تبليغاتX
معناى توحيد
معناى توحيد
بحثى آرام و زيبا در اثبات توحيد و يكتاپرستى و محو انواع مختلف شرك

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

... ومن اصدق من الله حديثا ...  سورة 4 - آية 87

...و چه کسی راستگوتر از خداوند است ؟....

بارها این سخن را شنیده و خود هم زمزمه کرده ایم ولی هرگاه این سخن را از شخصی شنیدیم كه او هم كيشمان نباشد ، گویا معنایش عوض می شود!!

و این حال بسیاری از مسلمین است که سخن خوب را از دوست و هم لباس خود می پسندند ولی غیر آن را هرگز !

گویا میزان خوب و بد ما هستیم و نه سخن !

و الله تعالی ما را به شنیدن سخنها امر می فرماید تا بوسیله ی شنیدن و تدبر بسوی قبول بهترین روانه شویم.

الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَ

أُولَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الأَلْبَابِ

 سورة الزمر - الآية ۱۸

بشارت ده به بندگانم همان کسانی که گفتار نیک می شنوند سپس از بهترینش پیروی می کنند همین ها هستند که خداوند راهنمایشان است و همین ها صاحب نیک خردان هستند.

بارها در این وبلاگ متواضع برایم تجربه شده که هرگاه از قرآن سخنی آوردم موجب خشم بسیاری شده ام زیرا مرا ابتدا خارج از حدود قبول خودشان دیده و سپس مهر رفض بر کلامم زدند !!

و توجه هم ندارند که تنها رشته ی اتصال خدایی ( قرآن ) ما را به تحکیم عادلانه و تعقل می خواند نه تعصب بر اساس موروثات آبا و اجداد!

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ

وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ

اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى

 وَاتَّقُواْ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ

.سورة 5 - آية 8

اى کسانى که ايمان داريد، بايد کاملا ً منصف باشيد و هنگامى که شهادت مى دهيد، خدا را در نظر داشته باشيد. مبادا اختلافى که با بعضى از مردم داريد شما را به بى عدالتى وا دارد. شما بايد کاملا ً منصف باشيد، زيرا پرهيزگارانه تر است. خدا را در نظر داشته باشيد. خدا از آنچه مى کنيد کاملا ً آگاه است.

هزاران کتاب به نام فرقه های مختلف منتشر است و هر کس قول خود را بهترین می شناسد در حالیکه زیباترین و آسان ترین قول متعلق به سخنان وحی است که بر قلب محمد صلی الله علیه و سلم نازل شد و بر زبانش جاری گشت و بر دل و زبان اتباع او تا روز قیامت جاری شده باقى ست.

ای کاش به جای اتهام و هجوم یکبار دل بی غش به صاحب دلها داده و از او طالب نور و هدایت می شدیم آنگاه سخنان دل ربای یکتا معبود را با گوش جان می شنیدیم و بر زبان دل جاری می کردیم که :

 الا بذکر الله تطمئن القلوب ...

 براستی که با یاد یکتا معبود است که دلها آرام می گیرد ...

اللهم اهدني و اهدِ بي

 




نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 توسط أمة الله



 

سنی نیوز: پژوهشگر ودانشمند شیعه عراقی به نتائجی دست یافته که اختلافات شیعه و سنی را برای همیشه از بین می برد!….یکی از پژوهشگران بزرگ وسرشناس شیعه عراق گفته است: به نتائجی دست یافته که اختلافات تاریخی شیعه با اهل سنت را کنار زده و ثابت می کند که این اختلافات هیچ ریشه و اساسی ندارد.

 



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 توسط أمة الله



الحمدلله ....
به سايتها و وبلاگهای اهل تشیع که برویم مرتب با این اصطلاحات معتاد اهل تشیع مواجه می شویم:

خانه ی وحی مورد هجوم واقع شد!

السلام علیکم ای خاندان رسالت و ای اهل بیت نبوت !

و اینها جزء مثالهای عادی معتاد اهل تشیع است و جزئی از آداب و شعائرشان است!

دوستان!

آیا وحی رشته ی اتصال بین خالق زمین و آسمان با یک بنده ی زمینی نیست؟

آیا این رشته متعلق و محدود به یک خانه بوده یا متعلق به شخص دریافت کننده ی وحی؟

مسلم است که جواب این است:

وحی رشته ی ارتباط بین رسول خداوند سبحانه و تعالی و فرشته ی نازل کننده ی وحی از سوی خالق سبحانه و تعالی ست.

و هرجا وحی نازل میشده هدف آن دریافت کننده ی آن یعنی رسول بوده است و نه مکان آن.

چه اماکن بسیاری که در آن رسول الله وحی دریافت می داشته است .

در سفر در خانه در حال نماز در حال ترتیب دادن صفهای مجاهدین و ....

اگر قرار بود مکان دریافت وحی مقدس شمرده شود ، تمامى خاك مكه و مدينه بالاخص خانه و مسجد رسول الله را دربر خواهد داشت.


حال ببينيم اهل تشيع به كجا وصف خانه ى وحى مى دهد؟

به خانه ى على بن ابى طالب و فاطمه رضي الله عنهما!

نمى دانم اين وصف به چه معناست!

آیا بدین معناست که رسول الله می رفته در خانه ی علی و فاطمه منتظر وحی میشده و بعد از دریافت وحی به خانه اش باز می گشته !!؟؟

یا اینکه اصلاً خانه ى على و فاطمه به شكلى دائمى محل نزول وحى بوده و نزول وحى در آن حتى ربطى به رسول الله خاتم النبيين هم نداشته است!!؟؟

در هر دو حال ، اين وصف به خانه ى على و فاطمه ، نشانه ى جهل مركب نامگذاران است!

زیرا علی هرگز ادعای رسالت و نبوت نداشته که بر او وحی نازل شود و در قرآن اثری از وحی به او نیست ، حال آنكه از وحى بر مريم و مادر موسى و حتى زنبور عسل سخن آمده است!

آيا وحى بر على و فاطمه به اهميت وحى بر زنبور عسل هم نبود كه اشاره اى به آن در قرآن شود!؟

حال بياييد بر سر اصطلاح ديگر اهل تشیع :

اهل بیت نبوت و خاندان رسالت !

این اصطلاح هم ریشه اش در اعتقادات اهل تشیع دارد که متوجه ختم نبوت و رسالت نیستند و خیال می کنند این مقام توسط علی به فرزندان و نوادگانشان سرایت کرده و ادامه خواهد یافت!!

در حالیکه رسالت یک مقام است که مختص به صاحب خاص خودش که رسول است دارد.

و جز رسولان الهی کسی حامل رسالت و نبوت نیستند.

پس دیگر خاندان رسالت بی معناست.

بهترین اصطلاح این است :

خویشان رسول الله .

خویشان مؤمن رسول الله كه شامل مؤمنين بني هاشم و نزديكان است.



نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیستم خرداد 1387 توسط أمة الله



 بسم الله الرحمن الرحیم
اقایان شیعة بسیار حِانب ادب را نسبت به ام المومنین رضی الله عنها رعایت کرده اند که همه را شرمنده نموده اند (کسانی که نسبت به همسر رسول الله سوء ادب دارند می ایند و از سیده عائشه خرده می گیرند که ایشان در نزد رسول الله بی ادبی می کرده
(در هرحال ان عزیزان با این دشمنی های شما و و تهمتهای شما بر درحِات و مقامشان در نزد خداوند افزوده می شود اما پاسخ :این حدیث که آیا شیطانت تو را اغوا کرده اولا ما از شما متن عربی را خواستاریم که بسیار راحتر هست ودر ضمن کسی هم نمیتواندبه میل خود حدیث را به فارسی ترحِمه کند :
اولاً رای علمای حدیث در مورد این حدیث (أخذك (وفي رواية ألبسك) شيطانك يا عائشة؟
قلت: فيه سعيد بن محمد بن إبراهيم التيمي. أما أبوه محمد فثقة غير أن ابن أبي حاتم والدارقطني ذكرا أنه لم يسمع من عائشة (العلل5/الورقة99). وأما ابنه (سعيد) فقد حكى يعقوب بن سفيان أن روايته عن أهل الكوفة ليست بشيء. (المعرفة والتاريخ1/426).
وذكر الحافظ في التلخيص الحبير 1/121 أن في الحديث أيضا فرج بن فضالة وهو ضعيف)

خوب این یک طریق حدیث که مشخص شد طریق بعدی از صحیح امام مسلم رحمه الله (ما کامل حدیث را می آوریم با لفظ (امام مسلم) کاری که کاربر شیعی نکرد و حدیث را بریده آورد تا بتواند خلاصه طعنه ای به سیده عائشه بزند و به قول خودشان صوابی هم ببرد (وفي صحيح مسلم (لقد جاءك شيطانك يا عائشة) حين أصابتها الغيرة.
هو في حديث رواه مسلم عن عائشة، قالت: إن رسول الله صلى الله عليه وسلم خرج من عندها ليلا. قال: فغِرْتُ عليه، فجاء فرأى ما أصنع، فقال: مالك يا عائشة! أَغِرْتِ؟ فقلت: وما ليَ لا يَغارُ مثلي على مثلك؟ فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: أقد جاءك شيطانُك؟ فقالت: يا رسول الله أو معي شيطان؟ قال نعم. قلت: ومعك يا رسول الله؟ قال نعم. ولكن الله أعانني عليه حتى أسلم«.
وسياق الحديث يأبى الطعن بعائشة فإنها قالت: « أمعي شيطان يا رسول الله؟ فقال نعم. قالت: ومع كل إنسان؟ قال نعم. قالت ومعك يا رسول الله؟ فقال نعم ولكن الله أعانني عليه فأسلم». هذا سياق مسلم بلفظه (4/2618 رقم2815).


پس مشخص شد شیطان با همه هست وفقط شامل سیده عائشه نمی شود بلکه رسول الله می گوید شامل من هم می شود همانطور که در حدیث آمده شامل شما اقای فدای ولایت هم می شود .
در ضمن در تمام زنان احساس (حسادت) هست و این حِیز طبیعی هست ولی خوب آقایان فقط ماله سیده عایشه را گرفتند دیگر حسادت زنان خود اهل و عیال خود را فراموش کرده اند .
واز همه مهمتر این نوع موضوعات در مورد سیدة فاطمه هم افتاده که ایشان هم حسادت کرده اند رضی الله عنها مثال(در بخاری آمده علی رضی الله عنه با دختر ابوحِهل قصد نکاح داشت و سیده فاطمه نگذاشتند به پدر شان شکایت بردند ).
وما می گوییم این امری طبیعی هست و نه بر عایشه وفاطمه رضی الله عنهن خرده ای هست).


در باب صحیح مسلم که (سیده عایشه پایش را دراز کرده بود بلکه مسئله اینطور هست که پیامبر برای نماز بیدار شده بود در شب و عایشه پایش در سحِده گاه پیامبر بود و شب هم تاریک وقتی پیامبر سحِده می کردند با دست به پای عایشه می زدند که پایش را بردارد واین خود از مسائل فقهی است که ایا لمس زن وضو را باطل می کند یا نه).
بنا براین این موضوع و تهمت هم روشن شد.

حدیث آخر که آورده اند عایشه به نبی صلی الله علیه وسلم فرمد (آیا فکر می کنی پیامبر خدایی اما پاسخ:أنت الذي تزعم أنك نبي (قول عائشة للنبي)
الحديث ضعيف. قال الحافظ الهيثمي « فيه محمد بن إسحاق وهو مدلس وقد عنعنه» (مجمع الزوائد4/322). وهو عين ما قاله الحافظ العراقي في تخريج إحياء علوم الدين (2/43). فالحديث معلول بالعنعنة. والمدلس تقبل روايته إذا كانت بلفظ (حدثني) ولا تقبل إذا قال (عن عن).
وإيراد الغزالي لها من جملة ما حشا به كتابه الإحياء من آلاف الأحاديث الضعيفة والموضوعة. وهذه الرواية بذاتها كانت سببا في توجيه نقد أهل العلم إليه. وقد وجه ابن الجوزي نقده إلى الغزالي لإيراده مثل هذا الحديث خاصة وحشو كتابه الإحياء بآلاف الأحاديث الضعيفة والموضوعة عامة. (أنظر صيد الخاطر ص 120).


خوب کار شیعه به حِایی رسیده که به کتاب غزالی استناد می کند آن همکتاب احیاء که هزاران حدیث ضعیف و موضوع در آن هست.
والله المستعان.






نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 توسط عبدالرحمن عمر



السلام عليكم  

اميدوارم از مطالب اين وبلاگ استفاده برید .

از تمامی دوستانی که با عباراتی دوستانه و محترمانه ما را مورد انتقاد یا

لطف خود قرار می دهند  متشکریم.

 این سایتها را به شما محترمان معرفی می کنم تا با ما همراه شوید.

انجمن اسلام نت

انجمن اینترنتی مسلمانان

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 توسط أمة الله



 

یک شیعه گفت:


(( اهل البیت دقیقا خانه ی اهل کسا بود!!! ))

جواب:

کجای قرآن سخن از اهل کساء آمده !!؟؟

از ابتدای آیات تطهیر و قبل و بعد تا آخرش فقط شخص رسول الله مخاطب شده که : یا ایها النبی قل لأزواجک ... ای پیامبر به زنانت بگو ...

و سپس خود زنان مخاطب واقع شده : یا نساء النبي ..... اي زنان پیامبر ....

کجا ربطش به دختر رسول الله دارد چه رسد به شوهر و نوه ؟؟؟

اهل البیت مشخص است که معرفه است و مشخص شده و آنهم اهل خانه ی رسول الله .

و خانه ی ایشان ساکنانش یک زن نبوده است که ام سلمه تنها یا عایشه تنها باشد و الا خطاب " یا نساء النبي " مفهومش بى معنا مى شد!

اهل : ساكنان

البيت : خانه ى رسول الله

تشيع براى خودش قصه ى كساء را براى انحراف آيه مى تراشد !

حال آنكه اقصى مفهوم اين روايت ناصحيح ! اين است كه بعد از نزول آيه رسول الله دختر و داماد و نوه هايش را جمع كرده و برايشان دعا كرده است و از آنجايى كه على براى زن رسول الله مرد نامحرم است ، اجازه نداده زنش به آنان نزديك شود و تنها به اين كفايت شده كه :

در جایت بمان که جایگاه تو بهترین است . زیرا آیه برای آنان نازل شده پس معلوم است که جایگاهشان بهترین بوده است.

عبارت انک علی خیر در روایت کساء :

على خير يعنى بر خير بودن و وقتى خير قبلش على بيايد يعنى برترين و بهترين.
و اگر می خواست بگوید : تو خوب هستی !
می گفت: انک بخیر !
و اين واقعيت را تشيع عرب نفهميده از كجا بفهمد وقتى ملاهايش به او خبر داده اند كه امامان معصوم بما اينجورى رسانده اند و شما هم فقط و فقط همین را بدانید و بس!!!

و عجیب تر از این !!!

چرا شیعه به روایات کسانی استناد می کند که از نظرش مرتد هستند!؟

مگر شرط قبول روایت از نظر تشیع عدالت راویانش نیست!!؟؟

جواب این است:

نه ابدا !!

زیرا کلا تشیع چیزی ندارد که برایش عدل قائل شود !!

آنان معتقدند قرآن توسط همین مرتدین جمع و نشر شد !!

و این است که یقینا و قلبا نمی توانند حتی قرآن را هم به دل بپذیرند !!

آخر چطور است که مرتد کارش امانت داری شود!!؟؟

دوباره همان اهل تشیع پرسید:

((در کجای قرآن هم گفته است که : زنان پیامبر همگی در یک خانه زندگی می کردند !؟!!؟!؟!؟ ))

جواب:


خوب مثل اينكه دوست داريد بدانيد بيت يا بيوت النبي يا حجرات چه معنایی داشته است.

قرآن کریم خانه ی رسول الله را با این اشکال یاد کرده است:

بیت

بیوت

حجرات

و همه می دانند که رسول الله صلی الله و ملائکته علیه و سلم دارای قصر نبوده که هر خانمی یک جناح بزرگ و خانه ی جدا داشته باشد که در آن طباخها و نوکرها هم باز هر کدام جناح خاص خود داشته باشند و مهمانان غریبه جایی و دوستان جایی دیگر!

خانه ی رسول الله یک خانه ی ساده بوده و در آن خانه اتاقهایی وجود داشته که به عربی " حجره " نامیده می شود.
پس هر خانمی اتاق خاص خودش داشته است که در آن مبیت و خصوصیت خودش و رسول الله می بوده است و هیچ زنی بی اجازه حق ورود به خانه ی دیگری نداشته است همانطور که رسول الله با هر زنی در اتاق خودش خلوت می کرده است.

و قرآن همه ی اشکال را نام برده و بیت در حقیقت به مفهوم مکان " مبیت " یا آسایش است نه اینکه حتما هر خانه ای دیواری جدا داشته باشد و این است که مثلا در روایتی از انس رضی الله عنه هست که می دید شب رسول الله به اتاق زنانش می رفته است. البته هدفم بررسی تک تک روایات نیست و فقط قصدم مفهوم بیت یا بیوت النبی ست .

پس خانه ی رسول الله یعنی خانه ای که وابسته و تعلق به او داشته است.
و همه می دانیم که تمامی اتاقهای یا بیوت زنان وابسته و تعلق به رسول الله داشته و ایشان هر جا میل داشتند آزاد بودند در خانه ی خودش مبیت نماید.
و این است که مثلا در مرض وفات رسول الله صلی الله و ملائکته علیه و سلم ایشان خواستند در اتاق یا خانه ی عایشه بستری و استراحت کند و زنان هرگز اعتراضی نکردند زیرا خانه ی خودش است هر جا میل فرماید حق خودش است.

امیدوارم واضح باشد و البته سوره ی حجرات ذکر اتاقهای رسول الله می باشد و در این آیه :

الانفال (آية:5):كما اخرجك ربك من بيتك بالحق وان فريقا من المؤمنين لكارهون

از خانه شان با لفظ بیت یاد شده است.

در این آیه بیوت النبی:

الاحزاب (آية:53):يا ايها الذين امنوا لا تدخلوا بيوت النبي الا ان يؤذن لكم ....

و در این آیه بیوت النبی همان خانه های زنانش است:

الاحزاب (آية:34):واذكرن ما يتلى في بيوتكن من ايات الله والحكمه ان الله كان لطيفا خبيرا

و شکی نیست که خانه های زنان خانه های پدری شان نیست بلکه خانه های رسول الله .

و در این آیه همه ی زنان اهل بیت رسول الله هستند زیرا بیت با الف و لام معرفه آمده است که اشاره به معروفیت صاحب و مرد خانه است که رسول الله بود.

الاحزاب (آية:33):وقرن في بيوتكن ولا تبرجن تبرج الجاهليه الاولى واقمن الصلاه واتين الزكاه واطعن الله ورسوله انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ويطهركم تطهيرا


و در آیه ی فوق به شکلی واضح و قرینه قرار دادن بیوتکن و اهل البیت اثباتی ست بر یکی بودن هر دو مفهوم است و آنهم انتساب و تعلق به رسول الله.

 




نوشته شده در تاريخ جمعه سوم خرداد 1387 توسط أمة الله


درباره وبلاگ
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
نويسندگان
موضوعات
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
 
Blog Skin