرنوشت زنان توسط مردان هوس باز است، و قرآن که جدا روی این اموال تاکید میکند، میخواهد به صراحت اعلام نماید که قصد ازدواج با زنان باید واقعی و جدی باشد، و اگر مردان قصد ازدواج با زنان را داشته باشند، باید در قصد خود مصمم و صادق باشند و واقعا به انتخاب شریک زندگی خود رسیده باشند، در غیر این صورت باید متوجه عواقب بازیهایشان با زنان باشند. به عبارت دیگر، قرآن منزل، هم زنان را به نحوی در اموال همسرانشان سهیم می سازد، و هم به مردان هشدار میدهد که در انتخاب همسرانشان جدی و صادق باشند و خیال بازی با زنان را از سر بدر برند. و همینست که قرآن منیر خطاب به مردان تاکید میکند که اموال خود را صرف زنانی با عفت و با انضباط نمایند، نه زنانی بی عفت و هرزه، که لیاقت واقع شدن در یک خانوادۀ اسلامی را ندارند. بنابراین، این آیۀ مبین از یک ازدواج موفق صحبت می کند، که در طرفی مردانی مسئولیت شناس قرار می گیرند، و در طرف دیگرش، زنانی با عفت و با انضباط، و بدین صورت، خانواده ای موفق و اسلامی بوجود می آید.

در دنبالۀ آیه، قرآن منزل به صراحت اعلام میدارد که: فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُــنَّ فَآَتُــوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً، یعنی برقراری آمیزش جنسی با زنان، مسئلۀ ازدواج را تحقق یافته و وارد مرحلۀ نهایی میسازد، و بعد از آن، بازگشت از ازدواج بی بهاء نخواهد بود، ولو اوایل آن باشد. بالاخره ازدواج عملی شده وعقب نشینی ازآن، همۀ حقوق زنان را واجب الأداء و ضروری میسازد. و همین است که قرآن منیر در جای دیگر اعلام میدارد که انحلال ازدواج در دوران نامزدی، تنها نصف حقوق زنان را واجب الاداء مینماید. بنابراین، پرداخت حقوق زنان بعد از آمیزش جنسی، فریضه بوده و زیرپا نهادن حقوق زنان امکان ندارد. البته درادامۀ آیه، این مسئله تصریح میشود که اگر زن و مرد (زوجین) با هم بسازند، میدان تخفیف و بخشش آزاد است و مانع و گناهی ندارد: وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ، و این بستگی به موقعیت خود زن و مرد دارد که در این رابطه به چه چیزی می رسند: به بخشش کل صداق میرسند یا به تخفیف آن رضایت میدهد، ولی در این رابطه تصمیم زن اصل است. و امروزه که وضعیت اقتصادی زنان بهتر شده است، وضع میتواند بکلی متفاوت باشد، و بجای این حقوق حد اقلی، مسئلۀ شراکت زن و مرد در خانواده میتواند تحقق یابد. ســرانجــام آخر آیۀ ۲۳ با یاد آوری علیم و حکیم بودن الله رب العالمین پایان می یابد، و هدف از این تذکر هم تاکید روی قانونگذاری حکیمانه در میدان ازدواج و روابط زنا شویی است، و هم اعلان اینکه الله رب العلمین از مؤمنین و میزان ایمان و التزام آنها بی خبر نیست.

حال وارد آیۀ ۲۴ میشویم و در آن بلا فاصله به داستان استطاعت و عدم استطاعت مالی در میدان ازدواج برخورد میکنیم، بدین صورت که: در آیۀ ۲۳ صرف مال و شروط آن ذکر گردید، اما اگر کسانی مال و اموالی نداشتند چکار کنند؟ قرآن منزل چنین جواب میدهد: اگر کسانی از شما مسلمین از نظر مالی ناتوان باشند وبدین سبب نتوانند با زنان آزاد و مؤمنة و با عفت ازدواج نمایند، پس باید به فکر کنیزهای مؤمنه ای بیفتند که در دسترشان قرار دارند و با آنها ازواج نمایند، که بر خلاف زنان آزاد و موقعیت دار، ازدواج با آنها هزینه ای روی دوش مردان نمی اندازد، خصوصا اگر مردانی چنین دخترانی را در اختیار داشته باشند. وبدینصورت، قرآن کریم میخواهد به مسلمین بگوید که: علی ای حال، شما نباید اصل ازدواج را پشت سر بگذارید و نباید از محدودۀ ازدواج خارج شوید. همچنین نباید در میدان ازدواج از ایمان و عفت و انضباط صرف نظر نمایید، و اگــر در رابطه با ازدواج با زنان آزاد و مؤمن و با عفت، دچار کمبود و مشکل شدید، میتوانید با همین شــرایط  با دخترانی که خرج و مصرف زیاد و توقعات زیادی ندارند، ازدواج نمایید. و این مسئله و این راه حل در مورد مسلمانان امروزه هم صدق میکند، و اگر ازدواج با کسانی گران تمام میشود، راه فحشاء (آخوندی یا آزاد) باز نمیشود، بلکه ملاکهای ازدواج باید تغییر کنند و خصوصا «معیــارهای جاهـــلانه» و دست و پاگیر باید درهم شکسته شوند، نه مرزهای توحیدی، که با پامال شدن آنها ارزش و احترام زن و مرد و کل اجتماع پامال میگردد، و در میدان فاحشه گری (آخوندی و آزادش) این پامال شدگی آشکار و عیان و بسادگی قابل مشاهده است. اینست آیات ازدواج، آیاتی که مسئلۀ ازدواج مسلمین را تشریح و شرایط آن را بیان میدارند و رابطۀ جنسی زنان و مردان مسلمان را خارج از ازدواج ممنوع میسازند و در هیچ موقعیتی فحشای جنسی را (آزاد یا آخوندی) مجاز نمیکنند، و این راه توحید و اسلامیت است.

در پایان باید بگوییم که: این آیات، آیات ازدواج است، و اگر کسانی بخواهند فحشای آخوندی را (متعه بازی) از آن استخراج کنند و با بیرون آوردن بخشی از آیۀ ۲۳: فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُــنَّ فَآَتُــوهُنَّ أُجُورَهُنَّ و بریدن اینطرف و آنطرف آن، از آیات قرآن سوء استفاده نمایند، پس باید آنها معتقد به ازدواج نباشند، چرا که درآیۀ ۲۳ از یک نوع ازدواج صحبت شده، نه دونوع ازدواج!، از صداق (مهریه) زنان صحبت شده، نه از بهای یک زنا! یا چند زنا!، که درآن صورت (نعوذ بالله) چنین چیزی نه روی دوش مردان سنگینی میکرد و نه برای چنین رابطۀ موقت و محدودی اینهمه چاره اندیشی لازم می آمد!!، و از خود آیه هم معلوم است که مثل امروزه، مصارف ازدواج روی دوش مردان سنگینی میکرده است، و قرآن هم برایش چاره اندیشی نموده است، چاره اندیشی نمونه ای، و به مثابۀ راه باز کردن، و در عین حال عدم تن دادن به فحشاء و زناکاری. بنابراین، هر کسی که به قرآن و آیات آن ایمان دارد، باید معتقد به ازدواج باشد، و کسانی هم که بخشی از چند آیه را برای افساد در دین و ترویج فحشاء علم میکنند، ناچارند که معتقد به متعه گری باشند و ازدواج را انکار نمایند، چرا که قرآن میگوید: بعد از این (بعد از محارم و زنان شوهردار) شما میتوانید با اموال خود زنان پاکدامن را پیگیری کنید. خب اگر این پیگیری، همان متعه گری است، پس دیگر ما آیه ای در مورد ازدواج نخواهیم داشت، و اگر هم در این میدان، مردان با اموال خود زنانی را پیگیری میکنند و با آنها ازدواج میکنند، پس صحبت از متعه گری و صیغه بازی دیگر چه محلی خواهد داشت؟؟!! ، بعدا آیا آنهایی که قطعۀ: فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُــنَّ فَآَتُــوهُنَّ أُجُورَهُنَّ را از متن آیات بیرون میکشند، آیا «فاء» اول این قطعه را فراموش میکنند؟! در حالیکه این فاء ، فاء نتیجه گیری است، و بدین معناست: «پس، بنابراین»، و معنای این قطعه چنین است: «پس و بنابراین، اگر با آنها آمیزش جنسی بر قرار کردید، باید حقوق مقرر شده و صداق آنها را بپردازید». آری، غیر از این چیزی وجود ندارد، هر چند از هر متن و مطلبی میتوان سوء استفاده کرد. اما آزادی عقیده و آزادی انتخاب بهترین راه حـل است، راه حلی که استبدادیان ولایت مطلقه و اهل تشیع سیاه صفوی آن را نیز مسدود کرده اند.

 

سازمــــان مــــوحدین آزادیخــــواه ایــــران

۲۵ جمادی الاولی ۱۴۲۸۲۰ خرداد ۱۳۸۶

 http://samaa.org

 




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یکم اسفند 1386 توسط أمة الله


درباره وبلاگ
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
نويسندگان
موضوعات
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
 
Blog Skin