سلام و درود بر شما مؤمنين
اين موضوع را با شما مؤمنين مورد بحث قرار مى دهم و از شما مى خواهم اين امانت را به تمامى افراد مؤمنى كه مى شناسيد برسانيد تا بار امانت بر دوش همه باشد و همه متوجه ى خطرهاى حقيقى باشيم.دوستان عزیز بسیاری از ماها کتابهای به اصطلاح دینی را مطالعه کرده و می کنیم که دارای عناوین براق و جذاب هستند عناوینی مانند " علامتهای نزدیکی قیامت " یا " راه های خنثی کردن سحر و زخم چشم و جن زدگی " یا " سنتهای مؤكد و اعمال واجب و مستحب در خصوص رويارويى با فتنه هاى آخر الزمان " يا " مسائل مربوطه به زنان " و غيره. بياييد نگاهی سریع به تک تک این امور بیاندازیم تا ببینیم تاچه اندازه این امور در زندگی روزانه ی مسلمین اثر داشته و خواهد داشت و متأسفانه باعث انحراف در عقيده ى توحيدى اسلامى مى شود.
ابتدا به دیدگاه مذهب گرایان به " زنان " دقت کنیم . موضوع مربوط به " زنان " برای من بسیار مهم است زیرا خود نیز اثرات منفی دیدگاه مذهب گرایان را در زندگی مشاهده کرده و می کنم.
کتابهای مذهبی معمولا زن را از ابتدای آفرینش موجودی معرفی می کند که سبب گمراهی " آدم " و راندنش از بهشت می شود!سپس احادیثی منسوب و دروغین برایمان بازگو می شود که : " بیشترین ساکنین جهنم زنان هستند! " آنگاه می بینیم علامتهای قیامت نیز از جانب زنان ظاهر می شود یا نحوه ی ظهور یا نحوه ی آرایششان است!
در این خصوص بسیار تحقیق کردم تا ببینم این موجود هم جنس خودم تاچقدر شانس نجات دارد!
" حوا " در کتابهای مذهبی زنی ست که " آدم " را به خوردن میوه ی ممنوعه تشویق می کند و سرانجامش هم اخراج او و شوهرش از بهشت و ابتلا به درد شدید زایمان نصیبش می شود!
این افترا در حالی به باور میلیونها مسلمان رخنه کرده که قرآن نه تنها اشاره ی به " مسبب بودن " حوا نداشته بلکه " آدم " را مسئول عصيان و اغواء معرفى مى نمايد:
وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَىٰ آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا ( طه - الآية 115)
به يقين پيش از اين با آدم پيمان بستيم و[لى آن را] فراموش كرد و براى او عزمى [استوار] نيافتيم
فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَا يَبْلَىٰ (طه - الآية 120)
پس شيطان او را ( آدم ) وسوسه كرد گفت اى آدم آيا تو را به درخت جاودانگى و ملكى كه زايل نمىشود راه نمايم
در اين آيات با ضمير مستقيم و واضح " آدم " مورد نكوهش و مسئول فراموشى عهد با خداوند شناخته مى شود و حتى وسوسه شدن او مستقيماً از سوى شيطان اعلام شده و نه زنش .
ولى حيله هاى دشمنان كتاب خداوند كه يهود بوده و هستند عميقتر بوده است و خيلى خوب توانستند به مردم بفهمانند كه اولين بلاها از سوى زنان بوده و سرانجام هم زنان منبع فتنه هاى آخرالزمان شناخته خواهند شد!
چرا باید زن اینهمه مورد نکوهش واقع شود درحالیکه خداوند او را در آفرینش شریک و همتای مرد قرار داده و رنجها و مشکلات زنان در جوامع همیشه به مراتب بیشتر از مردان بوده و هست درحالیکه از نظر فیزیکی قدرت دفاعی کمتر را دارا هستند؟!
چرا باید ساکنین جهنم بیشتر زنان باشند درحالیکه زن مظلومترین موجود زمینی در جوامع اسلامی و استکباری غرب است؟
چرا باید زنان مسبب گمراهی و انحراف مردان معرفی شوند و مردان موجوداتی معصوم که به دام فریب زنان افتاده و گمراه شده اند معرفی شوند!؟
شکی نیست که در جوامع به اصطلاح تمدنی نیز این مردان هستند که با قوانین ظالمانه شان زنان را مورد استغلال و سوء استفاده فیزیکی و روانی قرار می دهند و هم مردان هستند که زنان را به خاک سیاه بسیاری فتنه ها کشانده اند و همچنین قوانین ظالمانه ی کشورهای استعماریست که زن را سربار جامعه می بیند که یا باید در خدمت مردان واقع شود یا بایستی حذف گردد ( همانطور كه خواهرمان مروه شيربيني توسط یک مرد نژادپرست حذف فیزیکی شد )و لله المستعان!
باید خواهران عزیز و برادران گرامی به خوبی بدانند که خداوند هرگز زنان را مورد ظلم قرار نداده است و این جوامع استعماریست که طبقه سازی می کنند تا هجوم ظالمانه ی ملاها نیز بسوی زنان گردد و مرتب در خطبه ها به آنان فریاد زنند که " ای معشر زنان شما نسبت به شوهرانتان کفرنعمت می کنید! شما بیشترین سکان جهنمید ... شما ... "!
روزی خانمی بمن گفت: آیا اینهمه تحمل دردها و سختی های حمل و تولد و تربیت کودکان که بردوش داریم موجب این نمی شود که درحقیقت بیشترین سکان بهشت ما باشیم و مردان که راحت و آسان مورد ناز و محبت و خدمت ما قرار گرفته شده اند و دارای آزادی بیشتر نیز هستند خطر ورود به جهنم بیشتر شاملشان گردد؟!
این یک ندای شکایت بیش نیست که به واقعیت نزدیکتر است.
آری. زن مظلومانه در جهان خلقت مورد استفاده ی مردان قرار گرفته شده که سرانجام توسط مردان مذهبی روانه ی جهنم می شود تا جای بیشتری برای مردان در بهشت و در کنار حوریان باشد و الله المستعان!
*******
در مباحث متفرقه ى گذشته کم و بیش به امور خرافاتی مانند " زخم چشم و سحر و جن زدگی " پرداختیم اما دراینجا عجالتاًَ فقط تذکر دهم که نیمی از بیماریهای وهمی و خیالی مسلمانان به سبب همین خرافاتی ست که ملاها به درون عقل مسلمین تزریق کرده اند و کتابهای رنگارنگ استخراج و نشر کرده اند تا فساد عقلی خود را به اسم " دین " به مردم سرایت دهند و الله المستعان.
مدتها قبل کتابهایی رنگارنگ با عناوین مسخره ای می خواندم که خواننده را در دنیایی از وحشت رها می کرد تا مبادا " تیر زخم چشم " فلان زن یا مرد باعث " اجل و مرگ " گردد یا مبادا " یک جن " ناگهان وارد بدن شود و روز از روزگارمان تباه کند و ....!!
اثرات این کتابهای مسخره چیزی جز " مرض روانی " و انتشار بدبینی بین مؤمنين نيست.
مى بينيم كه چگونه فقرا و مساکین همیشه متهم می شوند که ثروتمندان را " زخم چشم " می زنند چون خودشان محروم هستند پس باعث نابودی نعمت دیگرانند!!
درحالیکه قرآن همیشه مؤمنين را به محبت و نزديكى به مسكين و فقير و بى بضاعت دعوت مى كند ، اين اعتقادات خرافى باعث دورى و ترس از نزديكى به محرومان مى شود.
اين حربه ى شيطان سبب بدبينى و سوء ظن شديد مى شود و ملاها نيز براى درمان اين بدبينى آتش افروزانه نصيحت مى كنند تا آب وضوى شخص حسود برداشته شود و بر بدن بيمار محسود ريخته شود!!
آيا اين ارتباط توحيدى بين مسلمين است كه هميشه با بدبينى و احتياط مواظب باشند تا مبادا به كسى آسيب روحانى وارد شود !؟
متأسفم كه ملاهاى مسلمين اين سخنان ما را نه مى بينند و نه بدان توجه دارند چون آنان مشغول دعانویسی یا تجویز دعاهای درمانی هستند!!
و منبرها هم توسط افرادی اشغال شده که بیماران را بیمارتر و جامعه را به فساد نزدیکتر می کشانند والله المستعان.
هرچند مسئله ى " توحيد " در ميان اهل سنت مورد عنايت بسيار زيادى واقع شده و شرك و انواع آن را معرفى مى كنند و در باب " توحيد الوهيت " مرتب تعريف مى كنند كه " ترس از غير خدا " و " توجه به غيرخدا " از انواع خطرناك شرك است اما متأسفانه اين حقيقت به خوبى مورد توجه نشده كه ترس از غير خدا و توجه به غير خدا توسط خودشان ترويج مى شود منتها با نامهاى براقى مانند " قدرت فوق العاده ى چشم "( موازى با قدرت خالق منتها با اثر عكس !!) و " راه درمان بوسیله ی آب وضوی صاحب چشم فوق العاده " !!
دوستان گرامی
به موضوع سریع دیگر می پردازم " علامتهای قیامت " .
خداوند در کتاب عزیزش صریحاً اعلام فرموده است كه كسى از قيامت و وقتش نمى داند حتى رسول الله صلى الله عليه و سلم:
يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا ۖ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّي ۖ لَا يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلَّا هُوَ ۚ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ لَا تَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً ۗ يَسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْهَا ۖ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ اللَّهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ(الأعراف الآية ۱۸۷)
از تو در باره قيامت مىپرسند وقوع آن چه وقت است بگو علم آن تنها نزد پروردگار من است آن را به موقع خود آشكار نمىگرداند [اين حادثه] بر آسمانها و زمين گران است جز ناگهان به شما نمىرسد [باز] از تو مىپرسند گويا تو از آن آگاهى بگو علم آن تنها نزد خداست ولى بيشتر مردم نمىدانند
أَفَأَمِنُوا أَنْ تَأْتِيَهُمْ غَاشِيَةٌ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ أَوْ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ( يوسف - الآية107 )....ساعت ( نهايت هستى ) جز ناگهان بسويشان نمى آيد .
إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَىٰ كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَىٰ ( طه - الآية 15)
همانا قيامت رخ دادنيست آن را پنهان می دارم ....
إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ ۖ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا ۖ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ ( لقمان - الآية34)
نزد خداوند است علم آن ساعت ( قیامت ) ....
يَسْأَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ ۖ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ اللَّهِ ۚ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا ( الأحزاب - الآية63)
مردمان از آن ساعت می پرسند بگو فقط علمش نزد خداوند است و تو چه مىدانى شايد ساعت ( نهایت دنیا ) نزديك باشد.
اللَّهُ الَّذِي أَنْزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَانَ ۗ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ.
... و تو چه مىدانى شايد ساعت ( نهایت دنیا ) نزديك باشد.
يَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِهَا ۖ وَالَّذِينَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا وَيَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ ۗ أَلَا إِنَّ الَّذِينَ يُمَارُونَ فِي السَّاعَةِ لَفِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ ( الشورى - الآية-۱۷ و ۱۸)
كسانى كه به آن ايمان ندارند شتابزده آن را مىخواهند و كسانى كه ايمان آوردهاند از آن هراسناكند و مىدانند كه آن حق است بدان كه آنان كه در مورد ساعت ترديد مىورزند قطعا در گمراهى دور و درازىاند .
هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ( الزخرف - الآية 66)
وَتَبَارَكَ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَعِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (85 الزخرف )
يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا .
إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشَاهَا ( النازعات - الآية ۴۲و ۴۵ )
در آيات فوق صريحاً اعلام شده علم ساعت و وقت نهايت زمين به خداوند سبحانه و تعالى تعلق دارد.
و در سوره ى النازعات رسول فقط " نذیر " یست که مردم را آگاهی و بینش می دهد نه اینکه اطلاعی از جزئيات آن ارائه دهد.
فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً ۖ فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا ۚ فَأَنَّىٰ لَهُمْ إِذَا جَاءَتْهُمْ ذِكْرَاهُمْ
( محمد - الآية 18)
و در اين آيه و آيات بسيارى سخن از ناگهانی بودن ساعت نهایت زمین است و سخنی از علامتهای خاص به آن نیست فقط اطلاع و بینشی از قرب وقوعش .
اما تراشیدن علامتهای بسیار برای نهایت زمین چیزی جز فرهنگ بنی اسرائيلى نيست تا مردم را سرگرم سازند زیرا بنابه این فرهنگ غیرقرآنی " تا دجال و مهدی و عیسی و یأجوج مأجوج نيايند قيامت نمى آيد " !
اين است كه همه این فرهنگ قرآنی را فراموش مى كنند كه آمدن قيامت موجب ترس هر رسول خدايى بوده كه مبادا در يك لحظه عمر زمين تمام شود و زمين و آسمان به هم پیچانده شود.
ناگهانی بودن ساعت نهایت زمین فرهنگ قرآنیست که به سبب انتشار فرهنگ مذهبی " مهدویت و عیسویت و دجال و ... " به درون غار فراموشی سپرده شده است و الله المستعان.
بهتر است این حقیقت قرآنی را به هم تذکر دهیم که ساعت نهایت زمین ممکن است در همین لحظه ای باشد که ما و شما درحال نوشتن یا خواندن این مقاله هستیم و الله المستعان!
بهتراست افسانه های علامتهای قیامت را به فرزندانمان نگوییم تا منتظر آمدن شخصی از سوی آسمان نباشند که آنان را بجای جهاد علیه دشمن به سوی کوهستانها قایم کند تا آنوقت خدا برایشان پرنده ای عجیب و غریب و افسانه ای فرستاده و دشمنانشان را از زمین بردارد!
این فرهنگ یهود است که ملت در آسایش بمانند و خدا خودش دشمنان را بکشد و در قبل نیز به موسی علیه السلام گفتند: "تو و خدایت برو بجنگ ما اینجا می نشینیم! "
در فرهنگ دروغین علامات ساعت نهایت دنیا ، كسى قدرت رويارويى با دشمن فوق العاده ( يأجوج و مأجوج ) ندارد و عيساى آسمانى به زمين مى آيد تا مردم را قايم كند!!
در فرهنگ دروغین علامات ساعت نهایتی دنیا شخصی می آید که مسلمین را از سر تیغ شمشیرش می گذراند چون او " مهدی آل بیت " است و قرار است انتقام پدرانش را از فرزندان و اتباع دشمنان پدرومادرش بگیرد و نباید به او گفت بالای چشمت ابروست!!
این فرهنگهای دروغین را باهم برچینیم و ملاهای مهربان ولی غافل را بیدار کنیم تا بیش از این ملت مسلمان را " لالایی " نگویند!!
دوستان از صفات یهود فلسفه سازیست و مثالهایی از احوال آنان در قرآن یاد شده است .مانند ذبح یک گاو که آنقدر سؤال و فلسفه بافى مى كردند زيرا ميلى به اجراى فرمان الهى در آنان نبود.
ديدگاه اسلامی به ساعت نهایت جهان بدین صورت در قرآن بیان شده تا قدرت یگانه معبود عالم همیشه مدنظر انسان باشد که خالق و آفریدگار هستی هرلحظه ممکن است دنیا را برچیند و ما را به حساب فراخواند.
این اعتقاد نه تنها زیبا و کافیست و حاجتی به افسانه های کتابهای خرافی مذهبی ندارد بلکه پرداختن به کتابهای خرافی علامات قیامت ( علامات صغری و کبری ! ) چیزی جز بنی اسرائيلى شدن نيست تا هميشه منتظر وقوع علامتى شويم و بدونش خود را سردرگم احساس کنیم!
در عالم تشیع منتظر ظهور امام زمانی هستند که خون از شمشیرش می چکد!
و درعالم اهل سنت منتظر عیسایی هستند که بر شانه ی فرشته ها نشسته درحالیکه آب از زلفانش می چکد چون تازه در آسمان دوش گرفته و به پایین می آید و هم او دجال را می کشد و مردم را به کوه و کوهستان می برد و قایم می کند تا یأجوج مأجوج توسط خدا كشته شوند و زمين از آنها پاک شود !
بهتر است این افسانه های مذهبی را کنار نهیم و به سوی چشمه ی پاک قرآن بازآییم.
اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ وَمَن يُضْلِلْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ
خدا زيباترين سخن را كتابى متشابه متضمن وعد و وعيد نازل كرده است آنان كه از پروردگارشان مىهراسند پوست بدنشان از آن به لرزه مىافتد سپس پوستشان و دلشان به ياد خدا نرم مىگردد اين است هدايتخدا هر كه را بخواهد به آن راه نمايد و هر كه را خدا گمراه كند او را راهبرى نيست .


