بسم الله الرحمن الرحيم
يايها الناس اتقوا ربكم الذي خلقكم من نفس وحدة وخلق منها زوجها وبث منهما رجالا كثيرا ونساء واتقوا الله الذي تساءلون به والارحام ان الله كان عليكم رقيبا
اي مردم، از نافرماني خداوندتان بترسيد كه شما را از يك تن آفريد و همسر او را هم از جنس او آفريد و از آنها مردان و زنان زيادي بوجود آورد و از نافرماني خدايي كه بنام او از همديگر تقاضا ميكنيد بترسيد مواظب خويشانتان هم باشيد. چون خدا مراقب شماست.
اولين كسي كه به گوهر انسانيت ايراد گرفت و گوهر خود را از او برتر دانست ابليس بود. او گفت : من از آدم بهترم چون او از خاك آفريده شده و من از آتش. مي دانيد پروردگار به او چه فرمود؟اي ابليس ! چه چيزي تو را از اجراي حكم من و سجده بر آن چه با دستان خود خلق كرده ام باز داشت؟ تكبر ورزيدي يا واقعاً از آدم بهتر و بلند مرتبه تر بودي؟
و اين تكبر پليد به شجره خبيثه اي مبدل گشت كه ميوه هاي منفور و زهراگين آن ، انسانيت را از مقام و جايگاه خود تنزل داد و اين نفس واحده را متفرق ساخت و همچنان او را به سوي اضمحلال و قهقرا مي كشاند.
تكبر ؛ سرچشمه تمامي گناهان و نافرماني ها.
تكبر ؛ علت تمامي قتلها و جنايات.
تكبر ؛ تبعيض و نزاد پرستي
تكبر؛ ريشه و بنياد شرك و بت پرستي
اين كه سفيد است از آنكه سياه است بهتر و اصيل تر است (تكبر نزادي) آن يكي چون عرب است برتر است و اين يكي چون فارس است(تكبر قومي) . آن يكي چون شيعیست و اين يكي چون سني يا وهابيست(تكبر مذهبي) ، آن يكي محمد را دارد كه به عرش خدا رفته و آگر او نبود خداوند افلاك را نمي آفريد و اين يكي علاوه بر آن علي را هم دارد كه پيش از رسيدن محمد به عرش در آنجا بوده و اگر او نبود حتي محمد هم آفريده نمي شد( تكبر تخيلي ) او چون مرد است پس مقام و جایگاهی ارزشمند تر از زن دارد ( تکبر جنسی ) ولی آیا قران ما را دعوت به این گونه فخر فروشی و تکبر در مقابل همنوعان خود نموده است ؟
قرآني كه مرد و زن را يك نفس واحده معرفي مي كند ، قرآني كه انسانها را به اتحاد و تشكيل امت واحده دعوت مي نمايد ، قرآني كه كلام خداوند رحمن و نازنين است ، چگونه ممكن است بر عليه خالق خود حرفي بزند و بر چيزي كه او به دست خودش آفريده ايراد بگيرد و آن را ناقص معرفي كند؟!
آگاه باشيد ! اين شيوه اهريمن است . او بود كه به عمله و خدمه خود انديشه برابري نساء و حيوانات را القاء كرد تا آن را در قالب احاديث و روايات به مقلدان خود عرضه دارند. آنها به مردم مي گفتند ؛ زنان حيواناتي هستند كه خداوند نقاب انسانيت بر صورتشان زده است تا براي مردان قابل تحمل شوند!!
شيطان به وسيله همين خدايان ساختگي ، همين لات و منات و عزي بود كه زنده به گور كردن دختران بي گناه را براي انسان به زنجير كشيده شده ارزشمند وعملي صالح جلوه مي داد .
و باز هم به وسيله همين خدايان ساختگي ، همين محمد ، علي و ديگران است كه جهان ما را به آشوب كشانده است و انسانها را به جان يكديگر مي اندازد و به سوي تباهي و فروپاشي كامل روانه مي سازد.
امروز اگر محمد و علي واقعي زنده بودند ، مطمئنا محمد و علي قلابي و پيروانشان را تكفير مي کردند .
آيا انسان عهدي را كه با پروردگارش بست به ياد خواهد آورد؟
آيا زين پس فرمان شيطان را اجرا نخواهد كرد ؟
آيا بجاي اطاعت شيطان ، از نوري كه خداوند برايش فرستاده تعبد و فرمانبرداری خواهد كرد؟
الرجال قومون على النساء بما فضل الله بعضهم على بعض وبما انفقوا من امولهم فالصلحت قنتت حفظت للغيب بما حفظ الله والتي تخافون نشوزهن فعظوهن واهجروهن في المضاجع واضربوهن فان اطعنكم فلا تبغوا عليهن سبيلا ان الله كان عليا كبيرا
بخاطر اينكه بعضي را بر بعضي برتري دادهايم و بخاطر خرجي كه ميكنند، مردان از زنان مراقبت ميكنند. بنابراين زنان صالح فرمانبردار، در غياب شوهرانشان حافظ آنچه خدا براي آنان حفظ كرده هستند. زناني را كه از نشوز آنها ميترسيد، اول آنها را نصيحت كنيد. (اگر فايدهاي نداشت در مرحله دوم براي مدتي) در رختخواب از آنها كناره جويي كنيد. (در مرحله سوم چنانچه از هيچ راه ديگري نتوانيد آنها را از كاري كه ميكنند باز داريد) آنها را بزنيد. اگر از شما اطاعت كردند، دنبال راهي بر عليه آنها نگرديد. چون خدا، بلند مرتبه و بزرگ است.
قيوميت و رياست مردان بر زنان چيزي نيست كه فقط قرآن كريم به ان اشاره كرده باشد و يك امتياز اكتسابي بشمار نمي رود كه موجب فخرفروشي مردان بر زنان گردد. سرپرستي و قيوميت مردان بر زنان يك نيروي فطري و اصل جاريست كه خداوند براي قوام جوامع انساني آن را در انحصار مردان قرار داده است.
وقتي خداوند سبحان مي فرمايند : « الرجال قومون علي النساء » در واقع به يك اصل كلي و ثابت اشاره مي كند كه هيچ تبديل و تغييري در آن راه ندارد.
ما مي توانيم اثرات اين اصل طبيعي را در تارو پود جوامع بشري ، چه مربوط به ديروز و چه امروز ، نظاره گر باشيم .
يكي از مفاهيم «قيوميت» عبارت است از رياست و سرپرستي ، حال مي خواهد رياست يك جامعه كوچك به اسم خانواده باشد يا يك مملكت. گذشته از استثناهاي موجود ، تا كنون چند درصد از سرپرستي جوامع بزرگ به عهده زنان بوده است؟
آمريكا يكي از آن كشورهايي است كه زياد سنگ تساوي زن و مرد را به سينه مي زند ، در تمام تاريخ آمريكا چند درصد از رؤساي جمهور اين كشور را زنان تشكيل داده اند؟ چنانچه در اين مورد تساوي وجود داشت، اگر نگوييم پنجاه درصد ، حد اقل مي بايستي چهل درصد از اين رؤسا زن باشند ، اما مي بينيم كشور مذكور از جرج واشنگتن تا جرج دبلیو بوش دهها رئيس جمهور داشته است و حتي يكي از آنها هم زن نبوده اند و نتنها آمريكا بلكه اكثريت كشورهاي جهان تا كنون رئيس جمهور زن نداشته اند!
آيا در آن كشورها دمكراسي وجود ندارد كه فقط مردان به عنوان رئيس انتخاب مي شوند؟
آيا دست و پاي زنان آن كشورها را بسته اند تا در انتخابات شركت نكنند؟
اشتباه نكنيد ! بنده به هيچ وجه قصد پايين آوردن منزلت زنان را ندارم و اين امتياز فطري سرپرستي نيز نمي تواند براي مردان مايع مباهات بشود. عرض بنده اين است كه وقتي خداوند مردان را مسئول و سرپرست زنان معرفي مي كند ، فقط در حد يك حكم و رأي نيست و به دين و آيين بخصوصي هم تعلق ندارد ؛ اين يك اصل عموميست كه در جوامع بشري همواره جاري و ساريست و براي حفظ و بقاء اجتماعات انساني لازم و ضروريست.
اما همين امتياز ممكن است مردان را به سركشي و طغيان در برابر زنان وادار نمايد و در برخي موارد باعث تجاوز به حقوق آنها شود . بعنوان مثال : آمارهاي موجود حاكي از آن هستند كه در جامعه كنوني آمريكا ، بيش از سي پنج درصد از مردان ، زنان خود را كتك مي زنند و اين درحاليست كه اكثر اين افراد مسلمان نيستند .
بنظر شما اگر اين مردان به دستور قرآن عمل مي كردند و قبل از مبادرت به كتك كاري ، راه گفتگو و مذاكره را پيش مي گرفتند و يا اگر مذاكره جواب نمي داد ، مدتي آنها را تحريم مي كردند ، باز هم آمار كتك كاري زنها تا اين حد بالا بود؟
اگرچه اسلام كتك زدن زن را مجاز دانسته و به عنوان يك راه حل پيشنهاد كرده است ، اما اين در حاليست كه زن مقصر باشد و اولين نسخه نيست بلكه در مرحله سوم قرار دارد ، در حالي كه خصلت و منش بسياري از مردها در مرحله اول ، كتك زدن را تجويز مي كند.


