بسم الله الرحمن الرحيم
سؤال :
آیا روزهای الله برابر 1000 روز بشر است (سوره 22 آیه 47، سوره 32 آیه 5) یا برابر 50,000 روز بشر است (سوره 70 آیه 4) ؟
آيا آيه اى قرآنى در اثبات كروى بودن زمين وجود دارد؟ ( روحان ، سؤالت را مختصر كردم )
جواب :
در آيه ى ۴۷ سوره ى حج و آيه ى ۵ سوره ى سجدة خداوند بيان مى دارد : يك روز خداوند بمانند هزار سال شمارشى ما هستند.
و امر خداوند بين اين زمين و آسمان طى مى كند به اندازه ى هزار سال شمارشى ما.
و همه مؤمن بر اين هستيم كه امر خداوند بسيار سريع است .
و اما اينجا سخن از باز آمدن امر بسويش ( آسمان ) است كه به اندازه ى هزار سال شمارشى ما بطول مى انجامد و اين عظمت خلقت اين آسمان را آشكار مى سازد.
و اينكه در اين آيه سخن از عذاب قيامت شده كه كافران با شتاب آن عذاب را جويا مى شوند و خداوند مى فرمايد كه وعده اش خلاف ندارد و روز خداوند به اندازه ى هزارسال ماست.
پس در اينجا سخن از امر خداست و روز خدايى .
وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَن يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْمًا عِندَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ (47)
سورة الحج
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاء إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ (5)
سورة السجدة
و اما ،
در سوره ى معارج خداوند سخن از فاصله ى زمين و اين آسمان زمين ندارد ، بلكه سخن از عروج ملائكه بسوى ذات الهى كه در بالاى عرش و كرسى بر آسمان هفتم هست ، دارد.
مى فرمايد : ملائكه و جبريل ( الروح ) بسوى او بالا مى روند در روزى كه پنجاه هزار سال مى انجامد.
و مسافت اينها بمانند مسافت بين اين آسمان و زمين نيست بلكه بمراتب بيشتر است و همچنين سخن از عروج ملائكه كه هميشه در حال تسبيحند بسوى خداوند دارد كه خداوند اين مدت زمان عروج آنان را ۵۰ هزار سال اندازه فرموده است.
تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ (4)
سورة المعارج
فرشتگان و جبريل بسوى او بالا مى روند در روزى به اندازه ى پنجاه هزار سال ( سال شمارشى ما )
و همچنين عروج معناى رفتن بصورت مستقيم نيست بلكه بصورت كج و آرام رفتن است .
شايد خواهران و برادران دينى ام بهتر بتوانند اين منظور را آشكار سازند كه عروج بمانند يعرج يعنى مستقيم نرفتن مى باشد.
و البته اضافه نمايم كه در سوره المعارج ، سخن از پيمودن مسافتى توسط ملائكه در خطى مايل ( عروج به معناى مايل نيز مى باشد ) و نه مستقيم مى باشد.
مثلاً در لغت عرب به خط كج يا مايل ( أعرج ) نيز مى گويند و به انسانى كه در راه رفتن مشكلانى داشته و يا مى لنگد نيز أعرج گفته مى شود.
بدين وصف ، پيمودن مسافتى بصورت مايل ( عروج ) ، وقت بيشترى مى گيرد.
مانند اينكه بگوييم مسافت بين دو شهر با ماشين يكساعت است و پياده يك روز!
پس پيمودن مسافت به اندازه ى خود مسافت نيست!
و پيمودن مسافتى توسط ملائكه فرق دارد با پيمودن أمر خداوند كه هميشه سريع است!
و موضوع بسيار جالبى بيادم آمد كه مدتها دانشمندان مسلمان و غير مسلمان را متحير ساخته بود و با كشف آن دلهاى مؤمنان را شاد فرمود و لله الحمد!
خداوند هر گاه در آيات كتاب عزيزش سخن از رفتن بسوى او ( الله تعالى در فوق آسمانها ) دارد ، از فعل ( يعرج ) ياد فرموده است.
و اين يكى از زيباترين حقايق علمى فلك شناسى ست !
زيرا به هنگام پرتاب موشك بسوى خارج از حدود زمين ، بايستى ابتدا وارد مدار شود كه مايل است و يعد از از اين محور خارج شود و اين عمل بصورت حركتى مايل صورت مى گيرد نه مستقيم و مى دانيم اين محور در حقيقت عائقى ست كه از مستقيم خارج شدن موشك بسوى فضاى خارجى جلوگيرى مى كند!
يعنى موشك هاى فضا نورد بايستى با پيوستن به مدار دايره اى زمين و خروج از اين محور دايره اى بصورت غير مستقيم از آن خارج شوند !
اين را شايد به زبان بهترى بتوان شرح داد و آنهم اينست كه ابتدا موشك در مدار زمين واقع شده كه كج مى باشد و با پيمودن مسافتى ، سپس از آن خارج مى شود و همينطور به هنگام بازگشت بسوى زمين بايستى ابتدا وارد مدار شود كه بصورت دايره اى ست و نمى تواند موشك با كله اش ( !! ) از فضاى خارجى بدون رعايت مدار به زمين وارد و يا داخل شود !
و اين محور مدارى بدور تمامى كواكب منظومات شمسى و كهكشانها وجود دارد و هر متحركى بسوى آنها بايستى بصورت مايل وار وارد مدار آنان شود.
اين عمل همان عروج و يعرج مى باشد و خداوند به زيبايى آنرا بيان فرموده كه عوائقى در اين حركت بسوى آسمان و زمين وجود دارد كه از خروج مستقيم و سريع جلوگيرى مى نمايد.
و اين نيز اثباتى ست بر كروى بودن زمين و داشتن مدارى حول آن كه فقط در صورت خروج از آن بسوى فضاى خارجى ، درك مى شود.
آيا اگر زمين مسطح و غير دائرى مى بود نيز اين مدار داشت؟!
و باز خداوند مى فرمايد :
رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ (17) -سورة الرحمن
پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب .
و باز خداوند در سوره ى المعارج مى فرمايد :
فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ إِنَّا لَقَادِرُونَ (40)
براستى قسم ياد مى كنم به او ( الله ) پروردگار دو مشرق و دو مفرب كه ما قدرتمند و توانا هستيم ( به همه ) .
آيا اگر زمين مسطح بود ، يك مشرق داشت يا دوتا؟
دو مغرب داشت يا يكى؟
الحمد لله و الصلاة و السلام على رسول الله !
سپاس سزاوار الله مى باشد كه فرستاده اش بشرى بى سواد را براى ابلاغ اين اخبار آسمانى انتخاب فرمود تا نشانه اى از قدرت بى نهايت ذات پاكش گردد.


