تبليغاتX
معناى توحيد
معناى توحيد
بحثى آرام و زيبا در اثبات توحيد و يكتاپرستى و محو انواع مختلف شرك

بسم الله الرحمن الرحیم

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ الَّلاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ...

 

اى پيامبر، ما براى تو حلال کرديم همسران وشریکان زندگی ات را که مهريه شان را داده اى، يا آنچه که از قبل دارى، که خدا به تو عطا کرد. همچنين دختران عموهايت، دختر عمه هايت، دختر داى هايت، دختر خاله هايت که با تو مهاجرت کرده اند براى ازدواج با تو حلال هستند. همچنين، اگر زن مؤمنى خود را به پیامبر ببخشاید و  بخواهد همسر پيامبر شود اگر پيامبر بخواهد مى تواند با آن زن ازدواج کند. اين گونه فقط برای تو  خالص و پاک  قرار دادیم  و نه براى مؤمنان ديگر. ما قبلا ً حق آنها ( مؤمنين ) را نسبت به همسرانشان يا آنچه از قبل دارند مقرر کرده ايم. اين بخاطر آن است که تو را از هر شرمندگى حفظ کند. خداست عفو کننده، مهربان ترين

 

تُرْجِي مَن تَشَاء مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَن تَشَاء وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَن تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا

تو مى توانى با ملايمت از هر کدام از آنها دورى کنى و مى توانى هر کدام از آنها را به خود نزديکتر کنى. اگر با هر کدام از آنها که دورى کرده بودى آشتى کنى، مرتکب خطايى نمى شوى. در اينصورت، آنها خشنود خواهند شد و غمى نخواهند داشت و به آنچه منصفانه به همگى آنها مى دهى راضى خواهند بود. خدا مى داند که در قلب هايتان چه مى گذرد. خداست داناى مطلق، با گذشت

لا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاء مِن بَعْدُ وَلا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلاَّ مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَّقِيبًا

غير از اين عده هيچ زن ديگرى براى ازدواج با تو حلال نيست و تو نمى توانى زن جديدى را جايگزين آنها کنى، هر چقدر هم که زيبايى شان را تحسين کنى. تو بايد با همان کسانى که برايت حلال شده اند راضى باشى. خدا مراقب همه چيز است.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلاَّ أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنكُمْ وَاللَّهُ لا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا

اى کسانى که ايمان داريد، به خانه هاى پيامبر وارد نشويد مگر آنکه براى خوردن غذا به شما اجازه داده شود و نبايد به هر ترتيبى خود را اينچنين دعوت کنيد. اگر دعوت شديد، مى توانيد وارد شويد. هنگامى که غذا خورديد، برويد؛ او را با صحبت هاى طولانى مشغول نکنيد. اينکار قبلا ً پيامبر را آزار مى داد و او خجالت مى کشيد که به شما بگويد. اما خدا از حقيقت شرم ندارد. اگر لازم شد چيزى از زنان او بخواهيد، از پشت حايلى از آنها سئوال کنيد. اين قلب هاى شما و قلب هاى آنها را خالص تر مى کند. باعث ناراحتى رسول خدا نشويد. بعد از او با زنانش ازدواج نکنيد، زيرا اين از نظر خدا گناهى بزرگ خواهد بود. سورة الأحزاب آيات 53- 50

 

در آیات فوق بیانی روشن است که  همسران رسول الله ( شریکان زندگی شان ) از سوی خداوند  انتخاب شده و " حلال شده " بودند و مهر تأييد بر  ایشان با نوعی گزینش خاص و  الهی ذكر شده است.و آنچه خداوند به بنده ى خاص  خود می بخشد همیشه " خالص و پاک شده " است و در آن غش و ناپاکی نیست.سپس خداوند به رسولش آداب معاشرت و نیکی با زنانش را آموزانده تا آن زنان خوشنود شوند.

و سرانجام خداوند آن زنان را باز برگزیده شده معرفی کرده است و اجازه ی عوض یا تبدیل آنان را از رسولش کاملا برداشته تا آن زنان طاهره و برگزیده بر مقام شایسته ی خود باقی باشند.آنگاه خداوند آداب خاصی را در ارتباط با این زنان برگزیده به مسلمین می آموزاند که مقام خاص زنان رسول الله را آشکارتر نموده است و اینکه هدف اصلی طهارت دلهای آنان است که بالاترین نوع طهارت و پاکی ست.و آنهم بدور بودن از هر نگاه نامحرم و قرار داشتن در " حجاب " یا پرده و حائل . و "حجاب " كه ستر و پوشش تمامي جسم أعم از دست و صورت است فقط در رابطه با زنان رسول الله نازل شده است و برای زنان امت امر پوشش بر حد " ادنی " یا کمترین است که همان  پوشش جسم و سر است که تمامی بدن بجز دست و صورت را در بر می گیرد.البته اقتدا به آن زنان برگزیده بسیار نیکوست که رسیدن به طهارت دل و دیده می باشد که والاترین مرتبه ی پاکی ست. ( إن شاءالله موضوع و نوشته ی  خاصي به حجاب و ستر زنان از ديدگاه قرآن ، اختصاص خواهم داد. )

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا

اى پيامبر، به همسران خود   و دختران خود و همسران مؤمنان بگو که لباس هاى خود را بلند کنند تا تمام جسمشان را بپوشاند. اين كمترین حدیست  كه بوسيله اش (بعنوان زنان پرهيزگار) شناخته خواهند شد و مورد اهانت قرار نخواهند گرفت. خداست عفو کننده، مهربان ترين. سورة الأحزاب – الآية 59

در آیه ی فوق (امر بر ستر و پوشش زنان ) بسیار روشن است که ابتدا  همسران و شریکان زندگی رسول الله و سپس دختران ایشان پیشگام و برجسته ترین زنان و الگوی زنان امت معرفی شده  زیرا امر پوشش از اشخاص الگو و نمونه شروع شده تا بقیه ی زنان جامعه را در بگیرد.

يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلا مَّعْرُوفًا

اى همسران پيامبر،  شما مانند زنان ديگر نيستيد حال که تقواپیشه کردید  (شما مسئوليت بزرگترى بر عهده داريد.) پس ، با نرمى و لطافت صحبت نکنيد، تا مبادا کسانى که در قلبشان مرض است تصور غلط بکنند؛ بايد فقط پرهيزکارانه و نیک صحبت کنيد

وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا

در خانه هاى خود بمانید ( در زوجیت رسولش و خانه اش باقي بمانيد و دیگر ازدواج نکنید= زیرا با ازدواج زن به خانه ی مردی می رود  ) و در معاشرت با مردم زياده روى نکنيد، همانطورکه قبلا ً در دوران جاهليت انجام مى شد. نماز را بجا آوريد و انفاق واجب (زکات) را بدهيد و از خدا و رسولش اطاعت کنيد. خدا مى خواهد تمام ناپاکى ها را از شما بردارد، اى کسانى که در اين خانه ( خانه ى رسول الله )  زندگى مى کنيد ،  خواست خدا اینست که  شما را کاملا ً خالص و پاک گرداند. سورة الأحزاب 34- 32

در آیات فوق به خوبی روشن است که همسران رسول الله بمانند بقیه ی زنان نیستند بر همین اساس خطاب بسوی آنان بصورت خاص آمده است تا نشانه ی بهترین و پاکترین زنان باشند. و علم خداوند ازلی و ابدی ست و او می داند که آنان شایسته ی این خطاب هستند همانطور که فرستادگانش شایسته ی خطابهای سنگین و خاص بودند تا الگو و سرمشق زنان باشند. و اینگونه خطاب خاص از قبل بسوی زن عمران مادر مریم و مریم  مادر عیسی و مادر موسی نیز نازل شد که نشانه ی لطف خداوند به این زنان برگزیده است و اینکه خالق آسمانها و زمین به زنان برگزیده  عنایت خاصش را نشان داده است تا مایه ی قوت دلهای زنان هر زمانی شود که پروردگار مهربان محبت و لطفش را تنها شامل مردان و منحصر به آنان نکرده است.

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا

اى پيامبر، به همسران خود و دختران خود و همسران مؤمنان بگو که لباس هاى خود را بلند کنند تا تمام بدنشان را در بر بگیرد و بپوشاند زیرا اين كمترين حديست كه بوسيله اش (بعنوان زنان پرهيزگار) شناخته خواهند شد و مورد اهانت قرار نخواهند گرفت. خداست عفو کننده، مهربان ترين. سورة الأحزاب – الآية 59

در آیه ی فوق باز دقت فرمایید که خداوند به عدم اذیت به زنان رسول الله و سپس دختران ایشان و سپس زنان مسلمین اهمیت بسیار نشان داده و امر پوشش را حمایتی برای آنان معرفی نموده است .اینست که زنان امت بر اساس التزام به این امر بایستی محترم شناخته شوند و کسی جز بی ایمان ترین مردمان آنان را مورد اهانت قرار نمی دهد.

همانطور که متأسفانه در عالم مادي غربي شاهديم كه زنان مسلمان را به جرم ستر و حيا و پوشش مورد آزار و اذیت قرار می دهند و الله المستعان!

حال به  آیاتی از سوره ی تحریم دقت فرماید: 

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

 ای پیامبر  چرا می خواهی در طلب خوشنودی زنانت ، آنچه را که الله برایت حلال کرده را حرام  کنی؟سورة التحريم  - الآية 1

وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَن بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ

پيامبر مطلبى رامحرمانه  به بعضى از زنانش گفت، سپس يکى از آنها خبرش را داد ( به دیگری )  و خدا او ( پیامبر ) را از آن آگاه ساخت. سپس او قسمتى از آن موضوع را به زنش گفت و قسمتى را ناديده گرفت. آن زن از او پرسيد، "چه کسى اين را به تو خبر داد" او گفت، "من از جانب آن داناى مطلق، و آگاه ترين مطلع شدم." سورة التحريم – الآية 3

در آیات فوق از ارتباط و محبت رسول الله با همسرانشان سخن آمده که ایشان خواهان خوشنودی زنانش بوده و بخاطر همین  بر خود حلالی را حرام نمود. هر چند این امر بسیار خاص بوده ولی اهمیت ذکر این امر خاص براینست که : هرگز جز الله تعالی کسی مجوز حلال و حرام کردن نباشد حتی اگر فرستاده ی خداوند باشد. 

عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِّنكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا

اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش زنان ديگرى را جايگزين شما خواهد کرد؛ که بهتر از شماها  زنان مسلمه ، با ايمان ، فرمانبردار، توبه کننده، پرستش کننده، پارسا، هستند ، چه قبلا ً ازدواج کردند، و يا باکره باشند. سورة التحريم – الآية 5

در آیه ی فوق بیانی مهم است و آن اینکه زنان رسول الله دارای صفات خاصی بوده اند که همگی ذکر شده است و در کنار آن صفات به آنان بیان شده است که خداوند قادر است بهتر از آنان را  ( در صورت طلاق دادنشان توسط رسول الله ) نیز جایگزین کرده و به رسولش بخشد. اشاره ی " خیرا منکن " صفت برتر تفضیلی همیشه در كنار  صفت " خوبی " می آید و بدین معناست که آنان با اینکه خوب هستند اما شایسته است بهتر باشند تا کسی جایگزین آنان نشود. و قرآن شاهد است که الله تعالی کسانی را جایگزین آنان نکرد زیرا اجازه ی ازدواج با زنان دیگر یا تبدیل زنان کنونی را به رسولش نداده و این شهادتی ست قرآنی بر اینکه آنان به صفت افضل و بهتر رسیدند و الا قول خداوند راست و یقینی ست  و اگر آنان بهتر نمی شدند می بایست آنان طلاق داده شده و زنان دیگر جایگزین می شدند.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدَادٌ لا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ

اى کسانى که ايمان داريد، خود و خانواده خود را از آتش دوزخى که سوخت آن مردم و سنگهاست حفظ کنيد. نگهبانان آن فرشتگان سختگير و نيرومندى هستند که هرگز از خدا نافرمانى نمى کنند؛ و آنچه را که به آنها فرمان داده شود اجرا مى نمايند. سورة التحريم – الآية6

در ادامه ی آیه نشان می دهد که عمل رسول الله که الگوی تمامی مردان امت است حفاظت خود و اهل و زنان خود است و هميشه بايستى اهل  را مورد ارشاد و نصيحت قرار دهند.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَى رَبُّكُمْ أَن يُكَفِّرَ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

اى کسانى که ايمان آورديد، به درگاه خدا توبه کنيد توبه اى قاطعانه. سپس پروردگارتان گناهانتان را مى بخشد و شما را به باغهايى با نهرهاى روان داخل مى کند. در آن روز، خدا پيامبر و کسانى را که با او ايمان آوردند نا اميد نخواهد کرد. نورشان در جلوى آنها و در سمت راست شان مى تابد. آنها خواهند گفت، "پروردگار ما، نور ما را برايمان کامل کن و ما را ببخش؛ تويى قادر مطلق." سورة التحريم – الآية 8

در آیه ي فوق سخن از بخشایش خداوند بعد از توبه و  همراهي و معيت با رسول خدا آمده است و اينست كه متجانس بودن و همراهى ايشان به معناى پیروزی در آخرت است. و شکی نیست که زنان رسول الله از نزدیکترین همراهان و مؤمنان هستندكه به همراه رسول الله بودند.

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ 

اى پيامبر، عليه کافران و منافقان مبارزه کن و با آنها سختگير باش. مکان آنها جهنم است و چه عاقبت بدى. سورة التحريم – الآية 9

در آیه ى فوق امرى شديد بسوى رسول الله است كه با كفار و منافقين خشن و سختگیر باشد و با آنان بجنگد. و اینست که احدی نمی تواند تهمت نفاق یا کفر به همسران رسول الله و یاران رسول الله  وارد آورد زیرا رسول الله نه تنها با آنان سختگیر و خشن نشد و نجنگید بلکه به آنان نزدیک تر هم شد و مسلماً رسول الله هرگز خلاف امر خدایش انجام نمی داده است.

حال به اواخر سوره ی تحریم بنگریم: 

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَةَ نُوحٍ وَامْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ  .سورة التحريم – الآية 10

خدا از کسانى که کافر شدند زن نوح و زن لوط را مثال مى زند كه  تحت  ذمت  دو نفر از بندگان پرهيزکار ما  بودند، ولى به آنها  ( رسالت و شريعت آن دو فرستاده ) خيانت کردند و، در نتيجه، آنها نتوانستند به هيچ وجه در مقابل خدا کمک کنند. به هردوى آنها گفته شد، "داخل آتش دوزخ شويد با کسانى که سزاوار آن شدند."

در آیه ی فوق هرگز دو زن لوط و نوح را " زوجه " که به "معنای شریک  و همتا "  می باشد ، معرفي نکرده است.

و البته در شريعتهاى سابق  ازدواج بين زن كافر با مرد مؤمن تحريم نشده بوده است.

ولى در اسلام اين شريعت تحريم شد و حكمش در سوره ى ممتحنه نازل شده است كه به اين سوره ى مباركه مراجعه فرماييد.

و در نهايت سوره تحريم :

وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا لِّلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ

و خدا از کسانى که ايمان آوردند زن فرعون را مثال مى زند. او گفت، "پروردگار من، در بهشت خانه اى نزد خودت براى من بساز و من را از دست فرعون و کارهايش نجات بده؛ من را از مردم ستمکار برهان."سورة التحريم – الآية 11

در اینجا نیز آیه ی قرآن زن فرعون را " زوجه ی فرعون " معرفی نکرده است زیرا آن زن مؤمنه " شريك و همتاى " فرعون مرد كافر و مستكبر نبود و تنها به وصف " امرأة فرعون " كه ارتباط دنيايى زن و شوهرى بوده است اكتفا شده است.

وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ

همچنين مريم، از خاندان عمران. که نجابت خود را حفظ کرد، سپس ما از روح خود در او دميديم. او به کلمات پروردگارش و کتاب هاى آسمانى اش ايمان آورد؛ او فرمانبردار بود. سورة التحريم – الآية 12 

به اواخر سوره ی تحریم دقت فرمایید که خداوند با ختامی زیبا و تحسین آمیز از بهترین زنان سخن آورده است تا سرمشق ایمانی و قوت قلبی برای همسران رسولش باشد که آنان نیز خاتمه ای خوب خواهند داشت و الله اجر آنان را ضایع نخواهد کرد.

اینک به این آیات توجه فرمایید: 

وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ

بياد آور که تو (محمد) از نزد اهلت در صبح زود خارج شدى  تا جایگاه مؤمنان را براى جنگ تعيين كنى. خدا شنواست، داناى مطلق. سورة آل عمران – الآية 121

در آیه ى فوق از خروج رسول الله صبح زود از كنار اهلش سخن آمده است كه مسلم است خروج از كنار اهل معنايى جز زنانش نمى دهد و اگر از قبل رسول الله در کنار مسلمین بودند پس ضرورتی به ذکر خروج صبحگاهی نبود زیرا از قبل در کنارشان بود!اینست که ایشان از خانه ی یکی از زنانش خارج می شود تا به امور مجاهدین رسیدگی نماید که تعیین کردن جایگاههای جنگی آنان بود.

در آیات قرآنی هرگاه از بهشت سخن آمده از همراهی زنان مسلمين با شوهرانشان هم سخن آمده است كه اين زنان منظور " حورالعين " نيست زيرا حورالعين اساساً در بهشت هستند و لازم نيست دوباره وارد بهشت شوند! اينست كه دخول مردان و همسرانشان به بهشت در حقيقت همسران دنيايي آنان بوده است.اينست كه " أزواج " يك صفت همجنس و همرديف بودن در مقام مى دهد.

ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنتُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ تُحْبَرُونَ

همراه با همسرانتان، وارد بهشت شويد و شادمان باشيد. سورة الزخرف – الآية 70

وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا...

و خدا براى شما از خودتان همسرانى قرار داد و از همسرانتان براى شما فرزندان و نوادگان بوجود آورد و برايتان روزى هاى خوب فراهم کرد. آيا بايد به باطل ايمان بياورند و به نعمت هاى خدا ناسپاس باشند .سورة النحل – الآية 72

وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ إِن لَّمْ يَكُن لَّهُنَّ وَلَدٌ..

نصف آنچه زنان شما باقى گذارند به شما مى رسد، چنانچه فرزندى نداشته باشند . سورة النساء – الآية 12

در آیه ى فوق سخن از ارث بردن از همسر است كه شرط ارث بردن از همسر در مرحله ى اول بر ايمان بودن همسر است زيرا همسر كافر اساساً ازدواجش باطل است.

إِنَّ اللَّهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا

خدا و فرشتگانش بر پيامبر  درود فرستاده  و او را همراهي مى كنند . اى کسانى که ايمان داريد، بر او درود فرستيد و از او پشتيبانى نماييد و به او احترام بگذاريد، آنطور که بايد به او احترام گذاشت. الأحزاب – الآية 56

إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا

مطمئنا ً، کسانى که با آزار و سرکشی  با خدا و رسولش مخالفت کنند، خدا آنها را در اين دنيا و در آخرت به لعنت گرفتار مى کند؛ او برايشان عذابى شرم آور مهيا کرده است. الأحزاب – الآية 57

در اينجا سخن از اذيت و آزار به خدا و رسول است و بلافاصله در آيه ى بعدى سخن از اذيت به مردان مؤمن و زنان مؤمن و تهمت و ناسزاگويى به آنان است.

وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِينًا

کسانى که مردان مؤمن و زنان مؤمن را که هيچ گناهى نکردند اذيت و آزاز دهند، نه تنها دروغ گفته اند، بلکه گناهى بزرگ مرتکب شده اند.الأحزاب – الآية 58

باز به اين آيه ى بعدى دقت شود:

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا

اى پيامبر، به همسران خود و دختران خود و همسران مؤمنان بگو که لباس هاى خود را بلند کنند تا تمام بدنشان را در بر گیرد. اين كمترين حديست كه بوسيله اش (بعنوان زنان پرهيزگار) شناخته خواهند شد و مورد اهانت قرار نخواهند گرفت. خداست عفو کننده، مهربان ترين. الأحزاب – الآية 59

لَئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلاَّ قَلِيلا

مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلا

تا زمانى که منافقان و کسانى که در قلب هايشان مرض است و دروغگويان شرور شهر (از آزار تو) دست بر ندارند، مطمئنا ً تو را بر آنها مسلط خواهيم کرد، سپس آنها مجبور خواهند شد تا در مدتى کوتاه آنجا را ترک کنند.

آنها هر کجا که بروند به
لعنت دچار شده اند؛ (اگر از حمله دست بر ندارند،) ممکن است گرفته و کشته شوند.
الأحزاب – الآيات 60-61

در آيات فوق ارتباطى بين اذيت و آزار به همسران رسول الله و دخترانشان و زنان مؤمنين و تنبيه بر منافقان و دروغ گویان نشان داده شده است و سرانجام لعنت سزاوار آن دروغگویان و منافقان شده است که دست از بدگویی و دروغ به زنان طاهر برنداشته اند.

بیایید دوباره ببینیم در آیات دیگری که زنان رسول الله به " اهل " معرفی شده اند.

وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى

بايد به خانواده خود سفارش کنى تا نماز را بجا آورند و صبورانه در انجام آن ثابت قدم باشند. ما از تو روزى نمى خواهيم؛ ما هستيم که به تو روزى مى دهيم. پيروزى نهايى متعلق به پرهيزگاران است. سورة طه – الآية 132

آيه ى بعدى از همسر زكريا نبي سخن آورده است كه او را " امرأة " نخوانده بلكه با وصف " زوجه " .

فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ

ما دعايش را قبول  كرديم و يحيى را به او عطا کرديم؛ ما همسرش را براى او نیکو نموديم. اين بخاطر آن بود که آنها عادت داشتند که در اعمال پرهيزکارانه بشتابند و در موقع خوشى و همچنين ترس از ما در خواست مى کردند. از نظر ما آنها پارسا بودند. الأنبياء- الآية 90

در آيه هاى قرآن زوج به معناى همتا و شريك و مايه ى آرامش معرفى شده است :

هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا

او شما را از يک  نفس آفريد. از پى آن، او به هر مردى همسرى مى دهد که با او آرامش يابد. الأعراف – الآية 189

و در اين آيه دعاى رهبران مؤمنين ( امامان )  آمده كه درخواست خير براى همسران و شريكان مؤمن و فرزندانشان است:

 

رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا

...پروردگارا از همسران و فرزندانمان مايه روشنى چشم ما قرار ده، و ما را براى پرهيزگاران پيشوا گردان . الفرقان – الأیه 74

رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدتَّهُم وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

بارالها مومنان را در باغهاى جاويدان بهشت كه به آنها وعده فرموده ‏اى وارد كن، همچنين نیکوکارانی از پدران و همسران و فرزندانشان كه تو توانا و حكيمى.

غافر – الآية 8

 

 اللهم اهدني و اهدِ بي




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 توسط أمة الله



بسم الله الرحمن الرحيم

چرا خداوند در کتابش زن فرعون و زن لوط و زن نوح را اینگونه

معرفی کرده است؟

((امرأة فرعون ، امرأة لوط و امرأة نوح )). 

ولى در ذكر زنان رسول الله  آنان را

((نساءالنبي ، اهل و اهل البيت يا أزواجه ))

معرفى كرده است؟

منتظر نظر شما هستم تا در اين مورد مطلبم را إن شاءالله برايتان بنويسم.

 

جواب از عبدالله :

بسم الله الرحمن الرحیم
به نظر من جواب سوال بسيار زيباي شما در سوره نور ايه 26 بيان شده باشد.
آنجا كه خداوند مي فرمايند:(زنان خبيثه براي مردان خبيث ومردان خبيث براي زنان خبيثه و زنان پاك و طيبه براي مردان طيب و مردان طيب براي زنان طيبه)پس وقتي رسول الله را پاك وطيب ميدانيم بايد همسران ايشان را نيز پاك وطيب بدانيم .اما چون همسران نوح ولوط زنان خوبي نبودند و همسر آسيه(زن فرعون)مرد بدي بود.قرآن آنها را فقط به صورت زن و شوهر معرفي كرده چون هيچ سنخيتي باهم نداشتند.
ولي در كلماتي مانند(نساء النبي )نكته بسيار خوبي ميباشد وان اينكه زنان پيامبر نيز مثل خود ايشان پاك و طيب و مطهر بودند. وهمچنين در ادامه همين ايه مي فرمايد ايشان مبرا هستند از هر انچه كه ميگويند(آنچه دشمنان ميگويند)و برايشان مغفرت و رزقي كريم هست .پس زنان پيامبر از تمام تهمت هايي كه از صدر اسلام منافقين و ديگران به ازواج مطهرات رسول الله ميزنند مبرا هستند.البته اين فقط نظر من بود.
والسلام علي من اتبع الهدي.




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 توسط أمة الله



بسم الله الرحمن الرحيم

النبي اولى بالمؤمنين من انفسهم وازواجه امهاتهم واولوا الارحام بعضهم اولى ببعض في كتاب الله من المؤمنين والمهاجرين الا ان تفعلوا الى اوليائكم معروفا كان ذلك في الكتاب مسطورا

پيامبر به مؤمنان نزديکترو برتر است تا آنها به يکديگر و زنان او مانند مادران آنها هستند. خويشاوندان بايد بر طبق کتاب آسمانى خدا از يکديگر مواظبت کنند. بنابراين، مؤمنان بايد به خويشاوندان خود که نزد آنها مهاجرت مى کنند رسيدگى نمايند، در صورتى که اول به خانواده خود رسيدگى کرده باشند. اين ها احکام اين کتاب آسمانى است.

سورة 33 - آية 6

يا ايها الذين امنوا لا تدخلوا بيوت النبي الا ان يؤذن لكم الى طعام غير ناظرين اناه ولكن اذا دعيتم فادخلوا فاذا طعمتم فانتشروا ولا مستانسين لحديث ان ذلكم كان يؤذي النبي فيستحيي منكم والله لا يستحيي من الحق واذا سالتموهن متاعا فاسالوهن من وراء حجاب ذلكم اطهر لقلوبكم وقلوبهن وما كان لكم ان تؤذوا رسول الله ولا ان تنكحوا ازواجه من بعده ابدا ان ذلكم كان عند الله عظيما

اى کسانى که ايمان داريد، به خانه هاى پيامبر وارد نشويد مگر آنکه براى خوردن غذا به شما اجازه داده شود و نبايد به هر ترتيبى خود را اينچنين دعوت کنيد. اگر دعوت شديد، مى توانيد وارد شويد. هنگامى که غذا خورديد، برويد؛ او را با صحبت هاى طولانى مشغول نکنيد. اينکار قبلا ً پيامبر را آزار مى داد و او خجالت مى کشيد که به شما بگويد. اما خدا از حقيقت شرم ندارد. اگر لازم شد چيزى از زنان او بخواهيد، از پشت حجاب (حايلى ) از آنها سئوال کنيد. اين قلب هاى شما و قلب هاى آنها را خالص تر مى کند. باعث ناراحتى رسول خدا نشويد. بعد از او با زنانش ازدواج نکنيد، زيرا اين از نظر خدا گناهى بزرگ خواهد بود

سورة 33 - آية 53

واذ اسر النبي الى بعض ازواجه حديثا فلما نبات به واظهره الله عليه عرف بعضه واعرض عن بعض فلما نباها به قالت من انباك هذا قال نباني العليم الخبير

 پيامبر در مورد مطلب بخصوصى به بعضى از زنانش اطمينان کرده بود، سپس يکى از آنها آن را پخش کرد و خدا او را از آن آگاه ساخت. سپس او قسمتى از آن موضوع را به زنش گفت و قسمتى را ناديده گرفت. آن زن از او پرسيد، "چه کسى اين را به تو خبر داد" او گفت، "من از جانب آن داناى مطلق، و آگاه ترين مطلع شدم."

سورة 66 - آية 3

مؤمنان و تقواپیشه گان !

به آیات فوق دقت فرمایید.

چرا ابتدا خداوند از نزدیکی و اولویت رسول الله سخن آورده و بلافاصله ما را بیاد زوجه های ایشان ( همسران رسول الله ) آورده است؟

چه ارتباطی بین برتر بودن رسول الله و مادرخواندن زنانش وجود دارد؟

چرا زنان رسول الله را مادر مؤمنان معرفي فرموده است؟

آيا مادريت مترادف تحريم ازدواج با آنان است؟

دقت شود!

تحریم ازدواج در آیه ای دیگر بیان شده است و آیات قرآن به خوبی نشان می دهد که اعلام مادریت زنان رسول الله به قصد تحریم ازدواج نبوده است.

و تحریم ازدواج نیز به معنای " محرمیت " نیست زیرا در آیات دیگر امر بر این شده که زنان رسول الله بایستی در " حجاب و پوشش " باشند و این بود که بعد از نازل شدن " امر حجاب " دیگر کسی از مردان امت صورت آن پاکان را ندید.

پس تمامی این آیات شاهد است که " مادریت همسران رسول الله " بر این اصل است که همانطور که رسول الله " پدر ایمانی " مسلمین است و بر آنان برتریت دارد  پس " همسران رسول الله " نیز " مادر ایمانی " آنان هستند و احترامشان واجب است.

و باز با دقت در آیاتی که رسول الله را مورد خطاب قرار داده متوجه " وجه تشابه " بین آیاتی که زنان ایشان را مورد خطاب قرار داده می شویم:

۱- الله تعالی بسیار به تربیت رسولش و آموزاندن اخلاق حمیده به ایشان اهمیت داده است تا الگوی مسلمین و معلم آنان باشد.

بر همین منوال آیاتی در رابطه با اخلاق حمیده و امر به پاکی و دوری از رجس و پلیدی به سوی زنان رسول الله نازل آمده است .

۲- الله تعالی حتی امور خاص بین رسول الله و زنانش را ذکر فرموده است تا اهمیت این خاندان پاک برای مسلمین روشنتر شود .

۳- الله تعالی در آیاتی بسوی رسولش خطابهای شدیدی نیز آورده است که نه به معنای اینست که ایشان بسوى ستمکارى متمايل بوده بلکه به این معناست که نزدیکترین بندگان خداوند همیشه مورد خطاب و مسئولیتهای سنگینتر هستند.

مانند این آیه به رسول الله :

... و لئن اشرکت لیحبطن عملک ... و اگر شرک ورزی تباهکار شوی!

و مانند این آیه به زنان رسول الله :

قل ان کنتن تردن الحیاة الدنيا .... بگو ای زنان اگر خواستار زیور دنیایی هستید ....

يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلا مَّعْرُوفًا . الأحزاب- ۳۲ آية

اى زنان رسول الله شما بمانند ديگر زنان نیستید ... با نرمى و لطافت صحبت نکنيد ...

۴- و سرانجام رسول الله ، در کتابش مورد مدح و ستایشها قرار گرفت .

و همانطور زنان ایشان :

وقرن في بيوتكن ولا تبرجن تبرج الجاهلية الاولى واقمن الصلاة واتين الزكاة واطعن الله ورسوله انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ويطهركم تطهيرا

وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا

...خدا مى خواهد تمام ناپاکى ها را از شما بردارد، اى کسانى که ساکن این خانه ( خانه رسول الله ) هستید و شما را کاملا ً خالص گرداند.

 آنچه از آيات خدا در خانه هايتان خوانده مى شود و حکمتى را که در آن نهفته است بخاطر بسپاريد. خدا بلند مرتبه است، آگاه.

 سورة الأحزاب - آيات ۳۳- ۳۴

الله تعالى به آنان امر فرموده است تا به خوبى آيات قرآنى كه در خانه هايشان تلاوت مى شود را بخاطر بسپارند و همچنین به خوبی از دانش و حکمت رسول الله بهره برند زیرا آنان مسئولیتی در پیش خواهند داشت که آموزاندن و نقل آن آیات و حکمت است.

و در جمع و تدوین قرآن ،  بهمراه اصحاب رسول الله ، زنان رسول الله از بهترین منبع حفظ قرآن بودند و بسیاری از آیات و سوره ها توسط أمهات المؤمنين حفظ شده و در ميان حافظان قرآن ايشان نيز نقشى مهم در نقل قرآن داشتند.

اينست كه انكار مقام آن طاهره ها در حقيقت مترادف با انكار قرآن است كه ما را بسوى احترام به ايشان امر كرده است.

و احدی از مسلمین شکی ندارد که مسلمین در جمع و تدوین قرآن به قرآن موجود در خانه ی أم المؤمنين حفصه استناد كردند ، به همراه أم المؤمنين عايشه كه از هوش بسيار خوبى برخوردار بوده اند و حافظ قرآن و سنت رسول الله بوده اند.

مغرضان و دشمنان اسلام با دستاويزى به اخبار دروغين به أم المؤمنين عايشه نسبت دشمنى و جنگ بر علیه امام علی داده و ساز اهانت ها بسوی این طاهره بسر می دهند .

حال آنکه یکی از روایتهای مورد اعتبارشان اینست که رسول الله به علی می گوید:

إنه سيكون بينك وبين عائشة أمر " -أي أمر ظاهره الخلاف-، قال علي متعجباً ومصدّقاً: " أنا يا رسول الله؟! "، فقال النبي : " نعم "، قال علي: " أنا أشقاهم يا رسول الله "، فقال : " لا، ولكن إذا كان ذلك فارددها إلى مأمنها ". روى الحديث الإمام ابن حجر والإمام الهيثمي.

بین تو و عایشه امری پیش می آید پس تو او را به امانت گاهش ( خانه اش ) بازگردان.

و علی می گوید: پس من بدترین هستم! ( یعنی خود را ملامت شده می خواند! )

 

و رسول الله می گوید: نه ولی تو او را به امانت بازگردان.

در این خبر هرگز نه ملامتی ست به علی و نه عایشه و الا یکی را ظالم و یا دیگری را خارجی معرفی می کرد!

و امام علی نیز هرگز مقام مادرش را نادیده نگرفت و تمامی تاریخ آن بزرگوار را بکاوی جز احترام به مادرش نخواهی دید.

و تمام احاديثى كه از مقام و منزلت خويشان رسول الله سخن آورده از قول أم المؤمنين عايشه نصيب بيشتر داشته است كه نشانه ى احترام متقابل است و نه دشمنى.

و شكى نيست كه فتنه هايى كه در عهد امامت امام على رخ داد خارج از اراده و ميل امام و مؤمنين بوده است و قتل عثمان شهيد و فرار قاتلان او به عراق اولين فتيله ى مشكلات امام على بود.

در همه ى احوال اخبار و روايتها را نمى توان با چشمان بسته قبول کرد و هر خبری که خلاف آن در قرآن است بلاشک دروغ و تهمتی بیش نیست.

 

مانند اخبار و روایاتی که  بر ساز دشمنی بین یاران و نزدیکان رسول الله  می نوازد!

زیرا اگر احدی از آنان را مقصر شماریم مسلماً هرگز نمی توانیم به زنان رسول الله تهمت کفر و یا پلیدی داد زیرا در این صورت مخالفت صریح قرآن است.

و هر کس بخواهد با تهمت به زن پاک رسول الله از امام علی سخن گوید جز امام علی را مورد تهمت و اهانت قرار نداده است !

زیرا ما آیه ای صریح در دفاع از امام علی بصورت واضح ( جز آیات عمومی در مدح مهاجرین ) نداریم حال آنکه آیاتی صریح در دفاع از زنان رسول الله و امر به احترامشان داریم.

پس کسانی که سنگ محبت امام علی را به سینه می کوبند بدانند که این بزرگوار حاجتی به دروغسرایان ندارد و زندگی درخشانش گویای خیر و صلاح و احترام به مادرش عایشه است .

پس به مادر امام علی احترام قائل شوید اگر مؤمن هستيد!

النبي اولى بالمؤمنين من انفسهم وازواجه امهاتهم ....

 پيامبر به مؤمنان نزديکترو برتر است تا آنها به يکديگر و زنان او مانند مادران آنها هستند.




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 توسط أمة الله



بسم الله الرحمن الرحيم

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ

 اى کسانى که ايمان داريد، هرگاه بسوى اداى نماز ايستاديد ( خواستيد نماز ادا کنيد )

فَاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ

بايد: (۱) صورت خود را بشوييد، (۲) دست هايتان را تا آرنج بشوييد،

وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ (۳) سر خود را مسح ( آب ) بکشيد

وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ ....

و (۴) پاهايتان را تا قوزک پا  ( بشوييد.)سورة المائدة - آية ۶

دوستان اهل تشيع به ما ايرادها دارند كه اينجا ايرادهايشان رامي آورم:

 

۱- اينكه اهل سنت شستن پاها را از خودشان درست کرده اند!

 

۲- آیه ی وضو فقط بر مسح پاهاست و نه غسل آن

 

۳- مسح پا به همراه مسح سر آمده است

 

۴- اتصالی بین فعل شستن صورت و دستها  و پاها وجود ندارد

 

بیایید اکنون فقط الله تعالی را به مدد خواهیم تا جز بسوی کسب رضایش و طلب قبول اعمالمان سخن نگوییم و بر سخنی خلاف قرآن تمسک نجوییم.

 

الله تعالی در این آیات به وضوح از شستن  صورت و دستان تا حدود مرافق نام برده است.

 

و سپس از مسح سر به این صورت واضح سخن گفته است:

 

...وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ (۳) به سر خود مسح ( آب ) بکشيد 

 

 وامسحوا .. مسح  ( آب ) کنید به سرهایتان ...

 

خداوند در باره ی سرها و چگونگی لمس کردن نیز سخن گفته است:

 

.بِرُؤُوسِكُمْ..

 

 آوردن حرف " ب " قبل از رؤوسكم نشاندهنده ى اينست كه حتى رساندن مقدار کم آب هم كفايت مى كند و رساندن آب به تمام سر الزامى نيست.

 

اگر خداوند این حرف " ب " را نیاورده بود می شد :

 

وَامْسَحُواْ رُؤُوسِكُمْ ...

سرهايتان را مسح آب بكشيد ( آب به تمام سرهايتان برسد )

و حد نهایت مسح نیز روشن نشده است.

 

که آنوقت تمامی سر وکشاندن آب به تمام سر الزامی می شد.

 

پس از آنجایی که لمس کردن سر با مقداری آب است ، اينست كه مجرد مسح آبی كم و سطحى نيز كفايت مى كند.

 

اينجاست كه مى توان سؤال كرد: آيا مسح نمودن فقط با كشيدن دستان خيس ممكن است و راه ديگری نیست؟

 

جواب اینست:

 

نه اینطور نیست!

 

می توان تمام مراحل وضو را بدون بکارگرفتن دست نیز صحیح دانست.

 

مانند اینکه دستان را به زیر آب برد یا حتی در آب شناور شد!

 

و کشاندن مقداری آب به سر نیز تنها با دست کشیدن نیست و ممکن است این مقدار کم آب بصورت پاشیدن آب نیز انجام گیرد!

 

متاسفانه تقلید کورکورانه باعث شده عده ای مسلمان خیال کنند وضو گرفتن بایستی حتما با دست صورت گیرد و الا باطل است!!

و خیال می کنند کشیدن آب بر سر ، فقط با دست کشیدن است!

 

و اینست که مسح پاها را با دست کشیدن بر پشت پا کافی می بینند!!

 

و این یک اشتباه بسیار بزرگ است که بی توجه به لغت قرآن شایع شده است!

 

اینکه اهل سنت حکم شستن پاها را الزامی می دانند سببش بسیار قوی ست ولی متأسفانه عده اى اجازه ى فكر كردن را از عوام  مى ربايند!

 

سبب الزامی شدن شستن پاها و معطوف شمردن آن به فعل شستن ( فاغسلوا ) اینست که در ذکر  پاها (( وَأَرْجُلَكُمْ )) حرف " ب " وجود ندارد که با  مقدار کم كشاندن آب  به پاها و خیسی آب کفایت کند.

 

بلکه اطلاق کلمه ی  (( وَأَرْجُلَكُمْ )) خود بمعنای اینست که  و تمام پاها مورد بحث است و نه مقداری یا قسمتی از آن.

يعني ته پاها و بین انگشتان و پشت و رویش نیز داخل است.

 

و اینست که   تمام پاها را نمی توان با دست خیسی که بعد از کشاندن به موهای پیشانی ( حتی اگر طرف کچل هم باشد !! ) حسابی خشک شده ، با آب خيس كرد!

 

زيرا مسح آب يعني رسيدن آب به آنجا و نه اينكه خود را فريب دهيم و بگوییم:

 

خوب،  اولش دستمان خیس بود حالا خشک شده اشکالی ندارد حتی با وجود اینکه اثری از آب در دستان نباشد!

 

اینست که مسح یعنی کشاندن آب و اینکه اثر آب به آنجا برسد.

 

و عبارت " مسح " در زبان عربی استعمال همیشگی دارد و همیشه به معنای پوشش و رسیدن ا ست.

 

مانند عبارت " مسح السکانی " يعني شمارش و زير نظر گرفتن تعداد سکان یک شهر یا کشور.

یا " مسح الأمني " یعنی به زیر پوشش امني قرار دادن یک منطقه ( مانند مناطق جنگی عراق که همیشه تحت پوشش سربازان آمریکایی و پلیس منطقه ایست !!)

 

پس  " مسح " بمعنای نوعی پوشش است و فرقش با شستن در اینست که در شستن ، مقدار بیشتری آب مصرف می شود و در مسح آب ، به کمترین مقدار اکتفا می شود تا فقط اثر آن بماند.

و این حدود خداوند است تا کسانی با اسراف در آب ( آبها را در كوچه و مسجد روان سازند! ) ، به خداوند نسبت زور ندهند زیرا تکلیف یا امر خداوند همیشه واضح است.

 

و اینکه خداوند در این آیه حداقل حدود را نشان داده برای این است تا در سخت ترین حالت نیز امکان عمل بدان میسر باشد.

 

و هرگز به این معنا نیست که :  بیشتر از آن  حد مایه ی باطل شدن است!

 

و اگر الله تعالی بعد از آن نفرموده بود :

 

إِلَى الْكَعْبَيْنِ ( تا دو كعب )

 

ما ملزم می شدیم تمام پاهایمان را تا رانها بشوییم!

 

ولی خداوند حدود پاها را از دوبرآمدگی دو طرف پاها بالاتر نبرده است تا فقط منطقه ی پایین کعبین مد نظر باشد.

 

حال باز به آیه برگردیم که  با خطاب جمع آمده است:

 

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ

 اى کسانى که ايمان داريد، هرگاه بسوى اداى نماز بپا خواستید 

فَاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ

بايد: (۱) صورت خود را بشوييد، (۲) دست هايتان را تا آرنجها بشوييد،

وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ (۳) به سرهاى خود  مسح آب بکشيد ( مقدار کمی آب برسانيد )

وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ ....

و (۴) پاهايتان را تا دو قوزک پا بشوييد.

در کنار شستن دستها ( وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى) تا حدود آرنجها ( الْمَرَافِقِ  ) بصورت جمع  آمده است که طبیعی ست زیرا دستها یعنی دستان مجموعه ای افراد که  هر فرد دو آرنج دارد و در مجموع می شود : آرنجها  !

 

ولی متوجه می شویم در کنار یاد آوری " أَرْجُلَكُمْ " پاها دیگر سخن از قوزکها نیست والا می بایست اینچنین باشد:

 

و أرجلكم إلى الكعاب ...

 

و پاهایتان را تا قوزکها ..

 

و بجایش آمده :

 

و پاهایتان را تا دو قوزک ... الْكَعْبَيْنِ

 

و همه می دانیم مجموعه ی افراد بیشتر از ۲ کعب دارند!

 

و فقط این اشاره ایست به این حقیقت که هر پا دارای دو کعب است.

 

و اهل تشیع بدستور ملاهای بی سواد حق ندارند حتی بدانند ۲ کعبشان کجاست!

و اینست که به استخوان برجسته ى جلو پایشان می گویند " کعبین "!

 

در حالیکه با این حساب هر پایشان یک کعب بیشتر ندارد و اینست که در این آیه می بایست برای طرفداری از آنان بمانند " مرافق و ایدی " از " کعاب و ارجلکم " استفاده می شد!

همانطور که هر دست یک "مرفق " داشت و خداوند " مرافق " را در کنار " ایدی " آورده بود.

 

امیدوارم اهل تقوی متوجه باشند که نماز فقط با وضوی صحیح درست است و نقص در وضو یعنی کم کردن حدود خداوند.

 

و ما اجازه ندارم حدود خداوند را کم و ناقص کنیم .

 

ولی می توانیم بیشتر از آن را به نیت اجر بیشتر عمل نماییم .

 

مانند کشاندن مسح آب به تمامی سر هم برسانیم.

 

و شستن صورت را با آب به گردن و گوشها هم برسانیم.

 

( و اينست كه اهل سنت با اقتدا به رسول الله صلى الله عليه و سلم ، رساندن آب به بينى و دهان نيز براى نظافت عملى مستحب مى دانند )

 

و شستن پاها را به بالای کعبین هم برسانیم.

 

و همین امر در باره ی زکات و انفاق مال نیز صحیح است :

 

می توانیم بیش از حدود زکات از مال خود انفاق کنیم  که این عمل باعث " باطل شدن زکات " که نشده بلکه باعث اجر بیشتر است.

 

اللهم اهدني واهدِ بي




نوشته شده در تاريخ یکشنبه هجدهم فروردین 1387 توسط أمة الله



هميشه فرقه هاى مختلفى كه منتسب به اسلام هستند مدعى عصمت كامل انبياء يا امامان و يا اولياء يا همه ى آنها هستند!

و معتقدند : عصمت يعنى بدور بودن از هر خطا و اشتباهى.

كه اين صفت شايسته ى احدى جز خداوند نيست و قرآن شاهد است كه بشر خطاكار و فراموشكار هستند و اين به سبب محدوديت فيزيكى و عدم احاطه به علم كامل  است.

منظور من اين نيست كه انبياء و رسولان الهى تبه كار هستند و العياذ بالله ! 

بلكه منظور اينست كه فراموشى و خطا يك صفت طبيعى انسانى ست و الله تعالى ما را بخاطر فراموشى مؤاخذه نخواهد فرمود و اين دعا كه خداوند به رسولش و مؤمنين آموخته است ، شهادتى ست بر بخشندگی رحمن.

... ربنا لا تؤاخذنا إن نسينا أو أخطأنا ....

... پروردگار ما، اگر فراموش مى کنيم و يا مرتکب اشتباه مى شويم ما را محکوم نکن.

آیه ۲۸۶- سوره البقرة

الله تعالى در كتابش فرمايد:

واذا رايت الذين يخوضون في اياتنا فاعرض عنهم حتى يخوضوا في حديث غيره واما ينسينك الشيطان فلا تقعد بعد الذكرى مع القوم الظالمين

 اگر کسانى را ديدى  ( اى محمد ) که آيات ما را مسخره مى کنند، از آنها دورى کن تا به موضوع ديگرى بپردازند. اگر شيطان باعث شود که فراموش کنى، پس، به محض اينکه به ياد آوردى، با چنين مردم پليدى ننشين

سورة 6 - آية 68

الا ان يشاء الله واذكر ربك اذا نسيت وقل عسى ان يهدين ربي لاقرب من هذا رشدا

بدون اينکه بگويى، "ان شاء الله." اگر فراموش کردى   ( اى محمد ) اينکار بکنى، بايد فوراً پروردگارت را بياد آورى و بگويى، "باشد که پروردگارم من را هدايت کند تا دفعه بعد بهتر عمل کنم.

سورة 18 - آية 24

وقال للذي ظن انه ناج منهما اذكرني عند ربك فانساه الشيطان ذكر ربه فلبث في السجن بضع سنين

 سپس او به کسى که بنا بود که نجات پيدا کند گفت، "من را نزد اربابت بياد آور." اينچينين، شيطان باعث شد که او  ( يوسف ) پروردگارش را فراموش کند و در نتيجه، چند سالى بيشتر در زندان بماند.

سورة 12 - آية 42

فلما بلغا مجمع بينهما نسيا حوتهما فاتخذ سبيله في البحر سربا

هنگامى که به جاى که آنها به هم مى پيوستند رسيدند، ماهى خود را فراموش کردند ( موسى و همراهش ) و آن، به طور مرموزى راه خود را به رودخانه بازيافت.

سورة 18 - آية 61

قال لا تؤاخذني بما نسيت ولا ترهقني من امري عسرا

 او گفت، "معذرت مى خواهم من  ( موسى  ) را بخاطر فراموشى ام تنبيه نکن؛ با من زياد سخت گير نباش."

سورة 18 - آية 73

ولقد عهدنا الى ادم من قبل فنسي ولم نجد له عزما

 ما آدم را در گذشته امتحان کرديم، اما او فراموش کرد و ما او را بى اراده يافتيم.

سورة 20 - آية 115

سنقرؤك فلا تنسى

ما بر تو تلاوت خواهيم کرد؛  ( اى محمد )  فراموش نکن

سورة 87 - آية 6

وما نتنزل الا بامر ربك له ما بين ايدينا وما خلفنا وما بين ذلك وما كان ربك نسيا

 ما ( ملائكه )  پايين نمى آييم مگر به امر پروردگارت. گذشته ما، آينده ما و هر چه مابين آنها است متعلق به اوست.

پروردگار تو هرگز فراموشکار نيست.

 سورة 19 - آية 64

قال علمها عند ربي في كتاب لا يضل ربي ولا ينسى

او گفت، "علم آن در پرونده اى نزد پروردگار من است.

 پروردگار من هرگز نه اشتباه مى کند و نه فراموش مى نمايد."

سورة 20 - آية 52

اللهم اهدني و اهدِ بي

 




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 توسط أمة الله



بسم الله الرحمن الرحيم

با توجه به بحث خوبى كه با دوست و برادر آشنايمان  زد ايكس داشتم ، اظهار اين حقيقت بسيار الزامى بود كه مسلمين از صدر اسلام " اقتدا به رسول الله " در نحوه ی اجرای عبادات را در صدر اعمال خود قرار مى دادند كه نتيجه اش حفظ سنت صحيح و مسلم رسول الله صلى الله عليه و سلم شد.

احاديثى كه برايتان مى آوريم جوابى ست به كسانى كه " اهل سنت " را متهم مى كنند كه " حتى تعداد ركعتهاى نماز را هم نمى توانند از احاديث و سنت بيابند!! " و مرتب ما را تابع مشتى " عادات و رسوم " معرفى مى كنند !


نماز صبح :


حدثنا قتيبة بن سعيد حدثنا الفزاري يعني مروان بن معاوية عن عثمان بن حكيم الأنصاري قال أخبرني سعيد بن يسار أن بن عباس أخبره : أن رسول الله صلى الله عليه وسلم كان يقرأ في ركعتي الفجر في الأولى منهما { قولوا آمنا بالله وما أنزل إلينا } الآية التي في البقرة وفي الآخرة منهما { آمنا بالله واشهد بأنا مسلمون } رواه مسلم

... فرستاده ی خدا در دو رکعت صبح در اولی { قولوا آمنا بالله وما أنزل إلينا } می خواند و در رکعت آخرش { آمنا بالله واشهد بأنا مسلمون } می خواند.  روایت مسلم  


نماز ظهر :


حدثنا أبو نعيم قال حدثنا سفيان عن محمد بن المنكدر وإبراهيم بن ميسرة عن أنس رضي الله عنه قال : (( صليت الظهر مع النبي صلى الله عليه وسلم بالمدينة أربعا )) رواه البخاري

.. با پیامبر نماز ظهر را چهار رکعتی در مدینه ادا کردم . روایت بخاری


نماز عصر :

( تأكيد بر ۴ ركعت بودنش در اداى " ركعت سهو و سجده ى سهو آمده است )

حدثنا أبو بكر بن أبي شيبة وزهير بن حرب جميعا عن بن علية قال زهير حدثنا إسماعيل بن إبراهيم عن خالد عن أبي قلابة عن أبي المهلب عن عمران بن حصين : (( أن رسول الله صلى الله عليه وسلم صلى العصر فسلم في ثلاث ركعات ثم دخل منزله فقام إليه رجل يقال له الخرباق وكان في يديه طول فقال يا رسول الله فذكر له صنيعه وخرج غضبان يجر رداءه حتى انتهى إلى الناس فقال أصدق هذا قالوا نعم فصلى ركعة ثم سلم ثم سجد سجدتين ثم سلم)) رواه مسلم

فرستاده ی خدا نماز عصر را بجای آورد و در رکعت سوم سلام داد که مردی بنام خرباق بسویش آمد و به او خبر داد و رسول الله بسوی مردم آمد و گفت: آیا این مرد راست می گوید؟ گفتند: بله . پس یک رکعت خواند سپس دو سجده ی سهو را بجای آورد. روایت مسلم


نماز مغرب :

حدثنا أبو اليمان قال أخبرنا شعيب عن الزهري قال أخبرني سالم عن عبد الله بن عمر رضي الله عنهما قال : ((( رأيت النبي صلى الله عليه وسلم إذا أعجله السير يؤخر المغرب فيصليها ثلاثا ثم يسلم ))) رواه البخاري

پیامبر را دیدم که نماز مغرب را ۳ رکعت می خواند .... روایت بخاری

نماز عشاء :

حدثنا عبد الله بن يوسف قال أخبرنا مالك عن صالح بن كيسان عن عروة بن الزبير عن عائشة أم المؤمنين قالت : فرض الله الصلاة حين فرضها ركعتين ركعتين في الحضر والسفر فأقرت صلاة السفر وزيد في صلاة الحضر

... الله نماز را در ابتدا دو ركعت دو ركعت واجب كرد و نماز سفر بر اين اساس مقرر شد و بر نماز حضورى اضافه شد.


مع ضميمة حديث :

حَدَّثَنَا أَبُو الْيَمَانِ قَالَ أَخْبَرَنَا شُعَيْبٌ عَنْ الزُّهْرِيِّ قَالَ أَخْبَرَنِي سَالِمٌ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ
رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِذَا أَعْجَلَهُ السَّيْرُ فِي السَّفَرِ يُؤَخِّرُ صَلَاةَ الْمَغْرِبِ حَتَّى يَجْمَعَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ الْعِشَاءِ
قَالَ سَالِمٌ وَكَانَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا يَفْعَلُهُ إِذَا أَعْجَلَهُ السَّيْرُ وَيُقِيمُ الْمَغْرِبَ فَيُصَلِّيهَا ثَلَاثًا ثُمَّ يُسَلِّمُ ثُمَّ قَلَّمَا يَلْبَثُ حَتَّى يُقِيمَ الْعِشَاءَ فَيُصَلِّيهَا رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ يُسَلِّمُ وَلَا يُسَبِّحُ بَيْنَهُمَا بِرَكْعَةٍ وَلَا بَعْدَ الْعِشَاءِ بِسَجْدَةٍ حَتَّى يَقُومَ مِنْ جَوْفِ اللَّيْلِ رواه البخاري

... فرستاده ي خدا در سفر، نماز مغرب را به تأخير مى انداخت تا با نماز عشاء ادا كند.

و عبدالله بن عمر همين عمل را در سفر انجام مى داد و نماز مغرب را سه ركعت ادا مى كرد و سلام مى داد و بعد از مدت كوتاهى نماز عشاء را دو ركعت ادا كرده و سلام مى داد و بعد در جوف شب بلند مى شد.روايت بخاري


دلیل بر بیشتر از دو رکعت بودن نماز در غير سفر.

اين احاديث به خوبى نشان مى دهد كه مسلمين با اقتدا به رسول الله تعداد ركعات نماز را حفظ كردند و تغييرى در آن بوجود نياوردند.




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 توسط أمة الله



الحمد لله حمدا كثيرا وافياً كما يليق بجلال وجهه وينبغي لعظيم سلطانه...

بهترين ثنا و سپاس شایسته ی خداست سپاسی فراوان همانگونه که شایسته بزرگی ذات او و عظمت سلطان اوست ...

 

در كتاب الله ( قرآن ) از اشتباهات انبياء و رسولان الهي مثالهايى آورده شده است كه سرانجام به توبه ى آن خوبان انجاميده و حتى به مراحل بالاتر توبه كه " اصلاح و بسوى بهترين اعمال " مى بوده است.

و اشتباهات رسول الله در قرآن نيز به خوبى نشان دهنده ى اين حقيقت است كه او :

۱- انسانى بود طبيعى با قدرت و توانايى فيزيكى انسانى

۲- احاطه به " علم غيب " نداشت

۳- بسيارى اوقات داراى " اجتهادات " شخصى بوده است

۴- بعضى از اجتهادات شخصى او توسط خداوند مورد قبول نشده است

۵- خداوند تأكيد بسيار دقيقى بر اشتباهات رسولش نشان داده است تا به عنوان " شريعت " قلمداد نشود بلكه " اصلاح آن اشتباهات " وارد شريعت شود

حال بعضى از اشتباهات رسول الله در قرآن را مى آورم:

عَفَا اللّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُواْ وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ سورة التوبة - آية ۴۳...

خدا تو را بخشايد چرا به آنان اجازه دادی  .... ؟

 يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ ... [التحريم: 1]

چرا بر خود آنچه را خدا حلال کرده ، حرام مي كنى ... ؟

ما كان للنبي والذين آمنوا أن يستغفروا للمشركين ولو كانوا أولى قربى من بعد ما تبين لهم أنهم أصحاب الجحيم (113) وما كان استغفار إبراهيم لأبيه إلا عن موعدةٍ وعدها إياه فلما تبين له أنه عدوٌ لله تبرأ منه إن إبراهيم لأواهٌ حليمٌ{ ( التوبة : 113، 114

شايسته ي اين پیامبر ( محمد ) و ایمان آورندگان نیست که برای مشرکین طلب بخشش کنند حتی اگر نزدیکان خودشان باشند...  

ولا تصلِ على أحدٍ منهم مات أبداً ولا تقم على قبره إنهم كفروا بالله ورسوله ، وماتوا وهم فاسقون { ( التوبة : 84

بر هیچکدامشان ( منافقان ) اگر مرگش فرا رسید ، نماز مگذار و بر قبرش هم نایست براي اينكه آنان به خدا و فرستاده اش كفر ورزيدند ...

و جاى شك نيست كه اين اشتباهات در حقيقت اشاره ايست به اينكه حتى رسولان الهى هم مى توانستند خود اجتهادات فكرى و علمى ارائه دهند كه در صورت موافقت خداوند قابل تبعيت است و الا با " اصلاح آن اجتهادت  توسط الله تعالی "  بايستى مورد تبعيت واقع شوند.

و باز شكى نيست كه آياتى كه از اشتباهات فرستادگان الهی سخن آورده ، در حقيقت به تمامى انسانها روشن كرده است كه انسان به تنهايى " مصون و بدور از خطا نيست " مگر اینکه خالق جهانیان راهنما باشد.

اینست که " بدور بودن انبیاء و رسولان از خطا " قابل فهم است و شکی در آن نیست که هرگز " رها شده " نبودند و الا " رسالت " آنان شامل مجموعه ای از اجتهادات فردی بود که امکان اشتباه و خطایش وجود داشت و امکان تغییر آن بر اساس زمان و مکان هم حتمی می نمود.

پس ذکر اشتباهات رسول الله و دیگر رسولان الهی در حقیقت اثباتی ست بر " مصونیت آنان از اشتباه " و اثباتی ست بر " سلامت رسالت " آنان.و البته عبارت " عصمت به معنای دوری از خطا " نیست و این یک خطای شایع است همانطور كه برادر مسلم ( عبدلله مدير وبلاگ قرآن کافی ست  ) برایمان در قسمت نظرات یادآوری نمود.

اللهم اهدني و اهدِ بي




نوشته شده در تاريخ سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 توسط أمة الله



الحمدلله ...

برادر آشنای ما "زد ایکس " حرفش بر این قرار است که در دین اسلام خیلی چیزها وارد شده که " من درآوردی " ست یعنی " ماانزل الله " نیست و بر همین اساس بایستی قبول کنیم که هر لحظه ای امکان " تغییر و اصلاح آنها " وجود دارد برخلاف قرآن ( ماانزل الله ) که غیر قابل تغییر است.

حال با توجه به اینکه ایشان بحث را به نمازخوانی ما کشاندند و معتقدند که نماز ظهر ۴ رکعت ( کلا تمامی عدد رکعات را ساختگی می شناسد ) امری خدایی نیست  و" ماانزل الله " نیست و بر این اساس موقتاً براى حفظ وحدت مسلمين مى توان به اين ۴ ركعت عمل كرد ولى منتظر تغيير اين حكم " غيرخدايى " بايد بود!

و همچنین برادر زد ایکس ما را به یهود و نصارا هم تشبیه کرد که آنان هم معتقد به " مصلوب " شدن عیسی هستند و این " کثرت و قدمت اعتقاد " دلیل بر صحت نیست .

از ايشان اين سؤالات را دارم كه جواب دقيق ايشان ما را به فهم دقيق آراء ايشان نزديك خواهد ساخت:

ما می توانیم تاریخ دقیق شروع اعتقاد یهود و نصاری را در باره " صلیب و فرزند خواندن عیسی " را تشخیص دهیم که از هنگامی شروع شد که یهود فردی را به صلیب زده و او " شبیه عیسی " بود تا جایی که تعدادى از " مؤمنين " هم باورشان شد كه عيسى كشته و به صليب زده شد.البته يهود بنابه شهادت و گواهی " قرآن " و تاریخ ، بر این عملشان " متأكد " نبوده و نيستند و امر بر آنها " مشتبه " باقى ماند!

قصد من اینست که تاریخ این " دروغ قدیمی " می تواند قابل " کشف " باشد.

حال شما بما خبر دهید تاریخ دقیق اختراع " عدد رکعات نماز " از کی و توسط چه کسانی صورت گرفت؟!

آیا این اختراع به قول خودتان " بشری " ، از خود رسول الله بوده یا صحابه یا خلفای راشدین یا شاهان بنی امیه و یا بنی عباس و یا ... عثمانی ها !؟

احتمالاً هر اختراعى سببى هم دارد ، مثلاً اختراع " مصلوب كردن و قتل عيسى " توسط يهود بر اين اساس بود كه آنان معتقد بودند عيسى " مدعى دروغين نبوت " است كه بنابه دستور كتابهايشان مدعيان دروغين را مى بايست " مصلوب " كنند و مصلوب كردن به معناى " ملعون شمردن " مى دانستند.و بر اين اساس مى خواستند ثابت كنند كه اگر عیسی پیامبر باشد خدا نمی گذارد به " صلیب "زده شود!

و  الله تعالى شأن عيسى عليه السلام را بالا برد و او توسط یهود نه كشته شد و نه مصلوب شد .(... إني متوفيك و رافعك إلي .... " قرآن " )

اميدوارم ضمن معرفى مخترع و تاريخ اختراع " عدد ركعات " باز يك امر ديگر را هم برایم روشن نمایید و آن اینکه منظورتان از این جمله چیست :

" باید به این نکته دقت کنید که یقین تنها در قران است و ما بقی رسم و رسوم همه از جانب بشر بوجود آمده اند و به همین جهت قابل تغییرند . - نقل قول زدایکس "

آیا این عدد رکعات توسط هر بشری به ما رسیده است یا این  بشر " فرستاده ی خدا " بوده است؟

و آیا " تغییر " می تواند توسط هر شخصی صورت گیرد یا اینکه بایستی " یک رسول " و فرستاده ی دیگر از سوی الله فرستاده شود تا عادتها و رسومها را " تغییر " دهد!؟

و آیا شما رسول الله محمد صلی الله علیه و سلم را آخرین فرستاده ی خدا در میان  زمینیان می شناسید یا منتظر اشخاصی دیگر  هستید تا رسوم را عوض كنند و فقط ( به قول خودتان ) به شما " ما انزل الله " را نشان دهند؟

البته این سؤالهاى من را اهانت تلقى نكنيد زيرا در حقيقت براى دفاع از " مسلمان بودن " شما آورده ام و بس.

و قرآن ( کتابی که قبولش دارید ) بما خبر داده كه فرستاده اى دیگر از جانب خدا نخواهد آمد و محمد آخرين فرستاده ى خداوند بر زمينيان بود و شريعتش جاويد خواهد ماند.

اللهم اهدني و اهدِ بي




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 توسط أمة الله



الحمد لله حمدا كثيرا وافياً كما يليق بجلال وجهه وينبغي لعظيم سلطانه...

بهترين ثنا و سپاس شایسته ی خداست سپاسی فراوان همانگونه که شایسته بزرگی ذات او و عظمت سلطان اوست ...

 

دوست و برادر آشنای ما "زد ایکس " مدیر وبلاگ تعبد بدنبال مفهوم واقعی " مسلمانی " ست و اینست که می خواهند فقط به اوامر الهی توجه کرده و تنها با عمل به اوامر الله تعالی ( ما انزل الله ) به عنوان " مسلمان " عمل کنند.

بسیار عالیست و برای ایشان اكنون اوامر الهی را خواهم آورد و یقین دارم با جان و دل قبول خواهد کرد.

 

يا ايها الذين امنوا اطيعوا الله واطيعوا الرسول واولي الامر منكم فان تنازعتم في شيء فردوه الى الله والرسول ان كنتم تؤمنون بالله واليوم الاخر ذلك خير واحسن تاويلا

 اى کسانى که ايمان داريد، از خدا اطاعت نماييد و از رسول اطاعت کنيد و از کسانى که در ميان شما اداره امور را در دست دارند. چنانچه در هر موضوعى اختلاف پيدا کرديد، به خدا و رسول مراجعه کنيد، اگر واقعا ً به خدا و روز آخر ايمان دارند. اين برايتان بهتر است و بهترين راه حل را به شما نشان مى دهد

سورة 4 - آية 59

 

 

واطيعوا الله واطيعوا الرسول واحذروا فان توليتم فاعلموا انما على رسولنا البلاغ المبين

بايد از خدا اطاعت کنيد و از رسول اطاعت کنيد و آگاه باشيد. اگر روى بگردانيد، پس بدانيد که تنها وظيفه رسول ما اين است که پيغام را به بهترين وجه برساند

سورة 5 - آية 92

 

قل اطيعوا الله واطيعوا الرسول فان تولوا فانما عليه ما حمل وعليكم ما حملتم وان تطيعوه تهتدوا وما على الرسول الا البلاغ المبين

بگو، "از خدا اطاعت کنيد و از رسول اطاعت کنيد." اگر خود دارى کنند، پس او مسئول تعهدات خويش است و شما مسئول تعهدات خود هستيد. اگر شما از او اطاعت کنيد، هدايت خواهيد شد. تنها وظيفه رسول تحويل (پيام) است

سورة 24 - آية 54

 

 

واقيموا الصلاة واتوا الزكاة واطيعوا الرسول لعلكم ترحمون

نماز را بجا بياوريد و انفاق واجب (زکات) را بدهيد و از رسول اطاعت کنيد، تا باشد که به رحمت دست يابيد

سورة 24 - آية 56

 

يا ايها الذين امنوا اطيعوا الله واطيعوا الرسول ولا تبطلوا اعمالكم

اى کسانى که ايمان داريد، بايد از خدا اطاعت کنيد و از رسول اطاعت نماييد. در غير اينصورت، تمام اعمالتان بيهوده خواهد بود.

سورة 47 - آية 33

 

واطيعوا الله واطيعوا الرسول فان توليتم فانما على رسولنا البلاغ المبين

از خدا اطاعت کنيد و از رسول اطاعت کنيد. اگر شما رو برگردانيد، پس مأموريت رسول ما رساندن پيغام است.

 

سورة 64 - آية 12

واطيعوا الله ورسوله ولا تنازعوا فتفشلوا وتذهب ريحكم واصبروا ان الله مع الصابرين

از خدا و رسولش اطاعت کنيد و در ميان خودتان اختلاف نکنيد، تا مبادا شکست بخوريد و نيروى خود را پراکنده سازيد. بايد صبورانه استقامت کنيد. خدا با کسانى است که صبورانه مقاومت مى کنند.

سورة 8 - آية 46

 

 

حال ببینیم  چرا الله تعالی ما را به اطاعت از خودش خوانده سپس اطاعت از رسولش را

نيز آورده ؟

مگر اطاعت از الله بواسطه ی اطاعت از رسول نبود؟

مگر مسلمین با اطاعت و قبول پیامبر به " اطاعت از الله " نرسیده بودند؟

پس اطاعت از رسول امری زیادی ست؟!

آیا دلیلی دارد که الله به ما تذکر داده :

۱- نماز را بپای دارید ( مگر رسول این خبر را بما نداد  ؟)

۲- زکات را بدهید ( مگر رسول این خبر را بما نداد  ؟)

۳ـ از فرستاده اش اطاعت کنید ؟

مگر دو امر سابق ( نماز و زکات ) در سایه ی اطاعت از رسول نبود ؟

مگر غیر از این بود که مردم با تبعیت از رسول راضی به برپایی نماز و دادن زکات شدند؟

اینست که برادر مؤمن توجه ی شما را به اين امر جلب مي كنم كه اطاعت از رسول به معناى اين بود كه او :

رسول الله براى شما معلمى ست كه راههاى اطاعت از الله را روشن نشان مى دهد زيرا خود نمونه و الگوی شامل " اطاعت از الله " در زمین است.

به این آیه توجه فرمایید:

واطيعوا الله ورسوله ولا تنازعوا فتفشلوا وتذهب ريحكم واصبروا ان الله مع الصابرين

از خدا و رسولش اطاعت کنيد و در ميان خودتان اختلاف نکنيد، تا مبادا شکست بخوريد و نيروى خود را پراکنده سازيد. بايد صبورانه استقامت کنيد. خدا با کسانى است که صبورانه مقاومت مى کنند.

سورة 8 - آية 46

يا ايها الذين امنوا اطيعوا الله واطيعوا الرسول واولي الامر منكم فان تنازعتم في شيء فردوه الى الله والرسول ان كنتم تؤمنون بالله واليوم الاخر ذلك خير واحسن تاويلا

 سورة 4 - آية 59

فکر می کنید چرا ایمان آورندگان بایستی منازعه و اختلاف داشته باشند و اختلاف بر سر چه می تواند باشد؟!

آیا بر سر " ما انزل الله " و اوامر خدایی ست که به او ایمان آورده اند؟

یا اموری ست که برایشان مشخص نشده و حرف و بحثهایی وجود دارد؟

پس چرا الله تعالی خودش منازعه را حل نکرده و به رسولش واگذاشته است؟

و چرا الله تعالی از آن امور مورد خلاف سخنی نیاورده و بلکه آنرا بصورت عام (  فان تنازعتم في شيء اختلاف در هر چیزی ! ) نام برده و رسولش را بعد از خودش ( الله ) مرجع حل نزاع و خلاف معرفی فرموده است؟

اینها اموری ست برادر آشنا که بایستی بدان توجه فرمایید.

و اینکه کتاب الله برای حل اختلافات ما ۲ مرجع ذکر فرموده ( الله و رسولش ) نشان دهنده ی اینست که به دو مرجع  " ما انزل الله " و " روش رسولش " در حل خلاف توجه شود.

شما  ( زد ایکس ) امت اسلام را به یهود و نصاری تشبیه کردید که بسیار غیر علمی و فاقد دقت  است و مختصرا برایتان ذکر نمایم:

یهود و نصاری در ادعای خودشان ( کشتن و به صلیب زدن عیسی ) در حقیقت تمامی رسالت عیسی را نابود کردند زیرا این ادعا مفهومش این بود که :

خدا تنها فرزندش را رها کرد تا به صلیب زده شود ( قربانی شود ! ) تا آنگاه گنه کاران و تبه کاران به جهنم نروند !!

و این عقیده شان هدم ۲ پایه ی اساسی شریعت عیسی بود :

۱- توحید : الله تعالی کسی را به فرزندی نگرفت.

۲- جزا و حساب : هر کسی  سزای اعمال خود را در روز حساب خواهد دید و کسی قربانی کسی نیست!

 

حال بر کدام اساس ، نماز خوانی مسلمین را به این امت گمراه ( عیسی پرستان و مدعيان يهود! ) تشبیه ساختید!؟

این ظلمی آشکار است زیرا حفظ نماز در امت اسلام داراى اين خاصيتهای مهم است :

۱- اساس شریعت اسلام بر یکتاپرستی ذات الله تعالی محفوظ است.

۲- تمامی ارکان این واجب عبادی ( نماز ) بنابه " ماانزل الله " محفوظ است.

۳- شهادت و گواهی قرآن بر اینست که رسول الله بارها نماز را بر جماعت مسلمین بپای داشته است که تمامی ارکان آن ادا شده است.

۴- تمامی مسلمین با ادای این واجب بزرگ ،  متجلی " امت واحده " اسلام هستند و شما نیز بر این اتحاد صحت گذاشتید!

شما نتوانستید شکل زیباتری از نماز را برایمان بیاورید و اگر ازشما خواسته شود نمازی را برایمان اختراع کنید احتمالاً اين اشكال را خواهد داشت :

۱- فاقد نظم و ترتيب خواهد بود!

۲ـ نمي توان به جماعت ادا كرد زيرا اداى يك امر جماعى بايستى منظم باشد.

۳- اوقاتش نامشخص خواهد بود و بخاطر همين نخواهيد توانست به تمام مردم اطلاع دقيق بدهيد تا خود را از قبل آماده ى اين امر جماعى كنند!

پس بیایید برگردیم به این اصل که " اطاعت از رسول " در این امر عبادی به معنای تکمیلی امر خداوند بوده است و نه اینکه مخالفت یا تغییر در امر خدا ایجاد شود.

الله تعالی با تأكيد صريح بر " وجوب " و الزامى بودن نماز و اينكه " جماعت خوانى " اش حتى در شدت و سختى و در وقت كارزار ( سوره نساء - آيه ۱۰۱تا ۱۰۳ ) نيز " الزامى " ست ، ما را امر فرموده كه بمانند همان مسلمينى كه در صفهایی منظم به امامت و پیشوایی رسول الله نماز را بجای آوردند  ما نیز بایستی منظم و مرتب این عبادت را بجای آوریم.

و نظام و ترتیب اوقات و طریقه ی ادای این واجب توسط رسولش بما نمایانده شده است.

و این ترتیب اوقات و عدد رکعات مکمل " اطاعت از الله " در ادای این واجب است که الله تعالی آنرا در کتابش ذکر نکرده تا رسولش به امت نشان دهد.

و الله تعالى  " اطاعت از رسولش " را موازی با اطاعت از خودش ( ما انزل الله  ) معرفی فرموده است.

و شما هم با من موافقید که امر رسول الله به هجرت ( بسوی حبشه ) توسط الله تعالی مشخص نشد ولی رسولش آنرا مشخص نمود .

و فکر نکنم منکر " هجرت " مسلمین از مکه به مدینه ( حبشه سابق ) باشید زیرا الله تعالی با ذکر " مهاجرین " ( مسافران مؤمن اهل مكه ) اين حقيقت را آشكار نموده است.

اللهم اهدني و اهدِ بي




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یازدهم فروردین 1387 توسط أمة الله



بسم الله الرحمن الرحيم

دوست و برادر آشنايمان " زد ايكس " مدير وبلاگ تعبد سخنان زیبایی را برایمان می آورد که حقیقتاً بايستى ما را به تفكر وادارد تا با " دليل و برهان " از دين و شريعت اسلام دفاع كنيم نه اينكه كوركورانه سخنان گذشتگان را تکرار کنیم!

ایشان از من پرسیدند:

""  آیا اقول گذشتگان صلاحیت آن را دارند که " ما انزل الله " محسوب شوند ؟ ""

( نقل قول از زد ايكس )

 

جواب من ( أمة الله ) :

 نه برادر خوب و مؤمن .

" ما أنزل الله " فقط در كتاب الله است.

و قول گذشتگان يا افتخار و شاهدى بر نيكوكارى و صلاح أمت است كه در اينصورت از آن استفاده ى ادبى شده و الگوی خوبی قرار گرفته می شود.

مانند عدل و گذشت رسول الله نسبت به دشمنانش در روز فتح مکه که آنان را بمانند اهل و بقیه ی مسلمین مورد مرحمت قرار داد.

مسلماً هر سخنی که از گذشتگان بما می رسد یقینا نمی تواند 100% صحیح باشد مگر اینکه شاهد قرآنی داشته باشد.

مانند نماز مسلمین به امامت رسول الله در جنگ که قرآن آنرا ذکر کرده است و خود نشان دهنده ی چند حقیقت است:

1- نماز جماعت نبایستی هرگز رها شود حتی در حالت جنگ و سختی ، بلکه بایستی احتیاط های لازم را انجام داده بمانند اشاره ی قرآن به اینکه مسلمین دو دسته شوند یک دسته نماز بپای دارند و دیگری به پاسداری مشغول باشند و از سلاحشان غافل نشوند تا دشمن سوء استفاده نكند و بر آنان هجوم نياورد.

 واذا كنت فيهم فاقمت لهم الصلاه فلتقم طائفه منهم معك ولياخذوا اسلحتهم فاذا سجدوا فليكونوا من ورائكم ولتات طائفه اخرى لم يصلوا فليصلوا معك ولياخذوا حذرهم واسلحتهم ود الذين كفروا لو تغفلون عن اسلحتكم وامتعتكم فيميلون عليكم ميله واحده ولا جناح عليكم ان كان بكم اذى من مطر او كنتم مرضى ان تضعوا اسلحتكم وخذوا حذركم ان الله اعد للكافرين عذابا مهينا . النساء (آية:102):

2- امام يا رهبر مسلمين بايستى مؤمنين را به آماده بودن و هوشيارى عليه دشمن بخواند .

3- اين شهادت قرآني دليلى ست كه مسلمين به خوبى نمازخواندن رسول الله را ديده اند و اينست كه بخوبى بمانند قرآن آن را حفظ و به آيندگان رساندند.

و این شهادتی ست که اگر نماز جماعت فرض نبود اولی تر این بود که در حالت جنگ و سختی خوانده نشود! "

ایشان باز برایم نوشت:

بنابر این اگر " ما انزل الله " تنها قران است و باز هم اگر ما تنها باید از ما انزل الله حکم دین صادر کنیم پس چرا مذهبیون صدهها و یا هزاران حکم از احکام تعبدی دینشان را از احادیث و روایات استخراج کرده اند ؟ مگر حکم تنها از آن خدا نیست و مگر " ما انزل الله " تنها قران نیست به چه سبب اصحاب مذاهب احکام مهم و حیاتی دینشان را از غیر وحی خدا استخراج می کنند ؟ مگر محمد از خود می توانسته حکم دین صادر کند و خالق شریعت شود ؟ مگر احادیث و روایات منتسب به رسول الله می توانند صلاحیت آن را داشته باشند که انتقال دهنده خوبی برای " ما انزل الله " باشند ؟

به طور مثال آنها مدعی هستند که خداوند به محمد نماز را یاد داد ه تا او طریقه نماز را به ما یاد دهد و وقتی از آنها مدرک و سند برای این " ما انزل الله " می خواهیم آنها احادیث و روایات به ما نشان می دهند در صورتی که " ما انزل الله " تنها قران است !

اما آنها این " ما انزل الله " و قران دومی که نامش را سنت گذاشته اند از کجا آورده اند ؟؟ آیا احادیث و روایات منتسب به صالحین گذشته چیزی غیر از حدس و گمان است که کفار مکه هم به خیال اینکه احکام خداوند در آن جای دارد کور کورانه از آن تبعیت می کردند ؟


سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللّهُ مَاأَشْرَكْنَا وَلاَآبَاؤُنَا وَلاَحَرَّمْنَا مِن شَيْ‏ءٍ كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ حَتَّى‏ ذَاقُوا بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِندَكُم مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ(148/الاَنعام)
مشركين خواهند گفت كه اگر خدا ميخواست ما و پدرانمان مشرك نميشديم و چيزي را حرام نميكرديم. افرادي هم كه قبل از آنها بودند همينطور منكر رسالت پيغمبران شدند تا اينكه عذاب ما را چشيدند. بگو آيا علمي پيش شما است؟ اگر هست آن را براي ما ابراز كنيد. شما فقط از گمان پيروي ميكنيد و فقط حدس ميزنيد.

  (نقل قول مختصر از زد ایکس )

 

جواب من ( أمة الله ) :


برادر مؤمن

به خوبى متوجه ى سخنانتان هستم ولى الله تعالى اين سخن زيبا را براى ما و شما نازل فرموده است:

يا ايها الذين امنوا كونوا قوامين لله شهداء بالقسط ولا يجرمنكم شنان قوم

على الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوى واتقوا الله ان الله خبير بما تعملون


اى کسانى که ايمان داريد، بايد کاملا ً منصف باشيد و هنگامى که شهادت مى دهيد، خدا را در نظر داشته باشيد. مبادا اختلافى که با بعضى از مردم داريد شما را به بى عدالتى وا دارد. شما بايد کاملا ً منصف باشيد، زيرا پرهيزگارانه تر است. خدا را در نظر داشته باشيد. خدا از آنچه مى کنيد کاملا ً آگاه است.

سورة 5 - آية 8
 
ما همه مى دانيم تورات و انجيل تحريف شدند و مى دانيم توسط كسانى اين تحريف صورت گرفت که خود را مبلغین آن و دعوت کنندگان به آن معرفی می کردند!!

و الله تعالی فرموده است:

فويل للذين يكتبون الكتاب بايديهم ثم يقولون هذا من عند الله ليشتروا به ثمنا قليلا فويل لهم مما كتبت ايديهم وويل لهم مما يكسبون . سورة 2 - آية 79

پس وای بر آنان که خود به دستان خودشان  کتاب می نویسند (  نظر و فکر خودشان را  می نویسند )سپس نوشته هایشان را به خداوند نسبت می دهند

من الذين هادوا يحرفون الكلم عن مواضعه .... سورة 4 - آية 46

فبما نقضهم ميثاقهم لعناهم وجعلنا قلوبهم قاسية يحرفون الكلم عن مواضعه ونسوا حظا مما ذكروا به ولا تزال تطلع على خائنة منهم الا قليلا منهم ... سورة 5 - آية 13

همانطور كه مى خوانيم يهود ( بني اسرائيل ) با دستان خود مى نوشتند و آنرا به خداوند نسبت مى دادند .

و يا اينكه كلمات و نوشته هاى خداوند ( كتاب آسمانى ) را جابجا كرده و مفهومش را عوض مى كردند.

با دقت به اين حقيقت توجه فرماييد كه اصحاب رسول الله نه تنها مورد مدح خداوند در قرآن واقع شده اند كه الله تعالى بما خبر مى دهد كه حتى در تورات و انجيل هم از آنان ( ياران محمد ) نوشتيم!

محمد رسول الله والذين معه اشداء على الكفار رحماء بينهم تراهم ركعا سجدا يبتغون فضلا من الله ورضوانا سيماهم في وجوههم من اثر السجود ذلك مثلهم في التوراة ومثلهم في الانجيل كزرع اخرج شطاه فازره فاستغلظ فاستوى على سوقه يعجب الزراع ليغيظ بهم الكفار وعد الله الذين امنوا وعملوا الصالحات منهم مغفرة واجرا عظيما

محمد_ رسول خدا_ و کسانى که با او هستند در مقابل کافران خشن و سخت گيرند، اما در بين خودشان مهربان و دلسوزند. آنها را مى بينى که به رکوع مى روند و سجده مى کنند، بطوريکه در طلب رحمت و رضايت خدا هستند. علايم آنها در چهره هايشان است، بخاطر سجده کردن.  مثال و اشاره به  آنان در تورات است و مثال و اشاره به  آنان در انجيل هست بمانند  گياهانى  که بلندتر و تنومندتر از درخت اصلى رشد مى کنند و کشاورزان را خشنود مى سازند. او اينچنين کافران را خشمگين مى کند. خدا به کسانى که در ميانشان ايمان دارند و زندگى پرهيزکارانه اى را مى گذرانند عفو و پاداشى بزرگ وعده مى دهد.
سورة الفتح - آية 29
 
پس " أمت قرآن " بر خلاف ملت بني اسرائيل ، بهترين حافظ بر كتابش باقى ماندند و امانت خداوند را به خوبى حفظ كردند و اين است كه الله تعالىاين أمت را " بهترين أمت " خوانده است:

كنتم خير امة اخرجت للناس تامرون بالمعروف وتنهون عن المنكر وتؤمنون بالله ولو امن اهل الكتاب لكان خيرا لهم منهم المؤمنون واكثرهم الفاسقون

سورة آل عمران - آية 110

و همچنین این امت را " قضاوت كننده و شاهد بر ملت هاى ديگر " خوانده است :

وكذلك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء على الناس ويكون الرسول عليكم شهيدا ...

ما اينچنين شما را امتی معتدل ( تامیان امتها قضاوت کننده باشید ) قرار داديم، تا بر مردم شاهد باشيد و رسول بر شما شاهد باشد ...
 
و می دانیم خودتان بهتر از من بر فضایل یاران رسول الله آگاه هستید و حتماً خواهيد گفت:

سخن ما در باره ی " یاران رسول الله " نیست زیرا شکی بر امانت داری شان نیست بلکه سخن از کسانی ست که بعدها آمدند و دین را به دروغ عوض کرده و به یاران رسول الله نسبت دادند!

جوابم اینست :


برادر مؤمن

سخن از حفظ قرآن و رساندن آن به ما امرى ست كه لابد ما را به سوى اولين ناشران آن مى كشاند كه همان " ياران رسول الله محمد صلي الله عليه و سلم " بودند.

وأنگاه ما را بسوى فرزندان و نوه های آنان که " تابعین " بودند می کشاند.

و این دو قرن سر رشته ی این امت هستند زیرا اینان بودند که خبر از قرآن و فرستاده اش را برای مردمان نقل کردند.
و با ادامه ى اين حقيقت متوجه مى شويم كه همين دو قرن ، اسلام را بسوى كشورهاى خارج از مكه و مدينه رساندند .

و احدى بر امانت دارى شان شك نكرد و الا من و شما مى بايست جر و دعوايمان بر سر اين باشد كه " كدام سوره از قرآن است و كدام اضافه شده است " !!!

اينك به اين مسئله نزديك مى شويم كه به جز قرآن ، چه فرهنگ دیگری توسط " اولین دعوت کنندگان اسلام " به مردمان رسید.

( بله و اینجاست که شک شما و بسیاری شروع به آغاز می کند! )

اولین دعوت کنندگان اسلام ، مردمان را به خواندن قرآن در همه ی حالت " طهارت و پاکی " می خواندند و می گفتند برای اینست که این کتاب " مقدس " است و خداوند دستور داده که
فقط پاکان " مطهرین " آنرا لمس کنند.

و همچنین می گفتند : نماز را برای عبادت یکتا معبود عالم بپا دارید و قبل از شروع نماز
 " وضو " بگیرید . و برای مردمان نشان دادند که وضو چگونه است و چگونه مردان به " صف بایستند و فردی " امام " آنان شود و همه به او اقتدا کرده و بعد از رکوع " امام " به رکوع و بعد از سجده ی " امام " به سجده روند و تا امام نماز را تمام نکرده در حالت نماز باشند.
و به مردمان ياد دادند كه در نماز آيات قرآنى را تلاوت كنند و تأكيد داشتند كه حتماً " سوره ى الحمد لله رب العالمين " بهترين عبادت براى خداست ، خوانده شود و اينكه رسول الله بر مردم مى خوانده است.

و به مردمان ياد دادند كه در حالت هاى ركوع و سجود به تسبيح و حمد خداوند باشند و عبارت تسبيح و حمدش را به مردم آموزاندند.

آنان به مردم آموزاندند كه خداوند برايشان " زكات " مال مقدر كرده كه حق فقيران است و برايشان " مقدار آنرا " هم بيان كردند.

و براي مردمان از روزه و اوقات آن سخن آوردند .

و براى مردمان از حج خانه ى خدا سخن آوردند .

و برايشان از حكومت و مردم دارى و اينكه الله و رسول الله آنانرا به عدل و قسط امر فرموده است و اينكه مردم حق دارند حاكمان خود را مورد نصيحت قرار دهند و بايستى مراقب باشند تا " حاكمان " از حكم قرآن و شيوه ى رسولش " خارج نشوند.
اين ها و امور بسيارى توسط " اولين دعوت كنندگان اسلام " به مردم نشان داده شد .

اینها در زمانی رخ داد که مردمان جهان حتی فاقد قانونی مشخص برای عدل و قسط بودند و شیوه ی اختیار حاکمان و حکم آنان " اموری جبری و غیر قابل دخالت " می بود.

مردم ایران بهترین مثال بودند که حکم شاهان ساسانی حتی اجازه ی سواد آموزی را منحصر به خاندان شاهی کرده بود!!

و شاهان ساسانی مالک و صاحب همه ی دارایی مردم حتی نوامیس و دخترانشان بودند !

این است که مردم بهترین مثال برای " دینداری " و " حکومت " را در مسلمین  دیدند.
و اين بود كه اين دين توسط مردمان ساده و عادى مورد قبول و انتشار يافت.

انتشار اسلام را به " شمشير عربها " نسبت دادن نيز ظلمى بزرگ است.

زیرا حتی رفتن مجاهدان بسوی کشورها برای نشر اسلام را " فتح و گشایش " خواندند و این در زمانی بود که حاکمان ظالم جهان ،  کشورها را " اشغال " و تمامی دارایی مردمان را غارت می کردند.

و اولین کشور گشایان حکومت عمربن خطاب رضی الله عنهم جمیعا ، اولين حاكم ايراني كه
 " سلمان فارسى " بود را بر زادگاه خودش حاکم گماشتند و او اولین خطبه را برای مردمان کشورش بیان داشت.

و آنان نمونه ی صلاح و عدل بودند و هر شهری که به اسلام می گرویدند از خودشان " حاکم و فرمانروا " انتخاب می شد که در زمان " عمربن عبالعزیز " آخرین استان يا شهر ایرانی به فرمانروای همان شهر سپرده شد .

هدف از این اطاله و سخن رانی برادر این است که :

اسلام چهره ی خوبش را در میان ملت ها جلوه داد و حکمی بهتر از حکم آنان مشهور نشد.
 
حال مي خواهيد بفرماييد كه بسياري احكام به اسلام افزوده شده كه در قرآن نيست!

حال سؤال من اينست :

آيا آن احكامى كه توسط مسلمين به اجرا در مى آمد ، خوب بود يا بد؟

و گر " بد " است پس بایستی میزان سنجش آن بدی را هم بشناسیم یعنی به ما بگویید:

از کجا بعضی احکام " بد " وارد دین شده است؟

و از کجا فهمیدیم واقعاً آن احكام " بد " است؟!

و اينست كه بايستى يك " ميزان سنجش " براى خود داشته باشيم تا قضاوتمان بر اساس
 " قسط و عدل مورد رضاى خداوند " باشد.

اگر " قرآن " را میزان سنجش " خوب و بد شناسیم " پس بسیار عالیست و من با شما هستم.

ولی اگر بخواهیم " میزان سنجش خوب و بد " را از ملتهای منحرف سابق و گمراه بگیریم ، هرگز با شما نخواهم بود.
و نمازى كه توسط مسلمين شناخته شد مطابق با قرآن است و شما حركت يا ذكرى را در نماز نبايستى ادا نمايى جز اينكه هدف قرآنى " نماز " را نشان دهد كه " أقم الصلاة لذكري " بر پاداشتن نماز برای خداست " .


نماز برای قرب و توسل به " امام یا اولیاء " خلاف " " أقم الصلاة لذكري " بر پاداشتن نماز برای خداست .

اینست که نماز خوانی مسلمین موحد ، نمایش کامل و زيباى  عبادت خداوند است.

زیرا فقط " برای الله تعالی " بپای می شود.

آیا شما می توانید با توجه به قرآن این کتاب آسمانی بما بگویید نماز موحدین خطاست؟

نماز مسلمین موحد حول " کعبه " خطاست؟

اگر خطا می شناسید برایم آیه ای از قرآن بیاورید که ثابت کند آنها غلط می خوانند و یا آیه ای در قرآن بیاورید که در آن ثابت شود امام حرم ( مسجدالحرام )  و يا امام هر مسجدى حق ندارد نماز ظهر را 4 رکعت بخواند و می بایست یک رکعت یا اصلا 10 رکعت یا هر جور دیگر بخوانديا حق ندارد سوره ى فاتحه " الحمد " را در هر ركعت تكرار كند و ...!؟

پس برادر خوب این نماز زیبای مسلمین حول کعبه شیوه ی تجلی بندگی انسانهای یکتاپرست به الله تعالی ست.
و این هماهنگی مسلمین در ادای نمازهایشان بدور کعبه و خارج از آن در دنیای خاکی ، باز نمايشى زيبا از نظام و ترتيبى ست كه مسلمين از فرستاده ى خداوند محمد عليه السلام آموختند.

و هر ذره خاك عالم با نظمى زيبا توسط خالقش نمايش مى شود .

اينست كه نماز مسلمين زيبايى اش نشاندهنده ى وجود " معلمى معصوم " است .

و اين نوع ارتباط " بنده و معبود " مورد اختلاف مسلمين نيست كه اوقات مشخصى دارد كه همان 5 اوقاتش است.

و احكام و ضرورتهايى نيز در اوقات مرض و سفر بما آموزانده شده كه لطف خداوند و رحمت او را به ما مى آموزاند و آن اينكه :

لا يكلف الله نفساً الا وسعها ...

خداوند كسى را بيشتر از تحمل و طاقتش به تكليف وانداشته است.
 
اللهم اهدني و اهدِ بي



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفتم فروردین 1387 توسط أمة الله



بسم الله الرحمن الرحيم

الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئك الذين هداهم الله واولئك هم اولوا الالباب .

آنها کسانى هستند که تمام کلمات را مى سنجند، سپس از بهترين پيروى مى کنند. اينان کسانى هستند که خدا هدايت کرده است؛ اينان خردمندانند

سورة 39 - آية 18

شايد دوستان فكر كنند هدفم دفاع از تك تك اخبار و روايتهايى ست كه امام بخارى برايمان نقل كرده است.

نه اينطور نيست!

تاريخ هر امتى سياه و سفيدهايى دارد .

و تاريخ امت اسلام درخشانى اش به افرادى ست كه به خوبى مى توانند حقيقت را از دروغ جدا سازند و اين است كه علماى امت اسلام بمانند انبياى بنى اسرائيل وصف شده اند.

زيرا علماى مخلص امت حاملان لواى توحيدى قرآن هستند و چهره ی حقیقی اسلام را نمایان می سازند.

ما از تاریخ خود نه تنها جدا نخواهیم شد که بدان افتخار خواهیم کرد.
هر قدر دروغ و افسانه بر اسلام روا داشته شود باز چهره ی نورانی شریعت نهان نخواهد نماند زیرا قرآن روشنگر راه است.

امام بخاری یکی از مجتهدان امت بود که بسوی نقل اخبار رسول الله و ياران و نیاکان و گذشتگان نشست و خود نیز با ارائه ی اندیشه ی کاوشگرانه اش ، علما را به سوى نقد نوشتارش برانگیخت!

هدفم اكنون فقط دفاع از يك ديدگاه متفکرانه و اجتهادی این امام ایران تبار است.

او در کتابش به تقسیم بندی اخبار و روایات نشسته و برای هر کدام بابی یا مبحثی اختصاص داده است که نشان دهنده ی این است  :

این شخص ارزش و اندازه ی اخبار را به خوبی درک می کرده است.

البته بسیاری اخبار را نقل کرده که  نشان دهنده ی فهم و احاطه ی  وسیع او ست.

فهم و اجتهاد او بیشتر از قرآن نشأت گرفته است و اینست که هر خبر یا روایت یا حدیثی که خلاف منهج قرآنی می دیده بدون تردد ترکش کرده است.

او حتی روایاتی را که در آن مدح ياران رسول الله و یا خویشان اوست را خیلی خوب تصنیف کرده است.

او به خوبی قرآن را درک کرده بوده و به روایات و اخبار قیمت و ارزشى  بالاتر از خودش نداده است.

و این بود که مثلاً ، آن دسته روايات و احاديث كه  در مدح اشخاص بوده است را در

قسمت " مناقب  اشخاص " قرار داده است.

زيرا به خوبى مى دانسته كه افرادى بمانند ابوبكر و عمر و عثمان و علي و بقيه ى مؤمنين هاشمى و غير هاشمى ، قريشى و غير قريشى ، جز مؤمنانى برجسته كه وظيفه شان را ادا كرده اند ، نيستند.

امام بخارى خوب مى دانسته كه مدح افراد به معناى شريعت سازى نيست و نخواهد بود زيرا شريعت و منهج اسلام ثابت است.

اسلامى كه در قرآن وجهى نورانى و روشن بخود دارد و در آن تمامى پایه های شریعت عیان است و نقصانی ندارد .

قرآن کتابی ست که با افتخار ، تمامی جهان را به تحدی فراخوانده که اگر می توانید " یک سوره ای به مثل آن " بیاورید!

قرآنی که با افتخار ، بنی اسرائیل  این قوم مجادل و بهانه آور را دعوت کرده تا بسوی قرآن آیند تا برایشان حقیقتها را روشن سازد.حقیقتهایی که به سبب تحریف و پنهانکاریهای احبار و رهبانهایشان نتوانستند بدان دست یابند.

و این سخن شیرین قرآن است:

ان هذا القران يقص على بني اسرائيل اكثر الذي هم فيه يختلفون .

اين قرآن بسيارى از موضوعات را براى بنى اسراييل حل مى کند؛ مسائلى که آنها هنوز اختلاف دارند.

سورة 27 - آية 76

چگونه است که این قرآن قادراست مشکلات و اختلافات بنی اسرائیل را حل کند و از حل مشکلات امت خودش عاجز ماند!؟

پس افسانه هایی که قرآن را " ناقص " و " غیرقابل فهم " معرفی می کند و این کتاب " مبین " را محتاج به کتابی دیگر برای " تبیین و آشکار سازی " اش معرفی کرده است ، تهمت و بهتان بيش نيست.

و اینست که امام بخاری به خوبی قدرت تمیز بین اصول شریعت و امور خارج از آن را از طریق فهم قرآن نشان داده است.

به همین خاطر بهترین راه درک این شخصیت اسلامی ، شناسايي نظر و دیدگاه او به اخبار و احادیث است .

حال بیایید به خوانندگان کتاب او بپردازیم.

بسیاری از خوانندگان او که مخالفین او هستند یا عمدی و یا سهوی به دیدگاه او توجهی ندارند بلکه اخبار او را به گونه ای دیگر مورد سوء استفاده قرار داده اند.

مثلاً روايات و اخبارى را كه امام بخارى در بخش " مناقب " افراد آورده را از مرتبه خارج ساخته و آن را به عنوان اساسيات شريعت مى دانند!

گویا این شریعت ابراهیمی فقط برای عده ای خاص نازل شده و بقیه ی مردم فقط نظاره گرانی بیش نیستند!

و گویا هدف از آفرینش و آوردن شریعت فقط شناسایی افرادی معدود است که بدون این شناسایی نه عمل شخص و نه تلاش شخص مورد قبول است!

و گویا انسانهای زنده ی جامعه بایستی شب و روز حسرت به دل بیاد مردگانی باشند که نه دسترسی به آنان ممکن است و نه قادر به حل مشکلات جامعه هستند!

این است که این گونه دیدگاه فقط برای رکود امت بنا شده است و بسیار خطرناک است زیرا نیت خفی و نهانی سردمدارانش را آشکار می سازد که سردرگمی امت و بیکار ماندن جهد و تلاش افراد  است.

امام بخاری هر چند در محدوده ی خود دسترسی به همه ی علوم برایش ممکن نبوده و حتی جمع روایات و اخبار بسیار مشقت زا می بوده است ولی به خوبی توانست فرق بین شریعت و اساس دین و امور فرعي را تشخيص دهد.

و اینست که مخلصان و مجتهدان امروزی به خوبی قادرند با دیدن روش این امام حتی به نقد اخبار و روایتهایش نشینند!

و مسلماً اين شخص بزرگوار اگر در میانمان بود هیچ تردیدی در قبول انتقاد به خود نداشت زیرا او خود به همین هدف دست به نگارش زده بود:

به هدف ارائه ی اسلام حقیقی و مبین از راه مفهوم شریعتی که توسط قرآن معرفی شده است.

به هدف ارائه ی فکر " اجتهادی " به امتی که قرآن را رها و به افسانه ها خود را مشغول ساخته بودند.

افسانه هایی که حتی با روح قرآن سازگار نیست.

مانند افسانه ی ظهور شخصی که دین را تکمیل می کند و بدون او دین ناقص است!

افسانه " امامت و وصایت " علی پسرعمو و داماد پیامبر.

امامتی که به غبارهای جهل آلوده است تا جایی که شخصیت امام علی رضی الله عنه را آلوده ساخته و او را " ترسو ، منافق ، اخفاكننده ي حقايق و همدست ظالمان " معرفى مى كند و او از همه ى اين افسانه ها بريئ مي بوده است.

بياييد دوباره ديدى نوين به دين اسلام داشته باشيم و حقيقت دين را از افسانه هاى دروغين جدا ساخته و چهره ی زیبای شریعت ابراهیمی را نمایان سازیم.

اللهم اهدني و اهدِ بي

 




نوشته شده در تاريخ سه شنبه ششم فروردین 1387 توسط أمة الله



 

وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهارم فروردین 1387 توسط أمة الله


درباره وبلاگ
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
نويسندگان
موضوعات
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
 
Blog Skin