أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
واستبقا الباب وقدت قميصه من دبر والفيا سيدها لدى الباب قالت ما جزاء من اراد باهلك سوءا الا ان يسجن او عذاب اليم .
سوره يوسف - آيه ۲۵
هر دوى آنها بطرف در سبقت گرفتند و در طى اين جريان، آن زن لباس او را از پشت پاره کرد. آنها شوهر او را جلوى در يافتند. آن زن گفت، "تنبيه کسى که قصد تجاوز به ( اهلت ) زنت را داشت چيست، بجز زندان، يا مجازاتى دردناک".
خوبست از بچه شیعه های خودمانی بپرسیم :
در این آیه ، " اهل " كيست؟
پسرعمو؟!
دختر عمو؟!
نوه؟!
دختر؟!
داماد؟!
خیلی واضح است که زن عزیز مصر دارد یوسف را متهم به دست درازی به خودش می کند.
پس این واژه ى قرآني " أهل " خيلى واضح است كه منظور زن است.
و فعلاً خورجين ملاهايى كه در بالاى مجالس حسينيه نشسته و مردم را به گریه و تو سرخود زدن دعوت می کنند ، خالى شده است!
آخر به هر جا بروند از اين سوره نمى توانند فرار كنند !
هرچند قدغن شده که جوانان این سوره را نخوانند مخصوصاً زنان!
ولى به هر حال در هر جاى قرآن بگردند معنای متفاوتی از " أهل " نخواهند ديد.
و اينست كه خداوند براى ارائه ى حقيقت زنان نوح و لوط و فرزند نوح ، سخن از " اخراج " آنان از " اهليت " آورده است و سبب آن.
و استثناء، قانون عام نيست و اين است كه مى توان در امر استثناء بدنبال سبب استثناء رفت.
و سبب اخراج فرزند نوح از اهليت نوح ، كفر او بود.
و سبب اخراج زنان نوح و لوط از اهليت شوهرانشان ، آلودگی آنان به كفر بود.
و این خود درسی ست که نجات و فلاح بر اساس خویشاوندی نیست و الا ابولهب عموی رسول الله بود و چه نزدیکی از این بیشتر !
تشیع صفوی در طول تاریخش امور و حقیقت را وارونه می سازد و اینست که زنان رسول الله را از اهلیت شوهرشان اخراج شده می خواند و آيات مباركه ى سوره ى احزاب كه با نظم و خطابى مستقيم زنان رسول الله را " أهل البيت " مى خواند را ، آياتى بى ربط مى شناسد و گویا الله هنگامی که داشته زنان رسولش را مورد خطاب قرار می داده یکباره بیاد علی و خانواده اش افتاده ؟!!
و همچنین مدعی هستند این آیه به زنان رسول الله نمی خورد و آنها هم ادعا نکردند که خودشان همان " اهل البیت " هستند!
و اینجاست که برایشان تذکری ضروری ست و آنهم اینکه : آن زنان طاهره حتی تصورش هم نمی کردند که عده ای اینقدر جاهل پیدا شوند که زنان را از اهلیت شوهرانشان دور بشناسند!؟
تشیع صفوی جاهلانه اهانتهایی نیز بسوی زنان طاهره روانه می سازند که یکی " کفر " و دیگری " طلاق " آنانست!!
و قرآن مشت محکمی ست بر عقلهای بیکار!
اسلام آخرين شريعت است و در اين شريعت ازدواج با زن كافر تحريم شده است و سوره ى ممتحنه شاهد است:
اى کسانى که ايمان داريد، هنگامى که زنان مؤمن، (دشمن را ترک نمايند و) از شما تقاضاى پناهندگى کنند، بايد آنها را امتحان کنيد. خدا کاملا ً از ايمان آنها آگاه است. زمانى که متوجه شديد که آنها مؤمن هستند، نبايد آنها را به کافران باز گردانيد. نه ازدواج شان با آنها ديگر قانونى است و نه کافران اجازه دارند که با آنها ازدواج کنند. مهريه اى را که کافران پرداخت کرده اند پس بدهيد. شما اشتباهى مرتکب نمى شويد که با آنها ازدواج کنید، به شرطى که مهريه آنها را بدهيد. زنان کافر را نگاه نداريد ( طلاقشان دهید ). مى توانيد مهريه اى را که پرداخت کرده بوديد از آنها بخواهيد و آنها مى توانند آنچه را پرداخت کردند بخواهند. اين حکم خداست؛ او در ميان شما حکم مى کند. خداست داناى مطلق، حکيم ترين.
سورة ممتحنة - آية ۱۰
و بعد از نزول اين حكم الهى ، ابوبكر رضي الله عنه ، زن كافرى داشت كه طلاقش داد.
پس ادعای کفر زنان رسول الله را کسی نمی تواند کند زیرا در این صورت حتما طلاق داده می شدند و احدى نمى تواند آن طاهره ها را طلاق داده شده معرفى كند و تمامى مسلمين بر اينكه آنان بر " زوجيت " شان با رسول الله بودند ، شكى ندارند.
حال ببينيم تشيع صفوى ما را به كجا مى كشاند!
شنيدم مى گفتند : بله زنان هم از اهل هستند ولی خویشان و نزدیکان هم هستند.
بله و اضافه بر آن مؤمنان هم " اهل " ايمانى هم هستند و اينست كه خداوند از قول ابراهيم آورده است:
"پروردگار من، آنها بسيارى از مردم را گمراه کرده اند. و اما کسانى که از من پيروى کنند از من ( همراهم ) هستند. و کسانى که از من سرپيچى کنند، تو عفو کننده هستى، مهربان ترين. سوره ابراهيم - آيه ۳۶
و اهليت ايماني در همه ى احوال نشانه ى تغيير قانون الهى نيست كه زن و فرزند از اهل اخراج شوند بلكه نشانه ى اينست كه ايمان ، بايستى منشأ محبت ورزى باشد نه نزديكى و خويشاوندى.
و در همه ى احوال ، شريعت اسلام ما را به نيكى به خويشاوندان مى خواند و درك حقوق آنان ، تا جايى كه اخلاق يك مسلمان در صله ى ارحام و خويشاوندى دارى مشخص مى شود و اين اثباتى ست كه اسلام خود زنده كننده ى اهليت و خويشاوندى ست .
اميدوارم مهمانان محترم كه هر روز به خانه ى " معناى توحيد " سر مى زنند از بعضى كنايه هايم دلخور نشوند كه منظورم اهانت به مهمانان نيست و هدفم فقط اينست كه " طوطى وار " حرف ملاهاى شيعه و سنى را براى هم نخوانيم!
الله تعالى به ما هم عقل داده و الحمدلله همه باسواديم پس حاجتی به بستن چشم و گوش سالم خود نداریم!![]()


