تبليغاتX
معناى توحيد
معناى توحيد
بحثى آرام و زيبا در اثبات توحيد و يكتاپرستى و محو انواع مختلف شرك

 بسم الله الرحمن الرحیم
اقایان شیعة بسیار حِانب ادب را نسبت به ام المومنین رضی الله عنها رعایت کرده اند که همه را شرمنده نموده اند (کسانی که نسبت به همسر رسول الله سوء ادب دارند می ایند و از سیده عائشه خرده می گیرند که ایشان در نزد رسول الله بی ادبی می کرده
(در هرحال ان عزیزان با این دشمنی های شما و و تهمتهای شما بر درحِات و مقامشان در نزد خداوند افزوده می شود اما پاسخ :این حدیث که آیا شیطانت تو را اغوا کرده اولا ما از شما متن عربی را خواستاریم که بسیار راحتر هست ودر ضمن کسی هم نمیتواندبه میل خود حدیث را به فارسی ترحِمه کند :
اولاً رای علمای حدیث در مورد این حدیث (أخذك (وفي رواية ألبسك) شيطانك يا عائشة؟
قلت: فيه سعيد بن محمد بن إبراهيم التيمي. أما أبوه محمد فثقة غير أن ابن أبي حاتم والدارقطني ذكرا أنه لم يسمع من عائشة (العلل5/الورقة99). وأما ابنه (سعيد) فقد حكى يعقوب بن سفيان أن روايته عن أهل الكوفة ليست بشيء. (المعرفة والتاريخ1/426).
وذكر الحافظ في التلخيص الحبير 1/121 أن في الحديث أيضا فرج بن فضالة وهو ضعيف)

خوب این یک طریق حدیث که مشخص شد طریق بعدی از صحیح امام مسلم رحمه الله (ما کامل حدیث را می آوریم با لفظ (امام مسلم) کاری که کاربر شیعی نکرد و حدیث را بریده آورد تا بتواند خلاصه طعنه ای به سیده عائشه بزند و به قول خودشان صوابی هم ببرد (وفي صحيح مسلم (لقد جاءك شيطانك يا عائشة) حين أصابتها الغيرة.
هو في حديث رواه مسلم عن عائشة، قالت: إن رسول الله صلى الله عليه وسلم خرج من عندها ليلا. قال: فغِرْتُ عليه، فجاء فرأى ما أصنع، فقال: مالك يا عائشة! أَغِرْتِ؟ فقلت: وما ليَ لا يَغارُ مثلي على مثلك؟ فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: أقد جاءك شيطانُك؟ فقالت: يا رسول الله أو معي شيطان؟ قال نعم. قلت: ومعك يا رسول الله؟ قال نعم. ولكن الله أعانني عليه حتى أسلم«.
وسياق الحديث يأبى الطعن بعائشة فإنها قالت: « أمعي شيطان يا رسول الله؟ فقال نعم. قالت: ومع كل إنسان؟ قال نعم. قالت ومعك يا رسول الله؟ فقال نعم ولكن الله أعانني عليه فأسلم». هذا سياق مسلم بلفظه (4/2618 رقم2815).


پس مشخص شد شیطان با همه هست وفقط شامل سیده عائشه نمی شود بلکه رسول الله می گوید شامل من هم می شود همانطور که در حدیث آمده شامل شما اقای فدای ولایت هم می شود .
در ضمن در تمام زنان احساس (حسادت) هست و این حِیز طبیعی هست ولی خوب آقایان فقط ماله سیده عایشه را گرفتند دیگر حسادت زنان خود اهل و عیال خود را فراموش کرده اند .
واز همه مهمتر این نوع موضوعات در مورد سیدة فاطمه هم افتاده که ایشان هم حسادت کرده اند رضی الله عنها مثال(در بخاری آمده علی رضی الله عنه با دختر ابوحِهل قصد نکاح داشت و سیده فاطمه نگذاشتند به پدر شان شکایت بردند ).
وما می گوییم این امری طبیعی هست و نه بر عایشه وفاطمه رضی الله عنهن خرده ای هست).


در باب صحیح مسلم که (سیده عایشه پایش را دراز کرده بود بلکه مسئله اینطور هست که پیامبر برای نماز بیدار شده بود در شب و عایشه پایش در سحِده گاه پیامبر بود و شب هم تاریک وقتی پیامبر سحِده می کردند با دست به پای عایشه می زدند که پایش را بردارد واین خود از مسائل فقهی است که ایا لمس زن وضو را باطل می کند یا نه).
بنا براین این موضوع و تهمت هم روشن شد.

حدیث آخر که آورده اند عایشه به نبی صلی الله علیه وسلم فرمد (آیا فکر می کنی پیامبر خدایی اما پاسخ:أنت الذي تزعم أنك نبي (قول عائشة للنبي)
الحديث ضعيف. قال الحافظ الهيثمي « فيه محمد بن إسحاق وهو مدلس وقد عنعنه» (مجمع الزوائد4/322). وهو عين ما قاله الحافظ العراقي في تخريج إحياء علوم الدين (2/43). فالحديث معلول بالعنعنة. والمدلس تقبل روايته إذا كانت بلفظ (حدثني) ولا تقبل إذا قال (عن عن).
وإيراد الغزالي لها من جملة ما حشا به كتابه الإحياء من آلاف الأحاديث الضعيفة والموضوعة. وهذه الرواية بذاتها كانت سببا في توجيه نقد أهل العلم إليه. وقد وجه ابن الجوزي نقده إلى الغزالي لإيراده مثل هذا الحديث خاصة وحشو كتابه الإحياء بآلاف الأحاديث الضعيفة والموضوعة عامة. (أنظر صيد الخاطر ص 120).


خوب کار شیعه به حِایی رسیده که به کتاب غزالی استناد می کند آن همکتاب احیاء که هزاران حدیث ضعیف و موضوع در آن هست.
والله المستعان.






نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 توسط عبدالرحمن عمر


درباره وبلاگ
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
نويسندگان
موضوعات
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
 
Blog Skin