السلام عليكم دوستان خوب و مهمانان محترم
تشكر صميمانه دارم كه همراهمان هستيد و اين عنوان براى اين انتخاب كردم كه جدل و بحث ماها همه بر سر كتابها و احاديث منسوب به رسول الله است كه آيا قرآن به تنهايى مى تواند كافى باشد ؟!
آنوقت تكليف اينهمه كتابهاى حديث چه می شود؟!
و آیا کتاب مشخصی می تواند بهترین باشد؟
دوستان
نه بنده و نه کسی راه مطالعه را نمی تواند ببندد ولی بایستی این حقیقت را بیاد داشته باشیم:
آیا سخنانی که به رسول الله منسوب است ، وحى خوانده مى شود يا نه؟
و اگر وحی بوده از چه طریقی به او رسیده است؟
آیا از جبرئیل ، امين و فرشته ی وحی یا بدون او!؟
این یک واقعیت است که خداوند صریحاً در قرآن بيان داشته كه فرشته ى وحى را بسوى بنده ى زمينى اش محمد صلى الله عليه و سلم فرستاد تا قرآن را به او برساند و رسول الله هم قرآن را از طريق فرشته ى وحى دريافت داشت.
در كجاى قرآن نوشته بدون رسول وحى يا روحى به امر خدا ، آيات يا سخنان خداوند به محمد رسول الله انتقال مى يافته است؟
اينست كه يقيناً قرآن سخن وحى است و جز اين به رسول الله وحى نشده است مگر حکمت و فهم امور که بوسیله اش رسول الله قادر به اداره ی جامعه ی اسلامی بود.
و این حکمت بعدها در میان خلفای راشدین و صحابه و توسط آنان به عالمیان نشان داده شد.
اما متأسفانه غلو مسلمين باعث شد امورى توسط اهل كتاب ( يهود و مسيحيان ) و زرتشتيان به اعتقادات مسلمين رخنه كند .
حال بين فرق و مذاهب مختلف مسلمين سخن از اين نيست كه نماز ظهر ۴ ركعت بود يا غير؟ سخن بر اين نيست كه هر ركعتى ۲ سجده دارد يا غير؟ يك ركوع دارد يا غير؟!
بلكه سخن از اينست كه آخرين منجى بشر كى مى آيد!؟
سخن از اينست كه آخرین منجى و هدايت كننده ى بشر كجاست؟!
اين سخنها ربطى به قرآن ندارد!
زيرا اساس اسلام كامل و بيان شده است و حاجتى به كسى ندارد كه آنرا كامل سازد!
و قرآن بيان داشته كه آخرين فرستاده رسول الله و بنده اش محمد بود.
و منجى ديگری نيست!
و اتباع اديان باطل و محرف مى بايست به آخرين فرستاده ى خدا ايمان آورند كه نياوردند و اينست كه ادعاى آمدن منجى ديگری دارند که معمولاً همان اشخاص مقدس خودشان است!
زرتشتيان منتظر منجى خود زرتشت هستند!
مسيحيان منتظر عيسى مسيح هستند!
و يهود منتظر بازگشت موسی هستند!
حال ببینیم اعتقاد بازگشت عیسی یا ظهور منجی دیگر در میان امت اسلام چه پیامدی بدنبال خواهد داشت:
۱- محمد رسول الله و خاتم الرسل و النبیین ، آخرين فرستاده ى خداوند نیست!
۲- رسالت کامل نشد!
۳- قرآن خوب اعلام نشد و شخصی باید آنرا خوب اعلام نماید و تفسیرش کند!
۴- مردم بایستی همیشه منتظر باشند و هر کسی خود را شایسته ی تغییر نخواهد دید!
۵- با ظهور شخصی که مواصفاتش ذکر شده همه بایستی با او همراه شوند!
۶- ایمان و بیعت با غیر او ( آخرین منجی) خلاف امر خداست!
۷- آن فرد منجی بمانند بقیه نیست و " جانشین رسول الله " می باشد و امرش مانند امر خداست!
می دانم دوستان با بعضی از این سخنان موافق نخواهند بود ولی عمدتاً ذكر كردم تا بدانيم تنها منجى و نجات دهنده و هدايت كننده ى ما " قرآن " است و همه ى ما بايستى منتظر تغيير حال خود باشيم كه خداوند فرموده است:
.... ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم .... سورة الرعد - الآية ۱۱
براستى كه خداوند حال و احوال قومى را تغيير نمى دهد تا خودشان حال و احوالشان را تغيير دهند ...
و اين حقيقت تا قيام قيامت جاويد است و خداوند بشارت داده كه بندگان نیکوکار و خوب خداوند شایسته هستند که بر زمین باقی بمانند و حکم کنند.
سورة الأنبیاء - الآية ۱۰۵
و ما جز به اين خبر واقف نشديم و هر سخنى در كنار سخن پروردگار سر تسلیم فرود خواهد آورد.
ما نبایستی منتظر شخصی باشیم که مواصفات خاصی داشته باشد و فریب او خورده و عقلهای خود را تعطیل سازیم!
اگر شخصی در آفتاب ظاهر شد و گفت من از نوادگان فاطمه دختر رسول الله هستم و ناگهان صدایی از آسمان آمد که : ای مردم این شخص مهدی ست به او بگروید و از او سرپیچی نکنید !
همه ی عقلهای خدادادی تعطیل شده و تنها راه نجات را ، در پیروی او می شناسند!!
در حالیکه امور خارق العاده علامت و نشانه ی خدایی بودنش نیست!
چه بسا صوفیان و بودایی ها و هندوها هم به کارهایی دست می زنند که شیطانها یاوریشان کرده و چشمها را به خود خیره می سازند همانگونه كه ساحران فرعون ، چشمها را خیره و دلها را به وحشت انداختند!
پس اى ياران !
دل به افسانه ها نسپارید و با یقین و استواری به کلام الله بپیوندید و راه عمل به فرمانهای پروردگار را آسان نماییم که راه نجات است.
این افسانه ها سالهاست که امت اسلام را به گوشه نشینان منتظر ، تبدیل ساخته دیگر بس است!
بیدار شوید !
اللهم اهدني و اهدِ بي

