إنا لله و إنا اليه راجعون.
فرزند محبوب أمت اسلام شيخ اسحاق دبيرى بسوى آرامگاه و آسایش ابدی شتافت.
دلها پرغم و دیدگان پراشک شدند ولی هیچ گونه اعتراضی به خواست الهی نداریم و می دانیم این فرزند محبوب امت به مکانی بهتر و لایق تر منتقل شده است.
مکانی که از غم و اندوه و حسرت خبری نیست و سراسر رحمت و لطف آفریدگار است و مهمان کریم خداوندی کریم است.
الهی
رحمت و لطفت بر این مهمان کریمت گوارا باد...
در این غم به لطف و یاری ات بیش از پیش نیازمندیم .
ما را صبر عطا بفرما و راه دعوت و نصرت دینت را برایمان آشکارتر و آسانتر فرما.
یا ارحم الراحمین.
سلام بر دوستان و مؤمنان
مدتى به سبب انشغال بسيار فرصت اتصال با شما خوبان برايم بسيار كم شده است و اكنون به مدد از سوى الله تنها معبودمان ، نوشته اى كوتاه در مورد ايرادهاى غير مسلمين راجع به يك فرهنگ ناموزون به شما تقدیم می دارم.
فرهنگی که به ظاهر به نام اسلام و شریعت به خورد مسلمین و باور بسیاری نیز رسیده است.
بياييد مثالهايى برايتان بياورم تا بيشتر متوجه ى منظورم شويد.
ازدواج دختران خردسال را در بسيارى كشورهاى شرقى به اين بهانه شرعى معرفى مى كنند كه رسول خدا هم با دخترى ۹ ساله به نام عايشه ازدواج كرد!
و حتى مدعى اند دختر رسول خدا در سن ۹ سالگی ازدواج كرد!
اين دروغهاى سراسر بافته شده ، مقدس وار به باور بسيارى مسلمين رسيده در حالى كه اساس اين دروغها مصدرهاى مشكوكى بيش نيست و حتى در همان مصدرها مى بينيم كه همان زن ۹ ساله رسول الله در حقيقت دخترخانمى ست بين ۱۹ تا ۲۵ ساله.
و دختر رسول خدا طبق همان مصادر تا سن ۱۸ سالگى به سبب ضعف و لاغرى مفرط كه از اثرات محاصره ى اقتصادى مشركين عليه مسلمين در شعب ابوطالب بود ، خواستگارى نداشته است.
من در اينجا نمى خواهم به قصه هاى تاريخى و ساختگى كه در لباس مذهب مقدس معرفى شده ، خود را و شما عزيزان را مشغول سازم اما اين مقدمه ضرورى بود.
وبلاگ نويسى به نام فرزند يهوده مسئله ى ازدواج در اسلام را مورد انتقاد قرار داده بود و من با خواندن انتقاداتش متوجه ى كج فهمى ايشان و بسيارى افراد شدم.
اين افراد سخنان ملاهاى مذهبى را ملاك خود قرار داده اند حال آنكه ابتدا بايستى منبع شريعت در اسلام را شناسايى كنند و ببينند آيا هر شيخ و ملا و مرجع و عمامه دارى كه اظهار نظر مى دهد ، مصدر الهام شرعى ست؟
اين افراد حتى به مصدر شريعت اسلام بى توجه مى باشند زيرا قرآن را سخن خدا نمى شناسند بلكه سخنى هم رديف سخنان ملاهاى مذهبى مى دانند!
به انسانهاى منصف توصيه دارم حتى اگر دين ما را قبول ندارند لااقل به عنوان يك ادعا به اين حقيقت اعتراف نمايند كه تنها مصدر ثابت اسلام قرآن است.
سخنان افراد منتسب به اسلام مى تواند اجتهاداتى حقيقى و يا غير واقعى و خطا باشد.
براى مثال طبق شرح و اوامر ملاهاى مذهبى در رساله هايشان يك دختر بچه ى ۹ ساله "بالغ " است و حتى قبل از آن نيز چون تحت اختيار پدرش است مى تواند به ازدواج هر مردى در آيد!
اين آيين سراسر ننگين غير اسلامى به سبب سكوت مسلمين و قبول آنان به اسلام تزريق شده است .
حال آنكه " بلوغ " بر اساس معرفى خداوند در كتابش ، مرحله ى تكاملى ادراك و شناخت يك انسان است و حتى براى اثبات آن بايستى اختبار و امتحان صورت گبرد!
براى مثال : رسيدگى به مال و دارايى يتيمان بايستى با عدل و امانت باشد و سرانجام بايستى دارايى شان به آنان تحويل داده شود و تحويل دارايى به آنان بايستى به قصد حفظ آنان و توانمند شدنشان باشد نه اتلاف دارايى.
براى همين خداوند مى فرمايد :
وَابْتَلُواْ الْيَتَامَى حَتَّىَ إِذَا بَلَغُواْ النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُواْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَأْكُلُوهَا إِسْرَافاً وَبِدَاراً أَن يَكْبَرُواْ وَمَن كَانَ غَنِيّاً فَلْيَسْتَعْفِفْ وَمَن كَانَ فَقِيراً فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُواْ عَلَيْهِمْ وَكَفَى بِاللّهِ حَسِيباً (6) سورة النساء
و يتيمان را بيازماييد تا وقتى به [سن] زناشويى برسند پس اگر در ايشان رشد [تكامل فكرى و ادراك و شناخت ] يافتيد اموالشان را به آنان رد كنيد و آن را [از بيم آنكه مبادا] بزرگ شوند به اسراف و شتاب مخوريد و آن كس كه توانگر است بايد [از گرفتن اجرت سرپرستى] خوددارى ورزد و هر كس تهيدست است بايد مطابق عرف [از آن] بخورد پس هر گاه اموالشان را به آنان رد كرديد بر ايشان گواه بگيريد خداوند حسابرسى را كافى است
در اين آيه به وضوح دو شرط براى كمال بلوغ معرفى شده است:
۱- رسيدن به مرحله ى تكامل جنسى و قدرت ازدواج
۲- فهم و ادراك و رشد عقلى.
آيا خدايى كه براى به تصاحب گرفتن ماديات اين شروط را بيان فرموده است ،ارزش انسان و ملكيت نفس او را كمتر از موارد مادى اش معرفى مى كند؟
متأسفانه بى انصافى نامسلمانان به همراه جهل مسلمانان باعث بروز و ثبات اين نوع كج فهمى ها شده است.
عده اى به نيت دفاع از اسلام در جواب انتقادهاى نامسلمانان به جايز شمردن تعدد در اسلام ، نهايت جهل خود را آشكار مى نمايند!
براى مثال مى گويند: علت جايز بودن تعدد ازدواج در مردان به اين خاطر است كه قدرت جنسى و شهوت مردان بيش از زنان است!!
اين توجيه مسخره مثل اين است كه گفته شود: احساس گرسنگى در مردان به مراتب بيش از زنان است براى همين بايستى مردان بيشتر غذا بخورند!!
خداوند غريزه ى جنسى را متساوى به همراه ديگر غرايز در زن و مرد قرار داده است و راه استفاده ى شرعى و حلال را بيان فرموده است.
راههاى شرعى رسيدن به هر غريضه اى توسط قرآن بيان شده است و قبول و عمل به آن راهها ، عبودیت به خداوند یکتاست و باعث رضاى خداوند مى شود حتى اگر خوشايند كسى نباشد.
براى مثال نوشيدن خمر و دزديدن مال ديگران حرام است و بدون شك قبول آن معنايش بستن بسيارى از راههاى ثروت اندوزى و لذت است منتها باعث رضاى خداوند و سعادت حقيقى انسانهاست.
به همين شكل خداوند امورى را بر بندگان جايز و امورى را حرام معرفى فرموده است تا سبب سعادت انسان شود.
مثالى ديگر، خداوند در كتابش با معرفى شكل و لباس روئين زن ( حجاب ) به عنوان حمايت آنان معرفى فرموده است و اين بلاشك نوعى فرق بين زن و مرد است كه قبول آن تعبدى ست.
اگر به جايز شمردن تعدد ازدواج در اسلام به خوبى دقت شود متوجه مى شويم كه اساس آن ۲ چيز است:
۱- رايج بودن تعدد در ميان امتهاى سابق و قبول آن.
۲- گسترش مسئوليت مردان در قبال زنانى كه با ارتباط زناشويى در خانه هاى آنان بسر مى برند.
مردان به عنوان قواميت مى بايد خود را موظف به صرف مال و دارايى براى راحتى زنان و امور حياتى شان نمايند در حالى زنان موظف به تبادل اين وظيفه در قبال مردان نيستند.
اما اينكه جايز شمردن تعدد را به گونه اى معرفى كرده كه گويا اصل ازدواج " تعدد " است ، جز عوام فريبى نيست.
زيرا اصل زوجيت در سخنان وحى( قرآن ) ، انحصار است نه تعدد.
خداوند مراراً به عدل امر فرموده است به و عدم قدرت انسان در حفظ عدل بين زنان و اينكه بهترين راه عدم تعدد است.
{ ... فانكحوا ما طاب لكم من النساء مثنى وثلاث ورباع فإن خفتم ألا تعدلوا فواحدة } (النساء:3)
اگر در اجراى عدالت ميان دختران يتيم بيمناكيد هر چه از زنان [ديگر] كه شما را پسند افتاد دو دو سه سه چهار چهار به زنى گيريد پس اگر بيم داريد كه به عدالت رفتار نكنيد به يك [زن آزاد] يا به آنچه [از كنيزان] مالك شدهايد [اكتفا كنيد] اين [خوددارى] نزديكتر است تا به ستم گراييد [و بيهوده عيالوار گرديد]
{ ... ولن تستطيعوا أن تعدلوا بين النساء ولو حرصتم } (النساء:129)
و شما هرگز نمىتوانيد ميان زنان عدالت كنيد هر چند [بر عدالت] حريص باشيد پس به يك طرف يكسره تمايل نورزيد تا آن [زن ديگر] را سرگشته [=بلا تكليف] رها كنيد و اگر سازش نماييد و پرهيزگارى كنيد يقينا خدا آمرزنده مهربان است
امیدوارم حق به زودی آشکار شود و اسلام حقیقی بر همه شناسانده شود.


