بسم الله الرحمن الرحيم
الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئك الذين هداهم الله واولئك هم اولوا الالباب .
آنها کسانى هستند که تمام کلمات را مى سنجند، سپس از بهترين پيروى مى کنند. اينان کسانى هستند که خدا هدايت کرده است؛ اينان خردمندانند
سورة 39 - آية 18
شايد دوستان فكر كنند هدفم دفاع از تك تك اخبار و روايتهايى ست كه امام بخارى برايمان نقل كرده است.
نه اينطور نيست!
تاريخ هر امتى سياه و سفيدهايى دارد .
و تاريخ امت اسلام درخشانى اش به افرادى ست كه به خوبى مى توانند حقيقت را از دروغ جدا سازند و اين است كه علماى امت اسلام بمانند انبياى بنى اسرائيل وصف شده اند.
زيرا علماى مخلص امت حاملان لواى توحيدى قرآن هستند و چهره ی حقیقی اسلام را نمایان می سازند.
ما از تاریخ خود نه تنها جدا نخواهیم شد که بدان افتخار خواهیم کرد.
هر قدر دروغ و افسانه بر اسلام روا داشته شود باز چهره ی نورانی شریعت نهان نخواهد نماند زیرا قرآن روشنگر راه است.
امام بخاری یکی از مجتهدان امت بود که بسوی نقل اخبار رسول الله و ياران و نیاکان و گذشتگان نشست و خود نیز با ارائه ی اندیشه ی کاوشگرانه اش ، علما را به سوى نقد نوشتارش برانگیخت!
هدفم اكنون فقط دفاع از يك ديدگاه متفکرانه و اجتهادی این امام ایران تبار است.
او در کتابش به تقسیم بندی اخبار و روایات نشسته و برای هر کدام بابی یا مبحثی اختصاص داده است که نشان دهنده ی این است :
این شخص ارزش و اندازه ی اخبار را به خوبی درک می کرده است.
البته بسیاری اخبار را نقل کرده که نشان دهنده ی فهم و احاطه ی وسیع او ست.
فهم و اجتهاد او بیشتر از قرآن نشأت گرفته است و اینست که هر خبر یا روایت یا حدیثی که خلاف منهج قرآنی می دیده بدون تردد ترکش کرده است.
او حتی روایاتی را که در آن مدح ياران رسول الله و یا خویشان اوست را خیلی خوب تصنیف کرده است.
او به خوبی قرآن را درک کرده بوده و به روایات و اخبار قیمت و ارزشى بالاتر از خودش نداده است.
و این بود که مثلاً ، آن دسته روايات و احاديث كه در مدح اشخاص بوده است را در
قسمت " مناقب اشخاص " قرار داده است.
زيرا به خوبى مى دانسته كه افرادى بمانند ابوبكر و عمر و عثمان و علي و بقيه ى مؤمنين هاشمى و غير هاشمى ، قريشى و غير قريشى ، جز مؤمنانى برجسته كه وظيفه شان را ادا كرده اند ، نيستند.
امام بخارى خوب مى دانسته كه مدح افراد به معناى شريعت سازى نيست و نخواهد بود زيرا شريعت و منهج اسلام ثابت است.
اسلامى كه در قرآن وجهى نورانى و روشن بخود دارد و در آن تمامى پایه های شریعت عیان است و نقصانی ندارد .
قرآن کتابی ست که با افتخار ، تمامی جهان را به تحدی فراخوانده که اگر می توانید " یک سوره ای به مثل آن " بیاورید!
قرآنی که با افتخار ، بنی اسرائیل این قوم مجادل و بهانه آور را دعوت کرده تا بسوی قرآن آیند تا برایشان حقیقتها را روشن سازد.حقیقتهایی که به سبب تحریف و پنهانکاریهای احبار و رهبانهایشان نتوانستند بدان دست یابند.
و این سخن شیرین قرآن است:
ان هذا القران يقص على بني اسرائيل اكثر الذي هم فيه يختلفون .
اين قرآن بسيارى از موضوعات را براى بنى اسراييل حل مى کند؛ مسائلى که آنها هنوز اختلاف دارند.
سورة 27 - آية 76
چگونه است که این قرآن قادراست مشکلات و اختلافات بنی اسرائیل را حل کند و از حل مشکلات امت خودش عاجز ماند!؟
پس افسانه هایی که قرآن را " ناقص " و " غیرقابل فهم " معرفی می کند و این کتاب " مبین " را محتاج به کتابی دیگر برای " تبیین و آشکار سازی " اش معرفی کرده است ، تهمت و بهتان بيش نيست.
و اینست که امام بخاری به خوبی قدرت تمیز بین اصول شریعت و امور خارج از آن را از طریق فهم قرآن نشان داده است.
به همین خاطر بهترین راه درک این شخصیت اسلامی ، شناسايي نظر و دیدگاه او به اخبار و احادیث است .
حال بیایید به خوانندگان کتاب او بپردازیم.
بسیاری از خوانندگان او که مخالفین او هستند یا عمدی و یا سهوی به دیدگاه او توجهی ندارند بلکه اخبار او را به گونه ای دیگر مورد سوء استفاده قرار داده اند.
مثلاً روايات و اخبارى را كه امام بخارى در بخش " مناقب " افراد آورده را از مرتبه خارج ساخته و آن را به عنوان اساسيات شريعت مى دانند!
گویا این شریعت ابراهیمی فقط برای عده ای خاص نازل شده و بقیه ی مردم فقط نظاره گرانی بیش نیستند!
و گویا هدف از آفرینش و آوردن شریعت فقط شناسایی افرادی معدود است که بدون این شناسایی نه عمل شخص و نه تلاش شخص مورد قبول است!
و گویا انسانهای زنده ی جامعه بایستی شب و روز حسرت به دل بیاد مردگانی باشند که نه دسترسی به آنان ممکن است و نه قادر به حل مشکلات جامعه هستند!
این است که این گونه دیدگاه فقط برای رکود امت بنا شده است و بسیار خطرناک است زیرا نیت خفی و نهانی سردمدارانش را آشکار می سازد که سردرگمی امت و بیکار ماندن جهد و تلاش افراد است.
امام بخاری هر چند در محدوده ی خود دسترسی به همه ی علوم برایش ممکن نبوده و حتی جمع روایات و اخبار بسیار مشقت زا می بوده است ولی به خوبی توانست فرق بین شریعت و اساس دین و امور فرعي را تشخيص دهد.
و اینست که مخلصان و مجتهدان امروزی به خوبی قادرند با دیدن روش این امام حتی به نقد اخبار و روایتهایش نشینند!
و مسلماً اين شخص بزرگوار اگر در میانمان بود هیچ تردیدی در قبول انتقاد به خود نداشت زیرا او خود به همین هدف دست به نگارش زده بود:
به هدف ارائه ی اسلام حقیقی و مبین از راه مفهوم شریعتی که توسط قرآن معرفی شده است.
به هدف ارائه ی فکر " اجتهادی " به امتی که قرآن را رها و به افسانه ها خود را مشغول ساخته بودند.
افسانه هایی که حتی با روح قرآن سازگار نیست.
مانند افسانه ی ظهور شخصی که دین را تکمیل می کند و بدون او دین ناقص است!
افسانه " امامت و وصایت " علی پسرعمو و داماد پیامبر.
امامتی که به غبارهای جهل آلوده است تا جایی که شخصیت امام علی رضی الله عنه را آلوده ساخته و او را " ترسو ، منافق ، اخفاكننده ي حقايق و همدست ظالمان " معرفى مى كند و او از همه ى اين افسانه ها بريئ مي بوده است.
بياييد دوباره ديدى نوين به دين اسلام داشته باشيم و حقيقت دين را از افسانه هاى دروغين جدا ساخته و چهره ی زیبای شریعت ابراهیمی را نمایان سازیم.
اللهم اهدني و اهدِ بي

