صداى مؤذن مى آيد:
الله أكبر ...
لا إله الا الله ...
بتول خانوم براى نوه ى يك دونه و نازنينش رفته مشهدامام رضا و براش يه تيكه پارچه تبرك آورده و به دور دستش بسته تا از بلاى چشم حسود در امان باشه !!
البته آقا سید هم براش تعویذ نوشته !
شب جمعه هم براش نذر حضرت حلال المشاكل و توسل به حضرت اميرالمؤمنين كردند!
.....
اينها نمونه اى از القائات شيطان به انسان به نام " اعتقادات دينى " ست!
شيطان با ايجاد رعب و وحشت به آدمها اعلام مى كند كه :
اى آدمها !
در دنيا بيشتر از يك خدا وجود دارد!
براى همين بايستى از همه ى اين " خدايان " بترسيد تا در امان باشيد!
و آدمها هم به فريادهاى شيطان گوش مى دهند و براى رضاى او خرجها و زحمت ها به جان مى خرند!
براى امام رضا و سفر به سويش ، آذوقه ى خود و فرزندانشان را فدا مى كنند!
و هميشه مواظب هستند تا فرزندانشان را از شر آدمهايى " حسود " دور نگه دارند!
براى همين بتول خانم هميشه لباسهاى كهنه و كثيف به تن نوه ى عزيز مى كند تا به چشم آدمهاى حسود ، شيرين جلوه ندهد و آزار نبيند!!
......
در حاليكه در هيچ جايى از كلام الله سخن از "چشم " حسود و قدرت فوق العاده اش در نابودى آدمها نيامده است!
حسد در تمامى مفهوم لغوى و قرآنى ، معنايى جز دشمنى و كينه ندارد.
حسد يعنى آرزوى نابودى نعمت از انسانى ديگر.
همانطور كه اهل كتاب با آرزوهاى شيطانى شان دوست داشتند نه كتابى ( قرآن ) نازل مى شد و نه أمتى بر اساس قرآن وجود داشت!
و اين آرزو يك وهم و خيال است ، زيرا اراده ى خداوند بر وجود كلام الله و أمت استوار قرآنى ست.
و ....
صداى مؤذن گوشها را کر می کند !
الله أكبر ... خدا تنها معبود عالم ، بزرگتر است !
لا إله الا الله ... معبودی جز یکتا خداوند ابر قدرت ، شايسته ى عبوديت و در نظر داشتن نيست!


