السلام عليكم خواهر عزيز
قبل از اينكه به سؤال مطرح شده ى شما جواب داده شود ، خواستم يك نكته ى مهم براى همه ى خواهرانم روشن شود.
و آنهم اينكه متأسفانه علاقه ى بسيارى از زنان با شوهرانشان حالت پرستش دارد نه محبت!
و برای همین هم مصداق حالشان همین است که بگویند: مردان یا شوهران در حقیقت خدای کوچک زنانشان هستند!!
اگر علاقه و محبت زن به شوهر یک علاقه و محبت راستین طبیعی باشد دیگر دوری از شوهر یا بی وفایی او موجب نابودی هستی زن و شكست روانى نمی شود.
چرا بایستی زن خودش را تا این حد به ذلت بکشاند حال آنکه علاقه ی مردان به زنانشان یک علاقه ی طبیعی و شاید هم خیلی کم و سطحی باشد؟
این نتیجه ی فرهنگ پوشالینی ست که زن را تا حد بندگی در خدمت مرد قرار داده و مرد را سمبلی خدایی معرفی نموده است و الله المستعان!
و حتی با سخنی به دروغ منسوب به رسول الله می گویند: اگر قرار بود زن به کسی جز خدا سجده کند آن کس شوهرش بود!
بسیاری از زنان به خوبی و روشنی شاهد خیانت مردانشان هستند ولی آن را تحمل می کنند زیرا جامعه به ظاهر اسلامى محیطی برای فریاد رسایی زن به وجود نیاورده است و زن همیشه بازنده ی معرکه است!
خواهرم
با توجه به اينكه خداوند در هدف آفرينش كه همان عبادت الله تعالى ست ، فرقى بين زن و مرد قرار نداده است ، بايستى زن هميشه بسوى تحقيق اين هدف باشد.
مرد و زن بايستى شريك و ياور هم در رسيدن به هدف حقيقى خلقت خود باشند.
فداكارى در راه این ياورى بسيار زيبنده است و جهادى با ثمر نزد خداوند شناخته خواهد شد.
حال اگر یکی از طرفین فاقد حماس در یاوری باشد دیگری نبایستی دست بسته زانوی غم بغل گیرد بلکه تلاش خود را درپیگیری هدف والای خود به اقصی درجه برستند.
حال ببینیم خواهرم آیا مردان مجوزی در ظلم و بی وفایی به زنانشان دارند که موجب زیر سؤال رفتن كتاب خداوند ( قرآن ) شود؟
خداوند مي فرمايد:
{ ولهن مثل الذي عليهن بالمعروف } الآية
یعنی بهمان صورت که مرد حقوقی را داراست پس زن نیز بر مرد حقوقی دارد و فرقی وجود ندارد!
خداوند در کتابش زن را " زوج " مرد معرفى كرده است يعنى همتا و هم منزلت او نه كمتر !
خداوند در كتابش بهمان صورت که از نشوز ( سركشى و تكبر ) زن سخن فرموده است از نشوز ( سركشى و تكبر و حق كشى )مردان ( شوهران ) نيز سخن فرموده است وراه حل آن را نيز ارائه فرموده است.
{وإن امرأة خافت من بعلها نشوزاً أو إعراضاً فلا جناح عليهما أن يصالحا بينهما صلحاً والصلح خير وأحضرت الأنفس الشح}... الآية
زيرا هدف هم زيستى و زوجيت را برقرارى آرامش و سكن قرار فرموده است.
{هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا ...} الآیه
حال اگر بنیان این سکن به خطر افتد ، راههای علاج آن نيز بايستى از خودِ خالق هستى جويا شويم.
آيا علاج فردى كه مفصلش منحرف شده را مى دانيد؟
علاج او بدون درد نيست ولى مفصل منحرف شده را به جايش بازخواهد گرداند و باعث سلامتی عضو می شود.
ادامه دارد ...


