تبليغاتX
معناى توحيد
معناى توحيد
بحثى آرام و زيبا در اثبات توحيد و يكتاپرستى و محو انواع مختلف شرك

بسم الله الرحمن الرحيم

الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئك الذين هداهم الله واولئك هم اولوا الالباب .

آنها کسانى هستند که تمام کلمات را مى سنجند، سپس از بهترين پيروى مى کنند. اينان کسانى هستند که خدا هدايت کرده است؛ اينان خردمندانند

سورة 39 - آية 18

شايد دوستان فكر كنند هدفم دفاع از تك تك اخبار و روايتهايى ست كه امام بخارى برايمان نقل كرده است.

نه اينطور نيست!

تاريخ هر امتى سياه و سفيدهايى دارد .

و تاريخ امت اسلام درخشانى اش به افرادى ست كه به خوبى مى توانند حقيقت را از دروغ جدا سازند و اين است كه علماى امت اسلام بمانند انبياى بنى اسرائيل وصف شده اند.

زيرا علماى مخلص امت حاملان لواى توحيدى قرآن هستند و چهره ی حقیقی اسلام را نمایان می سازند.

ما از تاریخ خود نه تنها جدا نخواهیم شد که بدان افتخار خواهیم کرد.
هر قدر دروغ و افسانه بر اسلام روا داشته شود باز چهره ی نورانی شریعت نهان نخواهد نماند زیرا قرآن روشنگر راه است.

امام بخاری یکی از مجتهدان امت بود که بسوی نقل اخبار رسول الله و ياران و نیاکان و گذشتگان نشست و خود نیز با ارائه ی اندیشه ی کاوشگرانه اش ، علما را به سوى نقد نوشتارش برانگیخت!

هدفم اكنون فقط دفاع از يك ديدگاه متفکرانه و اجتهادی این امام ایران تبار است.

او در کتابش به تقسیم بندی اخبار و روایات نشسته و برای هر کدام بابی یا مبحثی اختصاص داده است که نشان دهنده ی این است  :

این شخص ارزش و اندازه ی اخبار را به خوبی درک می کرده است.

البته بسیاری اخبار را نقل کرده که  نشان دهنده ی فهم و احاطه ی  وسیع او ست.

فهم و اجتهاد او بیشتر از قرآن نشأت گرفته است و اینست که هر خبر یا روایت یا حدیثی که خلاف منهج قرآنی می دیده بدون تردد ترکش کرده است.

او حتی روایاتی را که در آن مدح ياران رسول الله و یا خویشان اوست را خیلی خوب تصنیف کرده است.

او به خوبی قرآن را درک کرده بوده و به روایات و اخبار قیمت و ارزشى  بالاتر از خودش نداده است.

و این بود که مثلاً ، آن دسته روايات و احاديث كه  در مدح اشخاص بوده است را در

قسمت " مناقب  اشخاص " قرار داده است.

زيرا به خوبى مى دانسته كه افرادى بمانند ابوبكر و عمر و عثمان و علي و بقيه ى مؤمنين هاشمى و غير هاشمى ، قريشى و غير قريشى ، جز مؤمنانى برجسته كه وظيفه شان را ادا كرده اند ، نيستند.

امام بخارى خوب مى دانسته كه مدح افراد به معناى شريعت سازى نيست و نخواهد بود زيرا شريعت و منهج اسلام ثابت است.

اسلامى كه در قرآن وجهى نورانى و روشن بخود دارد و در آن تمامى پایه های شریعت عیان است و نقصانی ندارد .

قرآن کتابی ست که با افتخار ، تمامی جهان را به تحدی فراخوانده که اگر می توانید " یک سوره ای به مثل آن " بیاورید!

قرآنی که با افتخار ، بنی اسرائیل  این قوم مجادل و بهانه آور را دعوت کرده تا بسوی قرآن آیند تا برایشان حقیقتها را روشن سازد.حقیقتهایی که به سبب تحریف و پنهانکاریهای احبار و رهبانهایشان نتوانستند بدان دست یابند.

و این سخن شیرین قرآن است:

ان هذا القران يقص على بني اسرائيل اكثر الذي هم فيه يختلفون .

اين قرآن بسيارى از موضوعات را براى بنى اسراييل حل مى کند؛ مسائلى که آنها هنوز اختلاف دارند.

سورة 27 - آية 76

چگونه است که این قرآن قادراست مشکلات و اختلافات بنی اسرائیل را حل کند و از حل مشکلات امت خودش عاجز ماند!؟

پس افسانه هایی که قرآن را " ناقص " و " غیرقابل فهم " معرفی می کند و این کتاب " مبین " را محتاج به کتابی دیگر برای " تبیین و آشکار سازی " اش معرفی کرده است ، تهمت و بهتان بيش نيست.

و اینست که امام بخاری به خوبی قدرت تمیز بین اصول شریعت و امور خارج از آن را از طریق فهم قرآن نشان داده است.

به همین خاطر بهترین راه درک این شخصیت اسلامی ، شناسايي نظر و دیدگاه او به اخبار و احادیث است .

حال بیایید به خوانندگان کتاب او بپردازیم.

بسیاری از خوانندگان او که مخالفین او هستند یا عمدی و یا سهوی به دیدگاه او توجهی ندارند بلکه اخبار او را به گونه ای دیگر مورد سوء استفاده قرار داده اند.

مثلاً روايات و اخبارى را كه امام بخارى در بخش " مناقب " افراد آورده را از مرتبه خارج ساخته و آن را به عنوان اساسيات شريعت مى دانند!

گویا این شریعت ابراهیمی فقط برای عده ای خاص نازل شده و بقیه ی مردم فقط نظاره گرانی بیش نیستند!

و گویا هدف از آفرینش و آوردن شریعت فقط شناسایی افرادی معدود است که بدون این شناسایی نه عمل شخص و نه تلاش شخص مورد قبول است!

و گویا انسانهای زنده ی جامعه بایستی شب و روز حسرت به دل بیاد مردگانی باشند که نه دسترسی به آنان ممکن است و نه قادر به حل مشکلات جامعه هستند!

این است که این گونه دیدگاه فقط برای رکود امت بنا شده است و بسیار خطرناک است زیرا نیت خفی و نهانی سردمدارانش را آشکار می سازد که سردرگمی امت و بیکار ماندن جهد و تلاش افراد  است.

امام بخاری هر چند در محدوده ی خود دسترسی به همه ی علوم برایش ممکن نبوده و حتی جمع روایات و اخبار بسیار مشقت زا می بوده است ولی به خوبی توانست فرق بین شریعت و اساس دین و امور فرعي را تشخيص دهد.

و اینست که مخلصان و مجتهدان امروزی به خوبی قادرند با دیدن روش این امام حتی به نقد اخبار و روایتهایش نشینند!

و مسلماً اين شخص بزرگوار اگر در میانمان بود هیچ تردیدی در قبول انتقاد به خود نداشت زیرا او خود به همین هدف دست به نگارش زده بود:

به هدف ارائه ی اسلام حقیقی و مبین از راه مفهوم شریعتی که توسط قرآن معرفی شده است.

به هدف ارائه ی فکر " اجتهادی " به امتی که قرآن را رها و به افسانه ها خود را مشغول ساخته بودند.

افسانه هایی که حتی با روح قرآن سازگار نیست.

مانند افسانه ی ظهور شخصی که دین را تکمیل می کند و بدون او دین ناقص است!

افسانه " امامت و وصایت " علی پسرعمو و داماد پیامبر.

امامتی که به غبارهای جهل آلوده است تا جایی که شخصیت امام علی رضی الله عنه را آلوده ساخته و او را " ترسو ، منافق ، اخفاكننده ي حقايق و همدست ظالمان " معرفى مى كند و او از همه ى اين افسانه ها بريئ مي بوده است.

بياييد دوباره ديدى نوين به دين اسلام داشته باشيم و حقيقت دين را از افسانه هاى دروغين جدا ساخته و چهره ی زیبای شریعت ابراهیمی را نمایان سازیم.

اللهم اهدني و اهدِ بي

 




نوشته شده در تاريخ سه شنبه ششم فروردین 1387 توسط أمة الله


درباره وبلاگ
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
نويسندگان
موضوعات
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
 
Blog Skin