تبليغاتX
معناى توحيد
معناى توحيد
بحثى آرام و زيبا در اثبات توحيد و يكتاپرستى و محو انواع مختلف شرك

رسول گرامى -صلى الله عليه وآله وسلم-، همواره تلاش کرده اند مردم را از توجه به غير الله باز دارند و بسوی خدا متوجه کنند، بنابراين عجيب نيست که خداوند خطاب به شخص رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- بفرمايد: ﴿لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ﴾. (الزمر: 65).

«ای پيامبر اگر تو هم شرک بياوری قطعاً عمل تو بر باد خواهد رفت و در آخرت از زيانکاران خواهی بود».
لذا رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- هم همواره سعی داشته اند از تمام مظاهر شرک جلوگيری بعمل آورند، و يکی از بزرگترين مظاهر شرک افراط در اظهار محبت نسبت به قبور پيامبران و اولياء، صالحان است، البته هر قبری ممکن است مورد محبت و توجه افراد ناآگاه قرار گيرد، اما علت اين است كه چون احساس محبت و ارادت نسبت به اينها بيشتر است، لذا احتمال خطرهم دربارهء آنان قوى تر می باشد. چون انگيزهء منع ساخت گنبد و بارگاه و ضريح، جلوگيرى از خرافات و خداى نكرده شرك است، لذا چنين احتمالى به دليل تقدس مقام و منزلت ايشان و محبت فوق العاده اى كه مردم نسبت به اينها دارند، خيلى بيشتر است.
اصولاً قبر افراد عادى خيلى مورد توجه مردم قرار نمى گيرد به اندازه اى كه قبر يك پيامبر و امام و امامزاده مورد توجه قرار ميگيرد، بنابراين امروز در هرجايى كه قبر يا مزارى محل رفت و آمد مردم و ارادتمندانِ متأسفانه جاهل قرار ميگيرد يا منسوب به پيامبرى است يا به امام و امامزاده اى و يا به شخص صالح و نيكو كارى.
قابل تذکر است که زيارت قبور، سنت رسول گرامی -صلى الله عليه وآله وسلم- است، ايشان فرمودند: ((كنت نهيتكم عن زيارة القبور ألا فزوروها فإنها تذكر الآخرة))[ ترمذي، ابن ماجه، أحمد].
«من شما را از زيارت قبور نهى كرده بودم اکنون می گويم قبرها را زيارت کنيد زيرا که انسان را به ياد آخرت می اندازد».
پس زيارت قبرها يک سنت نبوی است لازم است که هر انسان بويژه مؤمنان گاهی به قبرستان سر بزنند و زندگی پس از مرگشان را به ياد بياورند کنند تا اينکه از خدا و آخرت غافل نمانند.
اما زيارت قبور آدابى دارد که در سنت صحيح ثبت شده است، اول اينکه دعای زيارت قبور را بخواند، ((السلام عليكم أهل الديار من المؤمنين والمسلمين، وإنا إن شاء الله بكم لاحقون أسأل الله لنا و لكم العافية))[ مسلم.].
«سلام بر شما باد ای مؤمنان آرميده، شما از ما سبقت گرفتيد ما هم إنشاءالله بزودی به شما ملحق خواهيم شد».
از ديگر آداب زيارت قبور اين است که روی قبر ننشيند، قبر را لگدمال نکند، در قبرستان نماز نخواند، از خداوند غافل نشود، از مردگان کمک و نياز نخواهد و غيره.
با بررسى تاريخ شرك در قرآن مى بينيم كه در زمان نوح -عليه السلام-خداوند جهان را با طوفان از هرگونه كفر و شرك و خرافات پاك كرد، اما ظهور مجدد شرك بوسيلهء ارادتمندان جاهل به شخصيتهاى صالح و محبوب و محترم صورت گرفت و شيطان از نام پاك آنان سوء استفاده كرد و توجه مردم را به سوى آنان جلب نمود و در ابتدا فقط محبت و ارادت مطرح بود و نه چيزى بيش از اين، كم كم چنين وانمود كرد كه براى اينكه اين افراد صالح فراموش نشوند بهتر است برايشان مجسمه هايى بسازيم تا با ديدن اين مجسمه ها به ياد آنان بيفتيم، همين جهل مفرط بود كه كم كم راه را براى پرستش و كمك خواستن و شفيع و وسيلهِ قرار دادن آنان، هموار كرد.
اين يک واقعيت است که در طول تاريخ هرگاه شيطان خواسته به مقصود اصلى اش برسد، از نام مقدس بزرگان استفاده كرده است. عيسى -عليه السلام- و عزير -عليه السلام- كه تقصيرى نداشتند، يا عيسى پرستان و عزير پرستان كه دشمن آنها نبودند، بهانه آن ها دوستي و محبت بود. اما افراط و تفريط همواره انسان را هلاک می کند، دوستى بيش از حد, انسانهاى مؤمن و بسيار مخلص و ارادتمند را به ورطهء هلاكت می کشد و در هر عصر و زمانى كه شما ملاحظه كنيد مى بينيد بزرگترين سبب گمراهى مردم، شخصيت هاى مورد احترام آنان بوده اند.
نه از راه دشمنى بلكه به بهانهء دوستى و محبت،  مگر همين بتهايى كه مشركين مكه داشتند چه بود؟ همهء آنان عبارت از مجسمه هاى افراد صالح و نيكو كارى بودند كه تمام جامعه نسبت به آنان محبت و ارادت داشتند، لذا مشركين نمى گفتند: ما اينها را مى پرستيم بلكه آنها را وسيلهء نزديكى به خدا مى دانستند، همين منطقى كه متأسفانه امروز ما داريم. نعوذ بالله خداى قادر و توانا را به انسان عاجز و ناتوانى تشبيه مى كنيم كه هيچ قدرتى ندارد مى گوييم همچنانكه شخصى براى رسيدن به يك رئيس جمهور از افراد نزديك به او كمك مى گيرد، ما هم كه گنهكار و روسياه هستيم و پيش خدا آبرو و اعتبارى نداريم براى رسيدن به خدا بايد از دوستانش كمك بخواهيم ؛ چون اينها افراد محبوب در نزد خدا هستند و مي توانند مشكل ما را به خدا بگويند! چه منطق جاهلانه اى! مگر خدا نعوذ بالله مثل رئيس جمهور يا هر مخلوق ديگرى عاجز است!؟ خداوند عالم الغيب است هر پنهان و آشكار را مى داند، و از رگ گردن به ما نزديك تر است. خداوند میفرمايد: ﴿وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ﴾. (ق: 16).
« و ما از رگ گردن به او(انسان) نزديکتريم».
﴿ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ﴾. (غافر: 60).
«مرا بخوانيد تا خواسته ى شما را اجابت كنم».
ما در هر ركعت نماز با خدا عهد مي بنديم كه:
﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ﴾. (الفاتحة: 5).
«خدايا تنها ترا مى پرستيم و تنها از تو كمك مى خواهيم».
ما چگونه خدا را به يكتايى مى پرستيم و غير او را پرستش مى كنيم، ما چگونه فقط از او كمك ميخواهيم و از غير او كمك مى طلبيم، كه نمى توانيم مشكلات خود را خودمان با او در ميان بگذاريم، عجب جهلى دامن ما را گرفته است! چه وقت مى خواهيم بيدار شويم؟ چه وقت مي خواهيم بفهميم؟ چه وقت مي خواهيم از اين ذلت و خوارى نجات بيابيم؟ تا چه وقت مي خواهيم همچنان مانع نزول رحمت و نصرت خدا باشيم؟! خداوند كه با ما شوخى ندارد، دين خدا كه شوخى پذير نيست، بهشت و دوزخ كه افسانه نيست، مرگ و حساب و كتاب كه توهّم و خيال نيست.
اگر ما به همه ى اين ها ايمان داريم، قرآن را كتاب آسمانى و دستور زندگى مى دانيم، و خداوند را يگانه معبود و كارساز و مشكل گشا مى دانيم پس چـرا خـود را از چنگ اين خرافات نمي رهانيم؟ چرا آنگونه كه رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- و صحابه اخيار و اهل بيت اطهارش -رضي الله عنهم- خدا را مي پرستيدند، خدا را نمي پرستيم؟ دين يكى است, كتاب يكى است, آيات و نصوص و دلائل يكى است، پس چرا حاضر نمى شويم دست از اين خرافات برداريم و مانند صحابه و اهل بيت به ريسمان خدا چنگ بزنيم و دين را همچنان كه آنان فهميده اند بفهميم! پس بياييم اسلام را از اين بدنامى نجات بخشيم و لكه هاى ننگى را كه بر دامن پاك آن ماليده ايم شستشو دهيم تا دشمنان بهانه پيدا نكنند واسلام را به باد تمسخر نگيرند. شما تصور كنيد يك دانشمند غربى بيايد و فلان ضريح و بارگاه و مزار فلان امام و امامزاده را ببيند، يا صحنه هاى تكان دهنده ى عزادارى را مشاهده كند چه حالتى به او دست خواهد داد، فرض كنيد كنار يكى از ما نشسته باشد و راز و نياز ما را با فلان امام و امامزاده گوش كند چه تصورى خواهد داشت، فرض كنيد خواسته هاى ما را از فلان امام و بزرگ بشنود چه برداشتى از اسلام خواهد داشت؟ پس بياييم و اسلام را آنچنانكه هست بشناسيم و خرافات را از دامن پاك آن بزدائيم. إن شاء الله. پيروز باشيد.

زيارت از ديدگاه أئمه -عليهم السلام

 




نوشته شده در تاريخ شنبه یازدهم فروردین 1386 توسط محمَد


درباره وبلاگ
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
نويسندگان
موضوعات
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
 
Blog Skin